هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
داستان خواندنی
دزدی وارد خانه یک پیر زنی شد و شروع کرد به جمع کردن اثاث خانه.
پیرزن که بیدار بود صداش کرد و گفت ننه نشان می دهد شما جوان خوبی هستید و از ناچاری دزدی می کنید آن وسایل سنگین ول کن بیا این النگوهای طلا به شما بدم فقط قبل از آن خوابی که قبل از آمدن شما دیدم برام تفسیر کن. دزد گفت خوب چی خواب دیدی.
پیرزن گفت خواب دیدم که همه اهل محل در یک باغ بزرگی در حال دویدن بودیم که من داخل نهر افتادم و برای بیرون اوردن من از نهر با صدای بلند پسرم عبود را صدا می کردم
عبووووووووود
عبووووووووود
بیا کمک.
پسرش عبود از خواب بیدار شد و مثل موشک از طبقه بالا آمد پایین و دزد گرفت و شروع کرد به زدن او پیرزن به پسرش گفت ننه بسه دیگر نزنش.
دزد گفت بگذار بزنه اخه من پدر سوخته برای دزدی امدم یا تفسیر خواب؟
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ وقت
از دست و دلبازی خدا،
ناامید نشو
به وقتش برایت فراهم میشود
یا بهتر از خواسته ات
در دستت قرار میگیرد
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
♥️🍃
9 جمله که میتونید برای تعریف از دیگران استفاده کنید :
1- خیلی مهربونی.
2- شجاعتت برای دفاع از چیزی که واست مهمه واقعا ستودنیه.
3- اعتماد به نفست باعث میشه اعتماد به نفس منم بیشتر بشه.
4- صداقتت قابل تحسینه.
5- اینکه میتونی برای هرچیزی حد و مرز قائل بشی و از خودت مراقبت کنی رو تحسین میکنم.
6- تو شنونده فوقالعادهای هستی؛ همیشه حس میکنم درکم میکنی.
7- تحملت مواقع مواجهه با مشکلات واقعا قابل تحسینه و من میتونم حین مشکلاتم بهت تکیه کنم.
8- نظرت برام ارزشمنده و بهت اعتماد دارم.
9- از اینکه میتونم کنارت خودم باشم ممنونم.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
اولین گام موفقیت، این است که بتوانیم موفقیت دیگران را تحمل کنیم.
دومین گام موفقیت، این است که بتوانیم موفقیت دیگران را تحسین کنیم .
سومین گام موفقیت، این است که بتوانیم موفقیت دیگران را تقلید کنیم.
آخرین گام موفقیت ، این است که بتوانیم به شیوه خودمان موفق شویم .
ماه را نشانه بگيريم ، اگر به هدف نزنيم. حتماً يكي از ستاره ها را خواهيم زد.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹داستان آموزنده🌹
در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید. همه اینکار را انجام دادند
و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد.
اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف ۵ دقیقه پیدا کند.
همه به سمت اتاق مذکور رفتند
و با شتاب و هرج و مرج به دنبال بادکنک خود گشتند ولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند.
دوباره اعلام شد که این بار هر کس بادکنکی که برمیدارد به صاحبش دهد.
طولی نکشید که همه بادکنک خود را یافتند دوباره بلندگو به صدا درآمد که این کار دقیقاً زندگی ماست.
وقتی تنها به دنبال شادی خودمان هستیم به شادی نخواهیم رسید.
در حالی که شادی ما در شادی دیگران است. شما شادی را به دیگران هدیه دهید و شاهد آمدن شادی به سمت خود باشید
.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
❖🍁♡🍁
روزی شاگردی از استاد خود پرسید:
سم چیست؟
استاد به زیبایی پاسخ داد:
هرآنچه که بیش از نیاز و ضرورت ما
باشد، سم است!
مانند: قدرت، ثروت، ایگو، بلند پروازی، عشق، نفرت و یا هر چیز دیگری.
شاگرد بار دیگر پرسید:
استاد، حسادت چیست؟
استاد ادامه داد:
عدم پذیرش داشتهها و موقعیتهای خوب در دیگران.
و اگر ما آن خوبیها در دیگران را
بپذیریم، به الهام و انگیزه تبدیل
خواهد شد...
شاگرد: خشم چیست؟
استاد: رد و عدم قبول چیزهایی که
فراتر از کنترل و توانایی ما است...
اگر ما آن را پذیرا باشیم، این ویژگی
به صبر و شکیبایی بدل خواهد شد..
شاگرد: نفرت چیست؟
استاد: عدم پذیرش شخص به همان صورتی که هست.
و اگر ما شخص را بدون قید و شرط
پذیرا باشیم، ایننفرت بهعشق تبدیل خواهد شد!
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
🔴 ضرب المثل "بوقش را زدند"
#تحلیل_ضربالمثل_متنی
🔸بوقش را زدند🔸
عبارت بالا كه غالبا از باب طنز وتعریض و كنایه گفته می شود مراد از این است كه فلانی از دار دنیا رفت. ضمنا این عبارت، درمورد افرادی كه از مشاغل حساس بركنار شده وتوانایی آنان فروكش كرده نیز استفاه میشود.
در قدیم اگر مرد یا زن بیماری به هنگام شب از دار دنیا می رفت با آهنگ مخصوصی كه می توان آن را به آهنگ عزا تعبیر كرد بوق می زدند تا سكنه آن آبادی آگاه شوند و صبحگاه در تشییع جنازه متوفی شركت كنند.
پس از انجام این مراسم اگر احیانا افراد بی خبر از جریان مرگ آن شخص ، از حال و احوالش می پرسیدند مخاطب از باب طنز یا كنایه جواب می داد "بوقش را زدند" یعنی از این دنیا رفت.
این عبارت رفته رفته به صورت ضرب المثل درآمد و اكنون نه تنها در مورد اموات و مردگان به كار می رود بلكه درباره افرادی كه از مشاغل حساس بركنار شده باشند نیز مورد استشهاد و تمثیل قرار می گیرد، فی المثل می گویند فلانی بوقش را زدند یعنی دیگر كاره ای نیست و از گردونه خارج شده است.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
23.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تحلیل_ضربالمثل_ویدئویی
🔸ناخوش خر خورده🔸
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#داستان_آموزنده
📝✨ حکایت بهلول و کاخ خلیفه📝✨
روزی بهلول را دیدند که مشتی خاک برمیدارد، در آفتاب مینگرد و با خود زمزمه میکند.
کسی پرسید:
«ای بهلول، چه میکنی؟»
گفت:
«ارزش کاخ خلیفه را میسنجم.»
گفتند:
«ارزش کاخ را با مشتی خاک میسنجی؟»
بهلول خندید و گفت:
«آری، که هر چه را پایانش خاک است، آغازِ سنجشاش نیز خاک است.»
همان روز، خلیفه به او رسید و گفت:
«ای بهلول، شنیدهام گفتهای کاخ من ارزشی ندارد. مگر نمیبینی زر و زینت و شکوهش را؟»
بهلول گفت:
«ای امیر، کاخ تو سه عیب دارد و با این سه عیب، شکوه به کارش نمیآید.»
خلیفه پرسید:
«آن سه عیب کدام است؟»
بهلول گفت:
«اول آنکه سقفش به آسمان نزدیکتر است، اما دلِ ساکن آن از خدا دورتر.
دوم آنکه درهایش بر فقیران بسته است، اما بر هوسها گشوده.
سوم آنکه هر که در آن جا گیرد،
یا به ترس گرفتار میشود یا به غرور؛
و هر دو، زندانِ روحاند.»
خلیفه گفت:
«پس به نظر تو خانهی بیزرق و برقی که درویشی در آن نشسته بهتر است از کاخ من؟»
بهلول گفت:
«خانه را نه به دیوارش میسنجند و نه به فرشش،
خانه را به آن دلی میسنجند که در آن آرام گرفته است.
گاهی کلبهای گِلی، عرشِ دلِ عاشق است،
و گاهی قصری زرّین، گورستانِ قلبهای مرده.»
خلیفه اندکی خاموش ماند و گفت:
«ای بهلول، پس تو اگر به جای من بودی چه میکردی؟»
بهلول گفت:
«اگر به جای تو بودم،
کاخ را پل میساختم نه قفس.
درش را به روی یتیمان و درماندگان میگشودم،
و از زر و زیورش برای سبک کردن بار مردم بهره میبردم،
تا شاید این بنا در آن دنیا به جایِ بارِ سنگین،
به صورت سایهای آرام بر سرم ظاهر شود.»
آنگاه بهلول به خاکی که در دست داشت نگریست و گفت:
«آنچه امروز در مشت ماست، فردا زیر پای ماست؛
پس مبادا به چیزی دل ببندیم که سرانجام،
زیر پا و زیر خاک خواهد رفت.»
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی هم زیاده روی کرد مثل خودش رفتار کن
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#داستان_های_ملانصرالدین
📝✨احترام به همسربه سبک ملانصرالدین📝✨
روزی یکی از دوستان ملا از او پرسید:
«ملا! شنیدهام تو همیشه به حرف همسرت گوش میکنی. مگر مرد خانه نباید تصمیم بگیرد؟»
ملا لبخند زد و گفت:
«اتفاقاً همینطور است! من تصمیمهای بزرگ را میگیرم و همسرم تصمیمهای کوچک را.»
دوستش کنجکاو شد:
«مثلاً چه تصمیمهایی؟!»
ملا با خونسردی گفت:
«من تصمیم میگیرم دربارهی صلح یا جنگ جهانی، سیاست اروپا و اوضاع زمین و آسمان نظر بدهم،
اما این که *چه غذا بخوریم، چه بخریم، کجا برویم و با که رفتوآمد کنیم* را او تصمیم میگیرد!»
دوستش با خنده گفت:
«یعنی تمام زندگی با اوست!»
ملا سری تکان داد و گفت:
«بله، اما من هنوز بر سر تصمیمهای بزرگم محکم ایستادهام! تا حالا همسرم اجازه نداده وقت باارزشم بابت کارهای کوچک تلف شود!» 😄
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751