هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
روزی در یک مجلس فردی از مردی بدی می گفت و ناسزا بارش می کرد پسر ان مرد در مجلس حضور داشت و می شنید. پسربسیار ناراحت شدو مجلس را ترک کرد.
خدمت پدر رسید و با ناراحتی شنیده هارا برای پدر گفت .پدر از جا بلند شدو رفت و بعداز کمی وقت برگشت. زیر بغل پدر یک فرش ابریشمی گرانقیمت بود.
پدر دستی به شانه ی پسرش زد و گفت برای تو ماموریتی دارم برو این هدیه را نزد همان شخص ببر و از او تقدیر و تشکر کن...
پسر متعجب و حیران امر پدر را اطاعت کرد و نزد ان شخص رفت و هدیه را تقدیم کردو از او تشکر کرد مرد شرمنده شد و هیچ نگفت.
پسر برگشت نزد پدر گفت پدر جان امرتون رو اجرا کردم اما متحیر م چرا شما به جای این که عصبانی و ناراحت بشوید از او تقدیر و تشکر کردید.
پدر لبخندی زد و گفت پسرم امروز این شخص با چندین کلمه حاصل ساعتها عبادتش را به حساب من جاری کرد و مرا خشنود ساخت ایا من نباید بابت این همه نیکی او تشکر کنم؟!!!
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روی خودتان کار کنید تا
موفقیت به سمت شما بیاید.
زندگی قانون باورها و لیاقتهاست...
الزاما کسی که نیاز دارد
خواسته اش برآورده نمیشود.
کسی که لیاقت دارد به آن چه لایق
آن است دست پیدا خواهد کرد.
" تاکید میکنم روی خودتان و
توانایی خودتان کار کنید
تا موفق شوید ".
لطفا و حتما بدانید اگر سزاوارش
باشید، تصاحبش کاملا ممکن و
عملی خواهد بود....
موفقیت زوری بدست نخواهد آمد.
زور نزنید. تلاش کنید تا مهارت های
تان افزایش پیدا کند. ان گاه خواهید
دید موفقیت شما را خواهد جست.....
#دکتر_هلاکویی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
#حکایت_قدیمی
پاداشخویشتنداری
ابن سیرین مردی بزّاز بود، می گوید:
در بازار شام در مغازه خود برای فروش پارچه نشسته بودم، زنی جوان وارد مغازه شد در حالی که حجاب کامل اسلامی را رعایت کرده بود!
از من درخواست چند نوع پارچه کرد، آنچه می خواست به او عرضه کردم، گفت:
پسر سیرین! این بار پارچه سنگین است و مرا طاقت حمل آن به منزل نیست، شما این بار را به خانه من بیاور و در آنجا قیمتش را از من بستان.
من بی خبر از نقشه شومی که او برای من کشیده، بار پارچه را به دوش گذاشته و به دنبال او روان شدم.
چون وارد دالان خانه گشتم درب را قفل زد و حجاب از روی و موی برداشت و در برابر من کمال طنازی و عشوه گری آغاز نمود، تازه بیدار شدم که به دام خطرناکی گرفتار آمده ام،بدون این که خود را ببازم، همراهش به اطاق رفتم، او را خام کردم، سپس محل قضای حاجت را از او پرسیدم، گفت:
گوشه حیاط است، به محل قضای حاجت رفتم، در آنجا از افتادن به خطر زنا به حضرت دوست نالیدم، آن گاه تمام هیکل و لباسم را به نجاست آلوده کردم و با همان منظره نفرت آور بیرون آمدم.
چون زن جوان مرا به این حال دید سخت عصبانی شد و انواع ناسزاها را نثار من کرد.
سپس درب خانه را گشود و مرا از خانه بیرون کرد، به منزل خود رفتم، لباس هایم را عوض کردم و بدن را از آلودگی شستم، عنایت خدا به خاطر ورعی که به خرج دادم هم چنان که به خاطر ورع یوسف، شامل حال یوسف شد شامل حالم شد.
و از آن پس در غیب به روی دلم باز شد و علم تعبیر خواب به من مرحمت شده و بخشیده شد.
منبع : انصاریان حسین؛عرفان اسلامی: 8/ 255
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حکایت_های_ملانصرالدین
نفرین مادر 🫣🤕
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
﷽
🔘✨ســـلام
🕊✨روزتـــون
🔘✨پر از خیر و برکت
🕊✨امروز دوشنبه↶
✧ ۲۱. اردیبهشت 1۴۰۵ ه.ش
❖ ۲۳ ذی القعده ۱۴۴۷ ه.ق
✧ ۱۱ مه 2026 میلادی
┄┄┄┅┅❅✾❅┅┅┄┄┄
🔘✨↯ ذڪر روز ؛
🕊✨《 یا قاضی الحاجات》
🧡❤️سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان نفری ۳ تا سوره توحید که ثوابی برابر با یه ختم قرآن داره تلاوت میکنیم🌹
#تقویم
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
تاثیر عشق یک پسر جوان بر روی ملاصدرا
زمانی که فیض کاشانی در قمصر کاشان زندگی می کرد، پدر خانمش، ملاصدرا، چند روزی را به عنوان میهمان نزد او در قمصر به سر می برد. در همان ایام در قمصر، جوانی به خواستگاری دختری رفت. والدین دختر پس از قبول خواستگار، شرط کردند که تا زمان عقد نه داماد حق دارد برای دیدن عروس به خانه عروس بیاید و نه عروس حق دارد به بیرون خانه برود. از این رو، عروس و داماد که عاشق و شیدای همدیگر بودند و می خواستند همدیگر را ببینند، به فکر چهره ای افتادند که نه با شرط مخالفت بشود و نه والدین عروس متوجه بشوند. لذا عروس حیله ای زد و گفت: من فلان موقع به قصد تکاندن فرش به پشت بام می آیم و تو هم داخل کوچه بیا، همدیگر را ببینیم.
در آن وقت مقرر، دختر فرش خانه را به قصد تکاندن به پشت بام برد و فرش را تکان می داد و داماد هم از داخل کوچه نظاره گر جمال دلنشین عروس خانم بود و مدام این جملات را می خواند: اومدی به پشت بوندی اومدی فرش و تکوندی اومدی گردی نبوندی اومدی خودت و نشوندی.
در این حال، عارف بزرگوار، ملاصدرا از کوچه عبور می کرد و این ماجرا را دید و شروع به گریه کردن کرد. او یک شبانه روز بلند گریه می کرد تا این که فیض کاشانی از او پرسید: چرا این گونه گریه می کنی؟
ملاصدرا گفت: من امروز پسری را دیدم که با معشوقه خود با خوشحالی سخن می گفت. گریه من از این جهت است که این همه سال درس خوانده ام و فلسفه نوشتم و خود را عاشق خدای متعال می دانم اما هنوز با این حال و صفایی که این پسر با معشوقه خود داشت من نتوانستم با خدای خود چنین سخن بگویم. لذا به حال خود گریه می کنم.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
565.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقسم به صبر، كه تو
خداوند،رويدادهاى محالی...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هر از گاهی خودت را هَرَس کن!
شاخههای اضافیت را بزن!
پای تمام شاخههای بریدهات بایست!
تمام سختیهایت...
دردهایت...
باغبانی کن خودت را،
خاطرات بدت را،
سَبُک کن فکرت را،
از هر چه آزارت میدهد...
ریاضیدان باش!
حساب و کتاب کن،
خوبیهای زندگیت را جمع کن،
آدمهای بدِ زندگیت را کم کن،
همه چیز خوب میشود...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونی توی ماشین ، آینه بغل به چه دردی میخوره ؟
برای دیدن ماشین های عقبی هست .
خب موقع رانندگی فقط به آینه بغل نگاه کنی چی میشه ؟
تصادف میکنیم.
#گذشته، همون آینه بغل ماشینه که برای خطا نکردن ، گاهی باید بهش نگاه کنی اما تو باید به جلو نگاه کنی وگرنه حتما تصادف میکنی!
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
مثبت نگری غرق شدن در توهم و خیال
باطل که حاصلی جز سرخوردگی
ندارد نیست،بلکه
مثبت نگری یعنی به جای تاکید بر
نداشته هایتان، تمامی توجه خود را
معطوف به داشته هایتان کنید.
این امر مستلزم شناسایی توانایی ها و
دستاوردها، بررسی نقاط قوت و ضعف،
متمرکز شدن بر نقاط قوت و در صورت
امکان تلاش در جهت تبدیل نقطه
ضعف به نقطه قوت است...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش و اشکهایت را با دستان خود پاک کن (همه رهگذرند)
زبان استخوانی ندارد ولی اینقدر قوی هست که بتواند به راحتی قلبی را بشکند (مراقب حرفهایت باش)
به کسانی که پشت سرت حرف میزنند بی اعتنا باش آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت (گذشت داشته باش)
گاهی خداوند برای حفاظت از تو کسی یا چیزی را از تو میگیرد اصرار به برگشتنش نکن پشیمان خواهی شد (خداوند وجود دارد پس حکمتش را قبول کن)
انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش. اگرصدای بلند نشانگر مردانگی بود سگ سرور مردان بود.
قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هايت را به پیش خدا گلایه کنی نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش.
انسان بزرگ نمیشود جز به وسیله ی فکرش.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
آدما شاید تکراری بشن ؛
ولی وقتی که برن
«دیگه تکرار نمیشن»
پس تا هستن
قدرشون رو بدونید...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1