eitaa logo
داستان های جذاب
71.2هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
9.6هزار ویدیو
2 فایل
🌴 کانال حکایت ها وپند ها 🌴 ✔️ با افتخار منبع اکثر کانال های هم موضوع هستیم ✔️ ✔️ منبع تمام پند و حکایت و داستان های زیبا هستیم ✔️ سخن بزرگان ✔️ تلنگر تبلیغات. @Baran_HQ 🌻باما همراه شوید 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
تب ...
✍ بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی می نمود. شیادی چون شنیده بود بهلول دیوانه است جلو آمد و گفت: اگر این سکه را به من بدهی در عوض ده سکه را که به همین رنگ است به تومی دهم!! بهلول چون سکه های او را دید دانست که سکه های او از مس است و ارزشی ندارد به آن مرد گفت به یک شرط قبول می نمایم! سپس گفت: اگر سه مرتبه مانند الاغ عرعر کنی. شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود! بهلول به او گفت: تو با این خریت فهمیدی سکه ای که در دست من است از طلاست چگونه من نفهمم که سکه های تو از مس است؟! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مُشک را گفتند: ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ! ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ که هستم ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ که هستم... مولانا ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
🔴 ۳ عروس بی‌رحم وقتی مادرشوهرشان فلج شد او را در انباری حبس کردند! رازی که همسایه‌ها فهمیدند همه را تکان داد ‼️😱 • در محله‌ای آرام، جنایتی خاموش در حال رخ دادن بود که تمام اهل محل را در بهت فرو برد. بانو مریم، پیرزن مهربانی که تمام طلاهایش را برای خرید خانه ۳ پسرش فروخته بود، حالا بعد از سکته مغزی وبال گردن ۳ عروسش شده بود. همه‌چیز از وقتی شروع شد که پسرها برای کار به سفر رفتند و مریم خانم تنها ماند. ۳ عروس که نمی‌خواستند وقتشان را صرف پرستاری کنند، پیرزن بی‌زبان را به انباری تاریک و سرد ته حیاط بردند. اما فاجعه واقعی وقتی رخ داد که مریم خانم از گرسنگی ناله می‌کرد و غذا می‌خواست. فتانه، عروس بزرگتر، پیشنهاد داد: "بیایید در را قفل کنیم و بگوییم او خودش گم شده است!". آن‌ها پیرزن را در میان کارتن‌های کهنه رها کردند، اما ۲ شب بعد، وقتی صدای جیغ عجیبی از انباری بلند شد... 👈 خواندن ادامه داستان https://eitaa.com/joinchat/1558904853C13eee7720b
.. ✨ سلام و صبح بخیر؛ اول هفته‌تون مبارک ✨ یک هفته‌ی تازه از راه رسیده؛ هفته‌ای که هنوز هیچ صفحه‌ای از آن نوشته نشده... پس با امید شروعش کنیم و دل بسپاریم به خدایی که برای هر روزمان، اتفاق‌های قشنگی در آستین دارد. 🤍 الهی این هفته، دلتان آرام، قدم‌هایتان استوار، لبخندتان همیشگی و خبرهای خوب، مهمان خانه و دلتان باشد. 🌸 ☀️ صبح اول هفته‌تون بخیر و دلتون سرشار از امید و آرامش 🌱 ..
🎆💫🎆💫🎆💫🎆💫🎆💫 🌺بیا یک کاری کنیم! از آن‌هایی که حال دلمان خوب شود. از همان‌ها که زندگی زیر رگهایمان جریان یابد و عشق در تپش قلبمان احساس شود. بیا یک کاری کنیم! دفتر و قلم را برداریم، دل را به طبیعت بسپاریم، در زیر سایه بید مجنون پناه گیریم و از آنچه ذهنمان را پر کرده، با خاک و برگ سخن بگوییم. یا کفش هامان را ورکشیم، کوله را برداریم، با هر چه دلتنگی و اندوه است پربارش کنیم، و در هم نشینی چشمه و کوهسار با شادی و امید طاق بزنیم. و یا اینکه حتی در خانه بمانیم، حیاط کوچکمان را آب پاشی کنیم، و در خنکای نسیم صبحگاهی و خاک نم زده باغچه، با قناری و گل ها هم صحبت شویم. بیا اصلا هیچ کار نکنیم! اما کاری کنیم که تمام خوبی ها ما را در خود گیرد و ما خوشی ها را در آغوش کشیم. بیا یک کاری کنیم! فقط کمی زندگی کنیم! ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
آدمی به علت گرسنگی، بی‌کسی و درماندگی، به بردگی کشیده می‌شود، و او را هم چون برده‌ای به کار می‌گیرند. چه معامله‌ی دردناکی! زندگی برای یک تکه نان...                       ویکتور هوگو ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
حکایت عالمی مشغول نوشتن با مداد بود. کودکی پرسید: " چه می نویسی؟" عالم لبخندی زد و گفت: " مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی مثل این مداد بشوی!" پسرک تعجب کرد! چون چیز خاصی در مداد ندید. عالم گفت پنج خصلت در این مداد هست. سعی کن آن ها را به دست آوری. اول: می توانی کارهای بزرگی کنی، اما فراموش نکن دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند و آن دست خداست! دوم: گاهی باید از مداد تراش استفاده کنی، این باعث رنجش می شود، ولی نوک آن را تیز می کند. پس بدان رنجی که می برى از تو انسان بهتری می سازد! سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن اشتباه از پاك كن استفاده کنی؛ پس بدان تصحیح یک کار خطا، اشتباه نیست چهارم: چوب مداد در نوشتن مهم نیست؛ مهم مغز مداد است که درون چوب است؛ پس همیشه مراقب درونت باش که چه از آن بیرون می آید! پنجم: مداد همیشه از خود اثری باقی می گذارد؛ پس بدان هر کاری در زندگی ات مى كنى، ردی از آن به جا مى ماند؛ پس در انتخاب اعمالت دقت کن! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥺(بعضی وقت ها چیز های میبینی که هیچ وقت به آن فکرم نمیکردی💔😣) داستان 📝 ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
حکایت ✍️ چیزی که عوض داره، گله نداره زن مشغول درست‌کردن تخم‌مرغ برای صبحانه بود. شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز. وای خدای من، خیلی درست کردی. حالا برش گردون. زود باش، شعله رو کم کن، باید بیشتر کره بریزی. وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟ دارن می‌سوزن، مواظب باش، گفتم مواظب باش، هیچ‌وقت موقع غذاپختن به حرف‌های من گوش نمی‌کنی. برشون گردون، زود باش، دیوونه شدی؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی! نمک بزن. شعله رو… زن به او زل زد و بعد با صدای بلند گفت: ای بابا، دیوونم کردی! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم‌مرغ ساده درست کنم؟ مرد سر میز غذاخوری نشست، نفس عمیقی کشید، مکثی کرد و به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه حالی دارم! ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
ذات واقعی آدمها را... زمانی میفهمید که دیگر منفعتی برای آنها نداشته باشید ┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈ https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
.. 🌸✨ به نام خدای مهربان ✨🌸 سلام و صبح‌تون بخیر، دل‌هاتون روشن و روزهاتون لبریز از آرامش و برکت الهی 🤍🌿 🌹 میلاد باسعادت پیامبر مهربانی و رحمت، حضرت محمد مصطفی ﷺ و ولادت فرخندهٔ امام جعفر صادق علیه‌السلام را به همهٔ شما عزیزان تبریک و شادباش می‌گوییم. 🌹 چه زیباست آغاز روزی که با نام پیامبر رحمت و امام دانش و اخلاق گره خورده است؛ امید که به برکت این میلادهای نورانی، دل‌هامان از محبت، زبان‌هامان از نیکی و زندگی‌مان از برکت و آرامش سرشار شود. 🕊️💚 🌷 صبح‌تان محمدی، روزتان صادقی، و دل‌تان همیشه روشن به نور خدا. 🌷 اللهم صل علی محمد و آل محمد 🤲✨ ..