eitaa logo
داستان های جذاب
70.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
. . 🖼 هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنیم: 📌امروز پنجشنبه ☀️17. اردیبهشت ۱۴۰۵ هجری شمسی 🌙19. ذی القعده ۱۴۴۷ هجری قمری 🎄7 مه 2026 میلادی 🌹ذکر پنجشنبه: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ المَلِک الحقّ المُبین به معنی “معبودی جز خدای حق و آشکار نیست اَلْحَمْدُ لِلَّهِ کَمَا هُوَ أَهْلُهُ ‌‌
🌱🌱🌱 ای کاش آدما قبل از به زبون آوردن حرفاشون اونارو مزه مزه میکردن💔 💎 پسر جوانی بیمار شد. اشتهای او کور شد و از خوردن هر چیزی معده‌اش او را معذور داشت. حکیم به او عسل تجویز کرد. جوان می‌ترسید باز از خوردن عسل دچار دل‌پیچه شود لذا نمی‌خورد. حکیم گفت: بخور و نترس که من کنار تو هستم. جوان خورد و بدون هیچ دردی معده‌اش عسل را پذیرفت. حکیم گفت : می‌دانی چرا عسل را  معده تو قبول کرد و پس نزد و زود هضم شد؟ جوان گفت: نمی‌دانم. حکیم گفت: عسل تنها خوراکی در جهان طبیعت است که قبل از هضم کردن تو، یک‌بار در معده زنبور هضم شده است. پس بدان که عسل غذای معده توست و سخن غذای روح توست . و اگر می‌خواهی حرف تو را بپذیرند و پس نزنند و زود هضم شود، سعی کن قبل سخن گفتن، سخنان خود را مانند زنبور که عسل را در معده‌اش هضم می‌کند، تو نیز در مغزت سبک سنگین و هضم کن سپس بر زبان بیاور!👏👏👏 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسادت ۴ پايه دارد : پایه اول :مقایسه کردن (تو قابل مقایسه با من هستی.) پایه دوم :احساس محرومیت (تو چیزی داری که من ندارم.) پایه سوم:دوست داشتن آن نداشته (دوست دارم که آن را داشته باشم.) پایه چهارم :احساس بیچارگی (احساس بیچارگی می کنم که نمی توانم آن را داشته باشم.) پس زمانی که کسی به شما حسادت می ورزد در واقع از شما تمجید می کند، هر چند به صورت ناخوشایند ! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
چطوری وقتی کسی ناراحته، مثل یک آدم امن باهاش صحبت کنیم تا آروم بشه؟ : 1- میتونم بفهمم چقدر احساسات بدی رو تجربه کردی. 2- عزیزم، احساساتت و رفتارت کاملا طبیعیه نگران نباش با هم حلش میکنیم. 3- میدونم که شرایط غیرقابل پیشبینی تو رو کشونده به این نقطه. 4- مرسی که باهام درد و دل کردی اعتمادت برام ارزشمنده. 5- احساساتت و رفتارت کاملا طبیعیه. 6- امیدوارم بدونی که حرفایی که بهم زدی، از ینجا خارج نمیشه ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هر کس هر جای جهان خوبی کند، نبض زمین بهتر می زند ، خون در رگهای خاک بیشتر می دود و چیزی به زندگی اضافه می شود. و هر کس هر جای جهان بدی کند، تکه ای از جان جهان کنده می شود، گوشه ای از تن زمین زخمی می شود و چیزی از زندگی کم می شود. هر روز از خودت  بپرس : امروز بر زندگی افزودم یا از آن کاستم؟  ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🩵🤍 "عـادی شـدن زن و شـوهر بـرای هـمدیگر!!!" یکی از غیر محترمانه‌ترین رفتارهائی که می‌توانیم با همسر خود داشته باشیم، عادی و پیش پا افتاده تلقی کردن اوست...! 👈  فکر نمی‌کنیم که زندگی بدون همسر چقدر برای ما نگران کننده و دشوار است. گاهی بجای همسر حرف می‌زنیم. گاهی درباره‌ی او در حضور دیگران غیر محترمانه صحبت می‌کنیم. برای همسر تصمیم می‌گیریم که چه بکند. 👈 به همسر خود گوش فرا دهید. در احساسات و هیجانات او شریک شوید. از همسر تقدیر به عمل آورید. برای همسرتان ارزش و اعتبار قائل شوید. از هر فرصتی برای بیان تشکر خود بهره بگیرید. به همسر خود ابراز علاقه کنید. از با هم بودن به عنوان دوست یا شریک زندگی احساس خوشوقتی کنید. 👈 باتجربه کردن روش‌های بالا از قدرت آنها مبهوت خواهید شد. فراموش کنید که چه می‌گیرید، صرفا بر این تمرکز کنید که چه می‌دهید. ✅ اگر شریک زندگی خود را بی‌بها تلقی نکنید، او نیز متقابلا همین کار را خواهد کرد. سپاسگزاری حس خوبی به همسر خواهد داد. روش‌ها را امتحان کنید و مطمئن باشید که به این‌ کار علاقمند خواهید شد و اثرات معجزه‌آمیز آنها را خواهید دید. ‌‌‌‌‌‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این داستان واقعی رو از استاد عزیزی بشنوید🔊 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگر نه می پرسم ، نه اعتراض می کنم ، نه افسوس می خورم ... فقط می بینم ، نفسی عمیق می کشم و عبور می کنم . که عبور ، تنها مرهمِ زخمِ بی انصافیِ آدم هاست . همیشه نباید ترمیم کرد ، همیشه نباید فرصت داد ، باید پذیرفت که آدم ها عوض نمی شوند ، باید قبول کرد ؛ که بعضی ها وصله ی دنیایِ آدم نیستند ، که بعضی ها ؛ فقط به دردِ فراموش شدن می خورند ... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📚📒📚📕📚📙📚📘 🦋 🦋 تو فامیل، یه حاج عمو داشتیم که قصه ی دلدادگیشو همه میدونستن اینکه دلیل عذب موندگی حاجی، عشق نافرجامش به دختری بوده کہ صداش میزده انار ولی هیشکی از اصل قضیه خبر نداشت تا اینکه حاج عمو دم مرگش، همه رو تو خونه باغش جمع کرد و سر باز کرد ازین کلاف دلدادگی; انار ثمر رسیده ی باغ دل من بود که افتاد دست مشتری.. دختر شاه پریون محله که دل منو برد و دیگه هیچ وقت پس نداد انار، انار نبود منیژه نامی بود من صداش میکردم انار از بس خوش بر و رو بود قشنگ می خندید قشنگ دل می برد عینهو انار بهاره  که صد دانه یاقوت تو نگاهش داشت.. انار رو من انارش کردم.. بغض کرده از غم صدای حاج عمو، اشک می‌ریختیم و عمو غمگین تر از همیشه گفت: دلش با من نبود انار ثمر رسیده ی باغ دل من بود ولی افتاد دست مشتری بعد هم شعر وحشی رو با خودش زمزمه کرد: اول آنکس که خریدار شدش من بودم  باعث گرمی بازار شدش من بودم.. ‌ حالا بعد ۴۶ سال، انار برگشته و میگه; حلال کن ندیدم عشق تو چشاتو نشنیدم التماس صداتو.. انار برگشته اما ترک خورده ولی ترک خورده تر از اون منم و دلم که چوب خط حیاتمون پر شده! زن و زندگی ندارم اولاد ندارم هرچی ازم باقی بمونه سلامتیِ سرتون فقط یه حلقه طلا هست که بعد مرگم بدید انار و بهش بگید ۴۶سال عاشقت بودم ولی منتظرت نبودم.. . همون شب حاج عمو تو بُهت و غصه ی ما از دنیا رفت.. ما هم هرگز انار رو ندیدیم تا امانتیشو بدیم فقط همیشه قبل از ما، سر خاک عمو یه دست گل بود.. . همه ی ما تو زندگیمون یه انار داریم که دیر یا زود برمیگرده یا رسیده و تازه یا ترک خورده و رنجور اما امان ازون روز که ۴۶سال‌های زیادی از رفتنش گذشته باشه و نشه مشتاق بازگشتش بود.. . 🦋 ‌‌‌‌‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🔻 سخاوت حاتم طایی 🟡 روزی حاتم طایی در صحرا عبور می‌کرد، درویشی راه بر او گرفت و از وی ده هزار دینار کمک بلاعوض خواست. 🟡 حاتم گفت: ده هزار دینار بسیار خواستی، درویش گفت:  یک دینار بده. 🟡 حاتم گفت: آن زیاده طلبی چه بود و این کم خواستن از چه سبب است؟ 🟡 درویش گفت: از شخصی چون تو کمتر از ده هزار دینار نباید درخواست کرد و به چون تویی کمتر از این مبلغ نمی‌توان بخشید!   🟡 حاتم دستور داد ده هزار دینار درخواستی درویش را به او پرداخت کردند. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
داستانی کوتاه و جالب از (ع): 🔵حضرت عیسی بن مریم علیه السلام با جمعی در جائی نشسته بود، مردی هیزم شکن از آن راه با خوشحالی و خوردن نان می گذشت، حضرت عیسی علیه السلام به اطرافیان خود فرمود: شما تعجب ندارید از این که این مرد بیش از یک ساعت زنده نیست، 😳ولی آخر همان روز آن مرد را دیدند که با بسته ای هیزم می آید تعجب کردند و از حضرت علت نمردن او را پرسیدند. او بعد از احوالپرسی از مرد هیزم شکن، فرمود: هیزمت را باز کن، وقتی که باز کرد مار سیاهی را در لای هیزم او دید، حضرت علیه السلام فرمود: این مار باید این مرد را بکشد ولی تو چه کردی که از این خطر عظیم نجات یافتی؟🤔 گفت: نان می خوردم فقیری از مقابل من گذشت، قدری به او دادم و او درباره من دعا کرد.🙏🙏 حضرت علیه السلام فرمود: در اثر همان دستگیری از مستمند خداوند این بلای ناگهانی را از تو برداشت و پنجاه سال دیگر زنده خواهی بود. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
سنجاق قفلی ها را دوست دارم...! از همان کودکی دوستشان داشتم نه اینکه حس باشند ها ! نه ! آنها بانی وصل اند اما خودشان بی وصل میمانند... خم میشوند ؛ ولی خم به ابرو نمیآورند زنگ میزنند ؛ کج میشوند ولی خودشان زنگار به دلت نمیزنند... تیزند ؛ یکرنگ ؛ ساده و بی آلایش ... کاش هیچ وقت سنجاق زندگی گم نشود، همان سنجاقی که تو را به این زندگی وصلت میکند... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751