1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونی ته دلگرمی کجاست
اونجایی که خدا میگه:
من دیدم
که تو بدی دیدی وبد نشدی
برای همین
بجای همه برات جبران میکنم....
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
ملانصرالدین و کباب🍗
ملانصرالدین با رفیقش از شهر خارج شده به شهر دیگری میرفتند.
هنوز نیم فرسخ نرفته بودند که ملا از خر فرود آمده گفت: خسته شدم. خوبست از ده روبرو فکر غذائی بکنیم.
رفیقش گفت: تو برو گوشت بخر بیاور تا من بپزم.
ملا گفت: من خسته ام این زحمت را خودت بکش.
رفیق ملا رفته گوشت را خریده و آورد. او ملا را که خوابیده بود، صدا کرد و گفت: من گوشت را آوردم. برخیز آتش روشن کرده آن را کباب کن.
ملا گفت: من خسته ام به علاوه کباب کردن هم بلد نیستم.
رفیقش کباب را پخته گفت: لااقل بر خیز از چشمه آب بیاور.
ملا گفت: من هر چه میگویم خسته ام باور نمیکنی. این زحمت را هم خودت بکش.
رفیقش آب هم آورد. آنوقت ملا را صدا کرده گفت: بلند شو غذا بخور.
ملا گفت: چند تکلیف را از خستگی رد کرده ام دیگر خجالت میکشم این یکی را هم عذر بخواهم.
پس برخاسته با عجله تمام به خوردن پرداخت😄
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر وقت چیزی خواستی فقط از خدا بخواه 🙏
اگر خدا بخواد غیرممکن ممکن میشه ❤️
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
👌 حرف حساب
به یک زن نگو..
تو که خونه بودی چیکارکردی؟
خستگیت واسه چیه؟؟؟
باید دقیق تر نگاه کنی
ریزبین باشی!
او هیچ کاری هم نکرده باشد
"امیدت" را دراین خانه نگه داشته است...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
838.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برایت آرزو میکنم
بعضی از اصوات را هیچگاه نشنوی
بعضی از افکار را هیچگاه نفهمی
و بعضی از حالات را هیچگاه حس نکنی
آنچه حس میکنی،تنها عشق باشد و خوشبختی
آرزو میکنم چشمانت اگر تر شد
به شوق اجابت آرزویت باشد
نه تکرار غم دیروز.....
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
130.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبر..🤍🌱
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
حکایتی آموزنده از شیخ بهایی:🌿
میگویند روزی شیخ بهایی در راهی میرفت. به مردی رسید که کنار جاده نشسته بود و پیوسته از تنگدستی و بدشانسی خود شکایت میکرد. شیخ لحظهای ایستاد و گفت:
«ای مرد، اگر به تو بگویند چشمانت را بده و هزار سکه طلا بگیر، میپذیری؟»
مرد گفت: «هرگز!»
گفت: «دستانت را بده و هزار سکه دیگر بگیر؟»
مرد گفت: «نه!»
گفت: «پاهایت را بده و هزاران سکه بگیر؟»
مرد گفت: «نه، این چه سخنی است؟»
شیخ تبسمی کرد و گفت:
«پس تو گنجی داری که به هزاران سکه نمیفروشی، آنگاه خود را فقیر میخوانی؟ فقر آن نیست که در کیسهات زر نباشد، فقر آن است که قدر داشتههایت را ندانی.»
مرد سر به زیر انداخت و دیگر شکایت نکرد.
✨ پیامش ساده است: بسیاری از ما داراییهایی داریم که اگر قیمت بگذارند، با هیچ مالی عوضشان نمیکنیم؛ اما چون رایگان به ما داده شدهاند، قدرشان را نمیدانیم.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️اگه خیلی زیاد باشی، دیگه دیده نمیشی
اگر گرد کسی بسیار گردی
اگرچه بس عزیزی، خوار گردی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗روزی شاگردی از استاد خود پرسید:
سم چیست؟
استاد به زیبایی پاسخ داد:
هرآنچه که بیش از نیاز و ضرورت ما
باشد، سم است!
مانند: قدرت، ثروت، ایگو، بلند پروازی، عشق، نفرت و یا هر چیز دیگری.
شاگرد بار دیگر پرسید:
استاد، حسادت چیست؟
استاد ادامه داد:
عدم پذیرش داشتهها و موقعیتهای خوب در دیگران.
و اگر ما آن خوبیها در دیگران را
بپذیریم، به الهام و انگیزه تبدیل
خواهد شد...
شاگرد: خشم چیست؟
استاد: رد و عدم قبول چیزهایی که
فراتر از کنترل و توانایی ما است...
اگر ما آن را پذیرا باشیم، این ویژگی
به صبر و شکیبایی بدل خواهد شد..
شاگرد: نفرت چیست؟
استاد: عدم پذیرش شخص به همان صورتی که هست.
و اگر ما شخص را بدون قید و شرط
پذیرا باشیم، ایننفرت بهعشق تبدیل خواهد شد!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرکسی نمیتونه به روت بیاره چقدر خوبی ،هرکسی زیبایی رو درک نمیکنه،
ولی اگه یکی پیدا شد و گفت،قدرشو بدون...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗داستانک
دبيرستان كه بوديم يه دبير فيزيك و مكانيك داشتيم كه قدش خيلي كوتاه بود اما خيلي نجيب و مودب با حافظه خيلي خوب !
قبل اينكه بياد گچ و تابلو پاك كن رو ميذاشتيم بالاي تابلو كه قدش نرسه برشون داره، هر دفعه ميگفت ؛ اقا من از شما خواهش كردم اينا رو اونجا نذارين اما باز ميذارين! يه روز سر كلاسش يه زنبور گرفتيم و نخ بستيم به پاش، تا برميگشت رو تابلو بنويسه زنبور رو رها ميكرديم وز وز تو كلاس و تا برميگشت رو به ما، نخش رو ميكشيديم، بنده خدا ميموند اين صدا از كجاست اخر سر هم نفهميد و زنبور هم با نخ پاش از پنجره فرار كرد!
با وجود اين همه شيطونياي ما، خيلي دوسمون داشت و باهامون كار ميكرد كه بتونيم همه مسائل فيزيك مكانيك رو حل كنيم.
چند سال گذشت، انترن بودم و تو اورژانس نشسته بودم كه ديدم اومد، خيلي دلم براش تنگ شده بود، سلام كردم و كلي تحويلش گرفتم، كه ما مديون شماييم و از اين حرفا. بعدم براش چايي اوردم و نشستيم به مرور خاطرات اونوقتا كه يهو يه لبخند زد و گفت تو دانشگاه هم نخ ميبندي پاي زنبور؟! 😅
خشكم زد😳
-عه مگه شما فهمديد كار من بود؟! چرا هيچي بهم نگفتيد؟!
باز يه نگاه معلمي و از سر محبت بهم كرد و با لبخند گفت:
-حالا اون گچ و تابلو پاك كن كه مي گفتم نذاريد اون بالا رو خيلي گوش ميداديد؟! دعواتون ميكردم از درس زده ميشديد، حيف استعدادتون بود درس نخونيد! وقتي يه معلم ببينه دانش اموز بازيگوشش دكتر شده جبران همه خستگيها و اذيتاش ميشه!
كاش تنبيه ميشدم اما اينطور شرمنده نمي شدم! اذيت هاي ما رو به روي ما نمي اورد نكنه از درس زده شيم اونوقت ما اون قد كوتاه رو ميديديم ، اين روح بزرگ رو نه ! 😓
واقعا معلمي شغل انبياست نه برا تعليم فيزيك و مكانيك، واسه تعليم صبر و حلم و هزار خصلت ديگه كه فقط تو اموزش انبيا ميشه پيدا كرد !
📗از خاطرات *دکتر سید محمد میر هاشمی جراح و متخصص چشم*
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751