هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
#حکایت_های_ملانصرالدین
🔸روزی ملانصرالدین در راه سفر به شهری دیگر بود. در دل کوهستان، شب فرا رسید و ملا خسته و گرسنه در جستوجوی سرپناهی افتاد. اندکی بعد، به کاروانسرایی کوچک رسید. صاحب آن، پیرمردی بود خسیس و بدخلق. ملا از او غذا و اتاقی خواست، اما پیرمرد گفت:
– اگر پول نداری، جایت بیرون کنار طویله است!
ملا، که دندان بر جگر گذاشت تا نزاعی پیش نیاید، گفت:
– باشد، من کنار طویله میخوابم، ولی اگر اجازه بدهی، برای خودم شام بپزم.
پیرمرد که از نیت ملا بیخبر بود، گفت:
– هرچه میخواهی بکن، تا زمانی که خرجش گردن من نباشد.
ملا رفت، دیگی آورد و درونش فقط سنگی انداخت و کمی آب ریخت. آتشی روشن کرد و دیگ را روی آن گذاشت. صاحبکاروانسرا، از کنجکاوی بیرون آمد و گفت:
– ملا! داری چه میپزی؟
– آشِ سنگی!
– آشِ سنگی؟! مگر با سنگ هم میشود غذا پخت؟
– البته که میشود، اگر کمی حوصله و کمی چاشنی باشد...
پیرمرد خندید و گفت:
– یعنی واقعاً میخواهی با همین سنگ چیزی درست کنی که خوردنی باشد؟
ملا با آرامش گفت:
– مزهاش بینظیر است. فقط حیف که کمی گوشت داشت، خوشعطرتر میشد.
پیرمرد – که وسوسه شده بود تا ببیند آخر این ماجرا چه میشود – گفت:
– خب، از داخل بیاورم کمی گوشت؟
– چه بهتر! با گوشت، آش جان میگیرد.
کمی بعد که گوشت را ریختند، ملا گفت:
– حالا اگر چند لپه و برنج هم بود، که عالی میشد...
پیرمرد رفت و آنها را هم آورد.
ملا مدام قاشق را میچرخاند و آواز میخواند، تا آنکه گفت:
– کاش کمی نمک و ادویه هم داشتیم، طعمش تکمیل میشد.
پیرمرد خودش رفت و ادویه آورد!
وقتی آش آماده شد، بویش تمام حیاط را پر کرده بود. ملا کاسهای برداشت و گفت:
– بفرما صاحبکاروانسرا، این آشِ سنگیِ من و لطفِ دلِ تو!
آن پیرمرد وقتی طعم آش را چشید، شگفتزده شد و گفت:
– عجب خوشمزه است! راستی ملا، سنگش کو؟
ملا لبخند زد و گفت:
– همان اول در دیگ بود، حالا میگذارمش کنار، برای آشِ فردا!
پیرمرد خندید ولی پس از مدتی که ملا رفت، مدتی طولانی به فکر فرو رفت؛
و در دل گفت:
«این ملا با یک سنگ و کمی زبان نرم، از من مهربانی بیرون کشید... من که عمری هرچه داشتم، در دلِ خساست پنهان کرده بودم!»
از آن شب به بعد، پیرمرد کمتر درِ کاروانسرا را به روی مسافران بست.
🔸گاهی خرد و مهربانی، آنچه را که زور و جدل نمیتواند تغییر دهد، با لبخند و دانایی دگرگون میکند.
زیبایی در سادگی است؛ حتی یک سنگ میتواند درسی از بخشندگی بدهد، اگر نگاه آدمی پر از تدبیر باشد.🔸
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
471.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گر بدی کردی بدان روزی جزایش میرسد
نیک و بد یا هر عمل روزی سزایش میرسد
من نمیدانم چه مینامی فلک چوب خدا هرچه باشد روزگاری کارمایش میرسد ...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#حکایت_قدیمی
قیمت رفاقت
پادشاهی از وزیرش پرسید: «دلبستگی به دنیا چقدر میارزد؟»
وزیر گفت: «قربان، اجازه دهید فردا پاسخ دهم.»
فردا صبح، وزیر دو ظرف عسل آورد. یکی شفاف و زلال، و دیگری تیره و کدر. شاه پرسید: «تفاوت اینها در چیست؟»
وزیر گفت: «عسل اول، از شهد گلهای کوهستان است، اما عسل دوم همان عسل است که مگسهای زیادی روی آن نشستهاند و جان دادهاند.»
شاه با تعجب گفت: «خب، مگسها چرا در عسل اول نمردهاند؟»
وزیر لبخندی زد و گفت: «قربان، مگسهایی که روی عسل اول نشستند، فقط لبهی ظرف نشستند؛ خوردند و پریدند. اما مگسهای ظرف دوم، به طمعِ بیشتر، وسط عسل شیرجه زدند. بالهایشان چسبید و همانجا ماندگار شدند.»
پند داستان:
دنیا مثل این ظرف عسل است. تا وقتی لبِ ظرف باشی و به اندازه نیازت بهره ببری، آزادی. اما امان از روزی که وسطِ وابستگیها شیرجه بزنی؛ آنجاست که بالهای روحت میچسبد و دیگر توان پرواز نداری.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
467.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی بود میگفت :
من خیلی جاها جواب دندون شکن دارم
ولی میدونم به جای دندون ممکنه دل بشکنه
واسه همین میخندم یا سکوت میکنم :)
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
♥️🍃
حرفها سـه دستـه انـد؛
دستـه اول : گفتنـی ها
دستـه دوم : نوشتنـی ها
و دستـه سوم : قورت دادنـی ها...
دو تای اول سبکت مـی کنند
امـا سومـی سنگینـت میکند...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو هر آنچه را که بخوانی، میشوی!
تو هر آنچه را که ببینی، میشوی!
تو هر آنچه را که بگویی، میشوی!
.
تو با کلماتی که استفاده می کنی ، مغز و ذهنت را برنامه ریزی میکنی. بنابراین، اگر از نتایجی که در زندگی میگیری راضی نیستی، بهترین کار این است که برنامه ریزی نرم افزار ذهنت را تغییر دهی.
آری ، کلامت را عوض کن تا جهان تو عوض شود، چرا که کلام تو همان جهان توست. این قانون مهمی است که باید به آن توجه داشته باشی.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#حکایت_قدیمی
قیمت رفاقت
پادشاهی از وزیرش پرسید: «دلبستگی به دنیا چقدر میارزد؟»
وزیر گفت: «قربان، اجازه دهید فردا پاسخ دهم.»
فردا صبح، وزیر دو ظرف عسل آورد. یکی شفاف و زلال، و دیگری تیره و کدر. شاه پرسید: «تفاوت اینها در چیست؟»
وزیر گفت: «عسل اول، از شهد گلهای کوهستان است، اما عسل دوم همان عسل است که مگسهای زیادی روی آن نشستهاند و جان دادهاند.»
شاه با تعجب گفت: «خب، مگسها چرا در عسل اول نمردهاند؟»
وزیر لبخندی زد و گفت: «قربان، مگسهایی که روی عسل اول نشستند، فقط لبهی ظرف نشستند؛ خوردند و پریدند. اما مگسهای ظرف دوم، به طمعِ بیشتر، وسط عسل شیرجه زدند. بالهایشان چسبید و همانجا ماندگار شدند.»
پند داستان:
دنیا مثل این ظرف عسل است. تا وقتی لبِ ظرف باشی و به اندازه نیازت بهره ببری، آزادی. اما امان از روزی که وسطِ وابستگیها شیرجه بزنی؛ آنجاست که بالهای روحت میچسبد و دیگر توان پرواز نداری.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
معرفت به ذاتِ آدماست.
نه پیشینه، نه جایگاه و نه نسبت!
معرفت،
یه چیزی شبیهِ یه مهرهی یاقوتی رنگه
که دور قلب بعضیهامون هست
پیوسته به یه نخِ نامرئی!
دورِ قلب ِ بعضیهامون نه!
بیخودی تو آدما دنبالِ توجیه نگردین!
معرفت به ذاتِ آدماست...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗 ملانصرالدین
یه دانشمند و ملانصرالدین تو یه کشتی کنار هم نشسته بودن.
دانشمنده میگه :تو با این همه سنى که دارى بیولوژی و اکولوژی و جیولوژی و پرتولوژی و سیاژولوژی بلدی؟
یارو میگه :نه...
دانشمنده یه نیشخند میزنه و میگه: نصف عمرت بر باد است و به مسیر ادامه میدن که یهو طوفان میگیره...
ملا نصرالدین :داداش تو شنالوژی بلدی؟
-نه چطور؟
-خب کل عمرت بر باد است الان طوفانولوژی غرقولوژیت میکنه ،بعد نهنگولوژی تیکه تیکولوژیت میکنه تا دیگه از این حرفا نزنی !!😂
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🌱
❣هوای "یکدیگر" را داشته باشید!
دل نشکنید، قضاوت نکنید
به غم کسی نخندید و به راحتی
از یکدیگر گذر نکنید!
هوای یکدیگر را بیشتر داشته
باشیم دنیا دو روز است
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
♥️🍃
حرفها سـه دستـه انـد؛
دستـه اول : گفتنـی ها
دستـه دوم : نوشتنـی ها
و دستـه سوم : قورت دادنـی ها...
دو تای اول سبکت مـی کنند
امـا سومـی سنگینـت میکند...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
.
.
🖼 هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنیم:
📌امروز پنجشنبه
☀️17. اردیبهشت ۱۴۰۵ هجری شمسی
🌙19. ذی القعده ۱۴۴۷ هجری قمری
🎄7 مه 2026 میلادی
🌹ذکر پنجشنبه:
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ المَلِک الحقّ المُبین به معنی “معبودی جز خدای حق و آشکار نیست
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ کَمَا هُوَ أَهْلُهُ