5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
واحد اندازه گیری انسانیت
دست هایی است
که گرفتیم
گره هایی است
که از مشکلات دیگران باز کردیم
دلهایی است که
به دست آوردیم...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
میگن ساکت شدی عوض شدی حرفی برای گفتن نداری
دوست دارم بهشون بگم ؛
نه این که حرفی نباشد، هست …
خیلی هم هست
اما دلشکسته ها می دانند
غم به استخوان که برسد
می شود “سڪـــوت”…
⠀
⠀ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
17.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه همسرت رو خوشحال نگه داری
ثروت خود به خود میاد سمتت ...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗وزیرخداپرست
حکایت است که پادشاهی از وزیر خداپرستش پرسید: بگو خداوندی که تو میپرستی چه میخورد، چه میپوشد، و چه کار میکند؟ اگر تا فردا پاسخ را نگویی عزل خواهی شد.
وزیر سر در گریبان به خانه رفت. وی را غلامی بود که او را در این حال دید. پرسید که او را چه شده؟ حکایت بازگو کرد. غلام خندید و گفت: «ای وزیر عزیز، این پرسش جوابی آسان دارد.»
وزیر با تعجب گفت: «تو پاسخ را میدانی؟ پس برایم بازگو.»
غلام گفت: «اول خدا چه میخورد؟ غم بندگانش را، می فرماید من شما را برای بهشت و قرب خود آفریدم. چرا دوزخ را بر میگزینید؟»
وزیر با تعجب گفت: «آفرین غلام دانا.»
غلام ادامه دلد: «دوم خدا چه میپوشد؟ رازها و گناههای بندگانش را.»
وزیر با خوشحالی گفت: «مرحبا غلام!»
وزیر که ذوق زده شده بود پرسش سوم را فراموش کرد. با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد. باز در سوال سوم درماند، رخصتی گرفت و شتابان به جانب غلام برگشت.
غلام گفت: «برای سومین پاسخ باید کاری کنی.»
وزیر گفت: «چه کاری؟»
غلام پاسخ داد: «ردای وزارت را بر من بپوشانی و ردای مرا بپوشی و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به درگاه شاه ببری تا پاسخ را باز گویم.»
وزیر که چارهای دیگر ندید، قبول کرد و با آن حال به دربار حاضر شدند. پادشاه با تعجب از این حال پرسید: «ای وزیر این چه حالی است تو را؟»
غلام پاسخ داد: «این همان کار خداست که وزیری را در خلعت غلام و غلامی را در خلعت وزیری حاضر نماید.»
پادشاه از درایت غلام خوشنود شد و بسیار پاداش داد و او را وزیر دست راست خود کرد.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
448.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱بحث انتظاره...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسیرِ تمامِ معجزهها از آموختن شروع میشود...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔کسایی که زیاد می نالند حالشون خوب نیست...
🌱دکتر_عزیزی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
در روایتی آمده است که خداوند به حضرت موسی علیه السلام فرمود: «بار دیگر که برای مناجات آمدی، بدترین مخلوق مرا به همراه بیاور!»
موسی (علیه السلام) هنگام بازگشت در فکر فرو رفت که چه کسی را ببرد؟
به هرکس که می اندیشید با خود می گفت: «شاید خدا او را دوست داشته باشد»
سرانجام موسی (علیه السلام) سگی را یافت که تمام بدنش را کِرم گرفته و لاشه گندیده اش رها شده بود و بوی عفونتش رهگذران را آزار می داد. با خود گفت: شاید این منفورترین موجود نزد خدا باشد؛ اما این مطلب به ذهنش خطور کرد که شاید خدا همین موجود را نیز دوست داشته باشد.
هنگامی که به میقات رفت، ندا رسید: «ای موسی! چیزی به همراه نیاوردی؟!»
موسی علیه السلام پاسخ داد: «به هرچه نگریستم، آن را شایسته دوست داشتن تو دیدم».
ندا رسید: «ای موسی! اگر آن سگ را به همراه آورده بودی، از چشم ما می افتادی!» و یا در جایی دیگر آمده است: «ای موسی به عزت و جلالم قسم، اگر آن سگ را می آوردی نامت را از دیوان انبیاء محو می کرددم.!
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼شجاع باش نه بی نقص!
🌱مجتبی شکوری
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗باد آورده
▫️در زمان سلطنت خسرو پرویز بین ایران و روم جنگ شد و در این جنگ ایرانیها پیروز شدند و قسطنطنیه که پایتخت روم بود به محاصره ارتش ایران در آمد و سقوط آن نزدیک شد.
▪️پادشاه روم چون پایتخت را در خطر میدید، دستور داد که خزائن جواهرت روم را در چهار کشتی بزرگ نهادند تا از راه دریا به اسکندریه منتقل سازند تا چنانچه پایتخت سقوط کند، گنجینه روم بدست ایرانیان نیفتد.
▫️این کار را هم کردند. ولی کشتیها هنوز مقداری در مدیترانه نرفته بودند که ناگهان باد مخالف وزید و هرچه ملاحان تلاش کردند نتوانستند کشتیها را به سمت اسکندریه حرکت دهند و کشتیها به سمت ساحل شرقی مدیترانه که در تصرف ایرانیان بود، رفتند.
▪️ایرانیان خوشحال شدند و خزاین را به تیسفون پایتخت ساسانی فرستادند.خسرو پرویز خوشحال شد و چون این گنج در اثر تغییر مسیر باد بدست ایرانیان افتاده بود خسرو پرویز آن را «گنج باد آورده» نام نهاد.
▫️از آن روز به بعد هرگاه ثروت و مالی بدون زحمت نصیب کسی شود، آن را باد آورده میگویند.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موقعیت؛ وقتی خسته از مدرسه برمیگشتی و ناهار آماده بود خونه با بهشت فرقی نداشت
چقدر تو مدرسه خسته میشدیم نه از درس بلکه از بازیگوشی
وقتی سر کلاس هم حوصله درس رو نداشتیم
الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم
گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1