..
سلام، صبحتون بخیر و دلتون روشن ☀️🌿
صبح یعنی دوباره فرصتِ دیدنِ زیباییها؛
فرصتِ یک لبخند، یک شروع تازه و یک امید کوچک که میتواند تمام روزمان را عوض کند. 🤍
قیصر امینپور چه زیبا گفته است:
««صبح یعنی که خدا پنجره را باز کند
به تماشای تو و تازهتر از تازه شوی» 🌱»
امروز را با دلِ آرام،
با لبخند و با امید آغاز کنیم؛
شاید همین امروز، یکی از همان روزهایی باشد که بعدها با لبخند به یادش میآوریم. 🌸
صبحتون پر از آرامش،
دلتون گرم و لحظههاتون شاعرانه 🌿📖✨
..
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
<📘💙>
وقتی که مُرد، حتی یک نفر هم توی محل ما ناراحت نشد. بچههای محل اسمش رو گذاشته بودند مرفه بیدرد و بیکس. و این لقب هم چقدر به او میآمد نه زن داشت نه بچه و نه کسوکار درستی.
شنیده بودیم که چند تایی برادرزاده و خواهرزاده دارد که آنها هم وقتی دیده بودند آبی از اجاق عموجان و دایی جان برایشان گرم نمیشود، تنهایش گذاشته بودند.
وقتی که مُرد، من و سه چهار تا از بچههای محل که میدانستیم ثروت عظیم و بیکرانش بیصاحب میماند، بدون اینکه بگذاریم کسی از همسایهها بفهمد، شب اول با ترس و لرز زیاد وارد خانهاش شدیم و هر چه پول نقد داشت، بلند کردیم. بعد هم با خود کنار آمدیم که: این که دزدی نیست تازه او به این پولها دیگر هیچ احتیاجی هم ندارد.
تازه میتوانیم کمی هم از این پولها را از طرفش صرف کار خیر کنیم تا هم خودش سود برده باشد و هم ما...
اما دو روز بعد در مراسم خاکسپاریاش که با همت ریش سفیدهای محل به بهشت زهرا رفتیم، من و بچهها چقدر خجالت کشیدیم.
موقعی که ١۵٠ بچه یتیم از بهزیستی آمدند بالای سرش و فهمیدیم مرفه بیدرد خرج سرپرستی همه آنها را میداده، بچههای یتیم را دیدیم که اشک میریختند و انگار پدری مهربان را از دست دادهاند از خودمان پرسیدیم: او تنها بود یا ما؟
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
هدایت شده از داستان های جذاب
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
💎✨قشنگترین قسمتِ داستانِ ما، همینجا جا موند...🫠
روزایی که بزرگترین دلخوشیمون رسیدن به همین ساعتها بود؛ لحظههایی که زمین و زمان میایستاد تا ما غرق بشیم توی دنیایی که همهچیزش بوی پاکی و سادگی میداد.
ما فقط تماشاچی نبودیم، ما بخشی از اون خاطرهها بودیم... و چقدر دلمون برای اون آدمِ کوچیکِ بیدغدغهٔ توی آینه تنگه.❤️🩹✨
#نوستالژی
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
💚خـدایــا چقدر دلم روشن شد
وقتے در قرآن ڪریم دیدم ڪه فرمودے:
ڪَتَبَ (رَبڪُمْ) عَلَے نَفْسهِ الرَّحْمَة
خداوند رحمت را بر خویش
واجب کرده است...😇
(انعام/ ۱۲)
خدايا بہ تو پناه می آورم
از نَفْسی کہ سير نمی شود؛
از دانشی کہ سود نمی دهد؛
از نمازی کہ بالا نمی رود
و از دعایی کہ بہ اجابت نمیرسد.....
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
✍حکایت دلسوزی مادرانه
دو زن در حال دعوا بر سر اینکه کدام یک مادر حقیقی هستند نزد حکیم آمدند.
مرد فرزانه به آنها گفت که تنها چاره آن است که زورآزمایی کنند.
او روی زمین خطی کشید و از یکی از دو زن خواست سر کودک را بگیرد و از دیگری خواست پاهای کودک را بگیرد.
به آن دو زن گفته شد که کودک را به طرف خود بکشند.
برنده کودک را صاحب میشد.
البته کودک شروع به جیغ زدن کرد و مادر حقیقی با دست کشیدن از ادعای خود نسبت به کودک ماهیت حقیقی خود را نشان داد تا کودک را از آسیب دیدن حفظ کند.
این حکایت یک درس میدهد و آن این است که عشق حقیقی یعنی فداکاری. اگر ما حقیقتاً عاشق کسی باشیم، گاهی اوقات باید او را رها کنیم.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
پند یک پدر پیر در حال مرگ به فرزندش:
•منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش و اشکهایت را با دستان خود پاک کن
[همه رهگذرند]
•زبان استخوانی ندارد ولی اینقدر قوی هست که بتواند به راحتی قلبی را بشکند
[مراقب حرفهایت باش]
•به کسانی که پشت سرت حرف میزنند بی اعتنا باش آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت
[گذشت داشته باش]
•گاهی خداوند برای حفاظت از تو کسی یا چیزی را از تو میگیرد اصرار به برگشتنش نکن پشیمان خواهی شد
[خداوند وجود دارد پس حکمتش را قبول کن]
•انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش. اگرصدای بلند نشانگر مردانگی بود سگ سرور مردان بود.
•قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هايت را به پیش خدا گلایه کنی نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش.
•انسان بزرگ نمیشود جز به وسیله ی فکرش.
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔘پزشک جراح
داستان 📚
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از ضرب المثل
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥 داستان ضرب المثلها
🔹داستان ضربالمثل: آب در آسیاب دشمن ریختن
@ZarbolMasal_Hikayat
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷💥بعضی آدمها با وجود نداشتن خیلی چیزها، هنوز چیزی دارن که قیمت نداره؛ «انسانیت»… 🥺🖤
اگه تو هم به این دل پاک احترام میذاری،❤️بزار
.
#دوربین_مخفی
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1
روزی کفاشی در حال تعمیر کفشی
بود ، ناگهان سوزن کفاشی در انگشتش
فرو رفت .
از شدت درد فریادی زد !!
و سوزن را چند متر دورتر پرت کرد.!!
مردی حکیم که از آن مسیر عبور میکرد
ماجرا را دید سوزن را آورد به کفاش
تحویل داد و شعری را زمزمه کرد:🍂🌸
درختی که پیوسته بارش خوری
تحمل کن انگه که خارش خوری
حکیم به کفاش گفت :
این سوزن منبع درآمد توست.
این همه از آن فایده حاصل کردی یک روز که از آن دردی برایت آمد آن را دور میاندازی! 🍂🌸
نتیجه اینکه اگر از کسی رنجیدیم
خوبی هایی که از جانب آن شخص
به ما رسیده را به یاد آوریم،
آن وقت ضمن اینکه نمک نشناس نبوده ایم تحمل آن رنج نیز آسان تر میشود.🍂🌸
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
..
🌿☀️ سلام، صبح بخیر همراهان عزیز ☀️🌿
هر صبح، خداوند صفحهای تازه پیش روی ما میگذارد؛
صفحهای که هنوز هیچ غمی روی آن نوشته نشده و میتوانیم با امید، مهربانی و دلِ روشن پرش کنیم. 🤍
🌸 از نهجالبلاغه:
«مَن أیقَنَ بالخَلَفِ جادَ بالعَطیّة.»
هرکس به جبران و پاداش الهی یقین داشته باشد، در بخشش سخاوتمند میشود. 🌱✨
پس امروز با دلِ بزرگتری زندگی کنیم؛
شاید یک لبخند، یک مهربانی یا حتی یک کلمهٔ خوب،
صبحِ کسی را زیباتر کند. 🌷
✨ صبحتان بخیر؛ دلتان آرام، روزتان پربرکت و قدمهایتان به سوی اتفاقهای خوب. ✨
..
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
روزی گدایی به دیدن درویشی رفت و دید که او برروی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است.
گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: «این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیدهام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا سرخورده شدم.»
درویش خنده ای کرد و گفت : «من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم.»
با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد. او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند.
بعد از مدت کوتاهی، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت: «من کاسه گداییام را در چادر تو جا گذاشتهام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟ لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم.»
درویش خندید و گفت: «دوست من، گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو رفتهاند، نه در دل من، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب می کند.»
در دنیا بودن، وابستگی نیست.
وابستگی، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید میشود به آن وارستگی میگویند.
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1