eitaa logo
داستان های جذاب
70.8هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
<📖✍🏻"|> 🌱 ‌کسی که برای چیزهای کوچک، گریه می کند، بی گناه است و قلب پاکی دارد ... اگر کسی سر مسائل احمقانه و کوچک عصبانی می شود، به عشق نیاز دارد ... اگر شخصی بیش از اندازه می خندد از درون تنهاست ... اگر کسی زیاد میخوابد غمگین است ... اگر کسی کم و سریع حرف می زند رازی را پنهان می کند ... اگر کسی نتواند به موقع تصمیم گیری کند شخصیت ضعیفی دارد ... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
<📖✍🏻"|> 🌱 ‌کسی که برای چیزهای کوچک، گریه می کند، بی گناه است و قلب پاکی دارد ... اگر کسی سر مسائل احمقانه و کوچک عصبانی می شود، به عشق نیاز دارد ... اگر شخصی بیش از اندازه می خندد از درون تنهاست ... اگر کسی زیاد میخوابد غمگین است ... اگر کسی کم و سریع حرف می زند رازی را پنهان می کند ... اگر کسی نتواند به موقع تصمیم گیری کند شخصیت ضعیفی دارد ... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرای درخواست حاج محقق خراسانی از شیخ عباس قمی برای استنساخ نسخه خطی سفینة‌البحار ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
. 🍃 بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ 🍃 🤲 الهی به امید تو 🗓 امروز چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ ۱۰ ذی الحجه 1447 ۲۷. مه 2026 📿 ذکر روز یا حی یا قیوم ✅💜سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان نفری ۳ تا صلوات بفرستیم🌹
🔖🌱 وقتى که حاتم.طایى از دنیا رفت، برادرش خواست جاى او رابگیرد. حاتم مکانى ساخته بود که هفتاد در داشت. هر کس از هر درى که مى خواست وارد مى شد و از او چیزى طلب مى کرد و حاتم به اوعطا مى کرد. برادرش خواست در آن مکان بنشیند و حاتم بخشى کند! مادرش گفت: تو نمى توانى جاى برادرت را بگیرى، بیهوده خود رابه زحمت مینداز...!! برادر حاتم توجه نکرد. مادرش براى اثبات حرفش، لباس کهنه اى پوشید و به طور ناشناس نزد پسرش آمد و چیزى خواست. وقتى گرفت از در دیگری رجوع کرد و باز چیزى خواست. برادر حاتم با اکراه به او چیزى داد. چون مادرش این بار از در سوم بازآمد و چیزى طلب کرد، برادر حاتم با عصبانیت و فریاد گفت: تودوبار گرفتى و بازهم مى خواهى؟ عجب گداى پررویى هستى! مادرش چهره خود را آشکار کرد و گفت: نگفتم تو لایق این کارنیستى؟ من یک روز هفتاد بار از برادرت به همین شکل چیزى خواستم و او هر بار مرا رد نکرد. بزرگان زاده نمی‌شوند٬ ساخته می شوند... ‌‌‌‌‌  ‌‌‌‌‌   ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی یعنی حال خوش خودت... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
در قیامت ، عابدی را دوزخش انداختند هر چه فریادش،جوابش را نمی‌پرداختند داد می‌زد خوانده‌ام هفتاد سال،هرشب نماز پس چه شد اینک ثوابِ آن همه راز و نیاز یک ندا آمد چرا تهمت زدی همسایه‌ات تا شود این گونه حالت،این جهنم خانه‌ات گفت من در طول عمرم گر زدم یک تهمتی ظلم باشد زان بسوزم، ای خدا کن رحمتی آن ندا گفتا همان کس که زدی تهمت بر او طفلکی هفتاد سال، جمع کرده بودش آبرو ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی یعنی حال خوش خودت... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🔶حکایت پند آموز میگویند در ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبانعلی عزم سفر کربلا نموده و دکان را به دو پسرش سپرده و روانه میشود. بعد از چند ماه که مراجعت میکند میبیند که پسرانش دکان را از وسط تیغه کشیده اند و هر نیمی را یکی برداشته و به کسب و کار مشغول است. چون خواست داخل شود راهش ندادند و در سوال و جواب و گفت و گو که این چه کاری است که شما کردید پسرانش میگویند: حوصله نداشتیم تا مردن تو صبر بکنیم سهممان را جلو جلو برداشتیم. از قضای روزگار به سالی نمیکشد که در بلوای مشروطیت یکی از پسران جلوی میدان بهارستان تیر خورده و دیگری چندی بعد به مرض وبا که آن موقع در تهران مسری شده بود از دنیا رفته و دو مرتبه دکان دست حاجی میافتد و تیغه را از وسط برداشته و کسب خود را از سر میگیرد... 🖊تهران در قرن سیزدهم - جعفر شهری ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 👌 قدرت خنده وحس خوب... ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
📔✍🏻 پدر داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! پدر که حوصله بازی نداشت ی تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود رو تکه تکه کرد و گفت : فرض کن این پازله! درستش کن! چند دقیقه بعد ، بچه درستش کرد پدر با تعجب پرسید : تو که نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟؟ بچه گفت : آدمای پشت روزنامه رو درست کردم ... دنیا خودش درست شد....!! آدمای دنیا که درست بشن .... دنیا هم درست میشه..... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
تا دهان بسته نشد،دل باز نمی‌شود. از رسول گرامی اسلام روایت است که چون فرزندان و نبیره‌های حضرت آدم بسیار شدند در نزد وی سخن می‌گفتند و وی ساکت بود. گفتند ای پدر چرا شما صحبت نمی‌کنید و ساکت هستید؟ گفت: ای فرزندان من،هنگامی که از جوار قرب الهی بیرون رانده شدم در حال هبوط،جبرئیل نزد من آمد و گفت: پروردگار متعال فرمود اگر می‌خواهی دوباره به مقام اول خود باز گردی،اهل سکوت باش. 🌱•علامه‌حسن‌زاده‌آملی• ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751