eitaa logo
داستان های جذاب
70.9هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام امام زمانم 🕊 صبح جمعتون بخیر باشه🍃✨ برای تعجیل فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه صلوات🕊 ‌‌‌‌
📗 داستان کوتاه تاجر خرمایی که هرگز ضرر نمی کند حکایت چنین است که ... تاجری دمشقی همیشه به دوستانش می گفت که من در زندگی ام هرگز تجارتی نکرده ام که در آن زیان کنم حتی برای یک بار  ! دوستانش به او می خندیدند و می گفتند که چنین چیزی ممکن نیست که حتی یکبار هم ضرر نکرده باشی ... تا اینکه یکبار تاجر آنها را به مبارزه طلبید تا به آنها نشان دهد که راست می گوید .. او از دوستانش خواست که چیزی محال و نشدنی از او بخواهند تا او انجام دهد .. دوستانش به او‌ گفتند : اگر راست می گویی به عراق برو و خرما ببر و بفروش و در این امر موفق شو زیرا که آنجا خرما مثل خاک صحرا  زیاد است و ‌کسی خرمای تو را نمی خواهد .. تاجر قبول کرد و خرمایی که از عراق آمده بود را خریداری کرد و به طرف بغداد راهی شد .. آورده اند که در آن هنگام خلیفه عراق برای تفریح و استراحت به طرف موصل رفته بود .. زیرا موصل شهری زیبا و بهاریست که در شمال عراق قرار دارد و به خاطر طبیعت زیبایش اسم دوبهاره را رویش گذاشته اند زیرا در سرما و‌گرما همچون بهار است دختر خلیفه گردنبند خود را در راه بازگشت از سفر گم کرده بود ، پس گریه کنان شکایت پیش پدرش برد که طلایش را گم کرده است .. خلیفه دستور به پیدا کردنش داد .. وبه ساکنان بغداد گفت هرکس گردنبند دخترش را بیابد پس پاداش بزرگی نزد خلیفه دارد و دختر خود را به او خواهد داد .. تاجر دمشقی وقتی به نزدیکی بغداد رسید مردم را دید که دیوانه وار همه جا را می گردند ... از آنها سؤال کرد که چه اتفاقی افتاده است ؟! آنها نیز ماجرا را تعریف کردند و بزرگشان گفت : متاسفانه فراموش کردیم برای راه خود توشه و غذایی بیاوریم و اکنون راه بازگشت نداریم تا اینکه گردنبند را پیدا کنیم زیرا مردم از ما سبقت می گیرند و ممکن است گردنبند را زودتر پیدا کنند .. پس تاجر دمشقی دستانش را به هم زد و گفت : من به شما خرما می فروشم ... مردم خرماها را با قیمت گرانی از او خریدند ...و او گفت : هاااا ... من برنده شدم در مبارزه با دوستانم ... این سخن به گوش خلیفه رسید  که تاجری دمشقی خرماهایش را در عراق فروخته است !! این سخن بسیار عجیب بود زیرا که عراق نیازی به خرمای جاهای دیگر نداشت ! بنابراین خلیفه او را طلبید و ماجرا را از او سؤال کرد ؛ پس تاجر گفت : هنگامی که کودکی بودم، یتیم شدم و مادرم توانایی کاری نداشت ، من از همان کودکی کار می کردم و به مادرم رسیدگی می کردم ، و نان زندگی مان را در می آوردم .. در حالیکه پنج سال داشتم ... و کارم را ادامه دادم و کم کم بزرگ شدم تا به بیست سالگی رسیدم .. و مادرم را اجل دریافت ... او دستانش را بلند کرد و دعا کرد که خداوند مرا موفق گرداند و هرگز روی خسارت و زیان را نبینم در دین و دنیایم .. و ازدواج مرا از خانه حاکمان میسر گرداند و خاک را در دستانم به طلا تبدیل کند ... دراین هنگام که دعاهای مادر را برای خلیفه تعریف می کرد ناخودآگاه دستش را در خاک برد و بالا آورد و مشغول صحبت کردن بود که خلیفه گردنبند دخترش را در دست او دید ! خلیفه تبسمی کرد ، تاجر که آنچه در دستش بود را احساس کرد فهمید چیزی غیر از خاک را برداشته به دستان خود نگاه کرد دانست که این گردنبند دختر خلیفه است پس آن را برگرداند و دانست که از دعای مادرش بوده است ... اینچنین بود که برای اولین بار خرما از دمشق برای فروش  وارد عراق شد  .. و او نیز داماد خلیفه گشت !! سبحان الله از دعای مستجاب مادر که چنین زندگی فرزند را می سازد ... خداوندا برّ و نیکی به والدین را به ما عطا کن ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخته؛ اما گاهی در زندگی باید از چیزی که دوستش داری بگذری تا به چیزی که صلاحته برسی ... آدم ها فقط ادم هستند نه بیشتر نه کمتر ! اگر کمتر از چیزهایی که هستند نگاهشان کنی انها را شکسته ای اگر بیشتر از ان حسابشان کنی انها تو را می شکنند بین این آدمها فقط باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه ...!!  ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ممکنه برای تو هم پیش اومده باشه که وقتی داری استراحت می‌کنی، عذاب‌وجدان بگیری... چون باور داری که همیشه باید فعال و مفید باشی و کاری انجام بدی و اگه بی‌کار باشی و استراحت کنی یعنی داری وقتت رو تلف می‌کنی و تنبلی! اما یادت باشه که استراحت کردن، هدر دادن وقت نیست. هم بدن هم روان ما به استراحت کردن نیاز داره. این‌که زمانی رو به استراحت کردن اختصاص بدی یعنی حواست به جسم و روانت هست و خودمراقبتی داری، پس بابتش خودت رو سرزنش نکن. ✨ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
گاهی فقط باید ندیده و نشنیده بگیری و قید همه‌چیز را بزنی و زمانی که می‌دانی هیچ کاری از دست تو ساخته نیست، نه حرص بخوری، نه غوغا به‌پا کنی و نه دست و پا بزنی... چاره‌ی دیگری نداری! باید حجم خالیِ لیوان را بپذیری و زل بزنی به ته‌مانده‌ و به همان ذره‌ی باقیمانده -دلخوش- باشی و با خودت بگویی: می‌شد همین هم نباشد، ولی هست! گاهی تنها کار عاقلانه‌ای که می‌توانی بکنی؛ رها کردن است و دست کشیدن است و پذیرفتن است و دور شدن... ✍🏻نرگس صرافیان طوفان ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹خدای من آنقدر می خوانمت تا جوابم دهی تو را می خوانم تا جواب بگیرم آنقدر برایت می نویسم تا جوابم دهی من نشانه نمی خواهم خودت را می خواهم بیا هوایم را داشته باش خدایا دلم گرم است که نزدیکی و جوابم را میدهی چون در کلام زیبایت گفته ای: «من نزدیکم دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا میخواند پاسخ میدهم» ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📝حکایت دوستان شخصى چندی با ابراهيم ادهم گذراند. چون قصد رفتن نمود رو به ابراهيم كرد وگفت: در اين مدت چه عيب درمن بديدي؟ ابراهيم گفت هيچ گفت چگونه؟ گفت چون به چشم دوستى درتو نگريستم هيچ عيب در تو نديدم ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
‌ گاهی وقتا ما تو یه شرایط سختی قرار میگیریم که اصلا دلخواهمون نیست درد میکشیم ، اشک میریزیم حتی با خودمون فکر میکنیم که قرار نیست هیچوقت حالمون بهتر شه اما حقیقت اینجاست که هیچ چیز تو دنیا پایدار نیست زمان میگذره ، شرایط تغییر میکنه ما پخته تر و قوی تر میشیم و یاد میگیریم چطور مشکلات رو پشت سر بزاریم اگه الان تو این شرایطی فقط یکم صبور باش تو به زودی به یه ورژن بهتری از خودت تبدیل میشی...‌ دست تو دست خدای مهربون با وجود تمام رنج ها پرقدرت ادامه بده ، ارزش خودت رو بدون و با خودت مهربون باش🧚🏻‍♀🫶 ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از داستان های جذاب
📗حکایت مرد صحرا نشین سگی پای مرد صحرانشینی را گزید. مرد صحرا نشین، در حالی که خون از پایش می چکید، به سختی و کشان کشان خود را به خانه رسانید. شب هنگام مرد بیچاره از درد خوابش نمی برد و آه و ناله می کرد. او دختر خردسالی داشت که از اوضاع پدرش بسیار ناراحت بود و درحالی که اشک می ریخت به پدرش گفت: پدرجان تو هم که دندان داشتی، پس چرا آن سگ را گاز نگرفتی؟ پدر رو به دختر کرد و گفت: دلبندم!!! حرف تو صحیح است اما شایسته انسانیت نیست که دهان و دندانش را به گزیدن سگ آلوده کند. اگر من هم او را گاز می گرفتم که با آن سگ تفاوتی نداشتم. به جای در افتادن با افراد سگ صفت، بهتر است از آن ها دوری کنیم تا از گزند آنان در امان باشیم... ‌‌ ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌دکترانوشه خیلی قشنگ میگه؛ "وقتی هر کاری میکنی بهش بفهمونی که چقدر برات مهمه و نمیفهمه، دیگه بحث نفهمیدن نیست، بحثِ نخواستنه !" پس احتیاجی نیست بیخود برای کسی که نمیخواد بفهمه توضیح بدی براش چیکار کردی، گذر زمان بهش میفهمونه ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📗حکایت مسکینی نزد بخیلی رفت و از او حاجتی خواست. بخیل گفت: اول تو حاجت مرا روا کن تا من هم حاجت تو را برآورم. مسکین گفت: حاجت تو چیست؟ گفت: حاجتم این است که از من حاجتی نخواهی... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
♥️🍃 اهدافتان را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می شود ذهن ناخودآگاهتان مسیری با کمترین مقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید "در آینده لاغر خواهم شد" ذهن ناخودآگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی شود. پس اهدافتان را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند. ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751