هدایت شده از داستان های جذاب
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌با همه درد و دل نکنید...
آدمها مسؤل پر کردن جای خالی نیستن...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از داستان های جذاب
📚داستان کوتاه آموزنده
فرشته ایی پیر، ماموریتی در زمین بر عهده داشت٬ فرشته ایی جوان نیز با او شد. آنها برای گذراندن شب٬ در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. رفتار خانواده نامناسب بود. آنها دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند٬ بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.
فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. فرشته جوان که از رفتار نامناسب صاحبان خانه خشمگین بود، از تعمیر آن دیوار شگفت زده شد ولی فرشته پیر پاسخ داد :«همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند.»
شب بعد٬ این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند. بعد از خوردن غذایی مختصر٬ زن و مرد فقیر٬ رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد٬ فرشتگان٬ زن و مرد فقیر را گریان دیدند. گاو آنها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود٬ در مزرعه مرده بود.
فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید: «چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی٬ اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد.»
فرشته پیر پاسخ داد: «وقتی در زیرزمین آن خانواده ثروتمند بودیم٬ دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیار حریص و بددل بودند٬ شکاف را بستم و طلاها را از دیدشان مخفی کردم. دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم٬ فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادام. همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند.»
افسوس که ما دیر می فهمیم.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از گسترده امید
بزرگ ترین کانال #طبسنتی در ایتا😍
آموزش #رایگان رفع بلغم و کبد چرب🫁👇
https://eitaa.com/joinchat/2544959632C431da444a7
رهایی #فوری از کمر درد و گردن درد👇🔥
https://eitaa.com/joinchat/2544959632C431da444a7
رفع تمامی مشکلات زنانه مثل عفونت و...👇
https://eitaa.com/joinchat/2544959632C431da444a7
مالک کانال دکتر هستن و مشاوره #رایگان میدن👆
پروژه کاری بگیر ماهی ۳۰ تا ۱۰۰ میلیون دربیار👇😍
https://eitaa.com/joinchat/93716600C0cc7df97b8
ظرفیت ثبت نام محدود🔴
هدایت شده از داستان های جذاب
🖌حکایت پند آموز
عالمی را پرسیدند :
خوب بودن را کدام روز بهتر است؟
عالم فرمود :
یک روز قبل از مرگ
دیگران حیران شدند و گفتند :
ولی زمان مرگ را هیچکس نمیداند
عالم فرمود :
پس هر روز زندگی را روز آخر فکر کن
و خوب باش شاید فردایی نباشد ...
📗امثال و حکم
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از قرارگاه جهادی شهید ابراهیم هادی
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❄️ خرید کولر موکب اسکان شهید ابراهیم هادی
📍 بابالقبله | ۱۰۰۰ متری حرم امام حسین
الحمدلله با کمک شما، ۱۵ کولر تأمین شد ✅
اما با توجه به گرمــــای شدید کربـلا و برای
آسایش بیشتر زائران، ۵ کولــر دیگر هم تهیه
کردهایم که هنوز هزینه هاش باقی مونــــده
🔹 سهم مشارکت: ۱۹۰۰ سهم ۳۰۰ هزار تومانی
شاید سهم ۳۰۰ هزار تومنی شما، همون کولری باشه که خستگی و گرمای راه رو از تن یه زائر امام حسین (ع) دربیاره...🥺♥️
پرداخت سریع و آسان👇🏻
https://payping.ir/d/xUse
💳
5041727010646048💳
5041727010646030به نام: هیئت علمدار کمیل 📱 09136729200 @EbrahimHadi_Yazd
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🏷📗"|
کار نیکی که با ریا انجام شود، تبدیل به شر میشود
✍🏻دو مرد هندو گازر (لباسشوی) بودند که در رود سند لباسهای مردم را میشستند. آنان از منزل مردم لباسهایشان را میگرفتند، در رود سند میشستند و هنگام غروب بعد از خشکشدن تحویلشان میدادند. «پادرا» مرد خداترسی بود و هر از گاهی از جیب لباسها سکه یا اسکناسی مییافت. آن را کنار میگذاشت تا شب به صاحب آن تحویل دهد. اما «سونیل» مردی بود که اگر سکهای مییافت که صاحب آن ثروتمند بود، آن را برگشت نمیداد و فقط به فقرا برگشت میداد.
روزی پادرا در جیب شلواری سکهای یافت که لباس متعلق به مرد ثروتمندی بود. شب سکه را همراه لباس که برگشت داد، صاحب لباس پادرا را انعام بزرگی بخشید که پادرا با آن در بمبئی خانهای 20متری خرید و از خیابان و گذرخوابی رها شد. سونیل از این اتفاق که برای پادرا افتاد، تصمیم گرفت کاری کند. روزی ثروتمندی در بمبئی لباسی به او داد و سونیل موقع برگشت از جیب خودش سکهای در جیب شلوار گذاشت و به صاحب شلوار گفت:این سکه را یادتان رفته بود. تا او نیز بتواند انعامی بگیرد. ولی داستان برعکس شد.
وقتی سکه را تحویل داد، مرد ثروتمند مچ دست او را گرفت و گفت:من 10 سکه گم کردهام که تو یکی را دادی و مطمئن شدم بقیه هم در شلوارم مانده بود. باید بقیه را هم بدهی. و از سونیل شکایت کرده و بهجای دادن انعام، به جرم سرقت او را روانۀ زندان کرد.
پادار به سونیل زمان بدرقهاش به زندان گفت:هرگز ریاکارانه و متظاهر به کار نیک مباش. بدان کار نیکی را که برای خدا نکنی، کار شری برای تو شده و دامان تو را خواهد گرفت.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
🔴بزرگترین کانال اموزش #خیاطی در ایران
کودک، زنانه، مردانه، لباس زیر ، پرده، سرویس خواب و .....
🔻با بیش از ۱۵ سال سابقه تدریس
🔻همراه با گروه رفع اشکال دائمی
🪡اولین درایران با بالاترین رضایت و منحصربه فردترین روش و تکنیک دوخت
✅طرح حمایتی بانوان رو دارن زود عضوشو جانمونی👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1459552283C012b557734
اگه رشتت خیاطی یا طراحی لباسه یا دوسداری هر لباسی رو خودت بدوزی بیا اینجاآموزش صفر تا صد خیاطی رو گذاشته خودمم با کمک اینجا لباس مجلسی دوختم🎀:
@.khayati
هدایت شده از داستان های جذاب
💎💥قدیما یه شاگرد کفاشی بود، هر روز میرفت لب رودخونه برای درست کردن کفش، چرم میشست؛
اوستاش هر روز قبل رفتن بهش سیلی میزد، میگفت اینو میزنم تا چرم رو آب نبره! یه روز شاگرد داشت میشُست که چرم رو آب برد، با خودش گفت اوستا هر روز به من چَک میزد که آب نبره چرم رو، الان بفهمه قطعا زنده م نمیذاره!
با ترس و لرز رفت و هرجوری بود به اوستاش گفت جریان رو، ولی اوستاش گفت باشه عیب نداره. شاگرد با تعجب پرسید نمیزنیم؟ اوستاش گفت من میزدم که چرم رو آب نبره! الان که آب برده دیگه فایده ای نداره...
زندگیم همینه، تمام تلاشتون رو بکنید چرم رو آب نبره، وقتی چرمتون رو آب برد دیگه فایده نداره، حرص نخورید
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👍💡گنجی وجود نداشت...
اما طمع، همهچیز را از آنها گرفت. 💔
#داستان_آموزنده
#مادر
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1