🌟🌸🌟🌸🌟🌸🌟🌸🌟
🔖#حکایت_قدیمی
حکایت خر و آموزش حرف زدن
«ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﭘﯿﺮ» ﻋﺎﺷﻖ «ﺧﺮِ ﭘﯿﺮﺵ» ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻫﻮﺱِ ﺁﻣﻮﺯﺵ حرف زدن ﺑﻪ ﺧﺮﺵ ﮐﺮ
ﺟﺎﯾﺰﮤ کلانی ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ حرف زدن ﺑﻪ ﺧﺮﺵ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﺪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﻋﻼﻡ نمود ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﯼ ﻃﻤﻊ ﮐﺮﺩند ﻭﻟﯽ "ﺧﺮ" ﺳﺨﻦ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﺷﺎﻩ ﻣﺒﻠﻎ جایزه ﺭﺍ باز هم بالاتر برد
ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﺗﺮﺱِ ﺟﺎﻥ داوطلب نشد
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﺎﻩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺷﺖ :
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺷﺮﻁ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺧﺮِ ﺷﻤﺎ حرف زدن بیاموزم :
ﺍﻭﻝ- ﺗﻬﯿﮥ ﻣﮑﺎﻥ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﺮِ ﺷﻤﺎ
ﺩﻭﻡ- حقوق بالا و ماهیانه
ﺳﻮﻡ- ۱۰ ﺳﺎﻝ به من ﻣﻬﻠﺖ دهید ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ
"ﺷﺎﻩ" تمام آنها را پذیرفت
ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﺮﺩﻧﺪ
ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ :
"ﺷﺎﻩ" ﭘﯿﺮ ﻭ "ﺧﺮ" ﭘﯿﺮ ﻭ "ﻣﻦ" ﻫﻢ ﭘﯿﺮﻡ
ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺟﻼﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ؛
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ مدت ۱۰ سال ﯾﺎ "ﻣﻦ" ﻭ ﯾﺎ "ﺷﺎﻩ" ﻭ ﯾﺎ "ﺧﺮ" ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ
این داستان مثال جالبی است برای کسانیکه وعده های پوچ و تخیلی میدهند که قرار است در آینده کاری کنند کارستان...
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
🔴 طلا فروش منصفی که سود کم میگیرد
آقای رضایی رو بارها در کانال معرفی کرده بودیم، ایشون طلا فروش منصفی هستن که روزانه چندین کیلو طلا و نقره معامله میکنند. اخیرا یک کانال زدن و طلا های نو و دسته دوم رو با سودهای بسیار کم (۲ تا ۹ درصد) به فروش میرسونند.
اگر قصد خرید طلا دارید به جای مغاره ها که در مجموع سود بالای ۱۵ درصد میگیرن میتونید از ایشون خرید کنید آدرس کانالشون 👇
https://eitaa.com/joinchat/1159726258C51511b8e56
اگر قصد خرید یا فروش طلا و نقره دارید
بهنظرم قبلش حتماً این کانال رو یه نگاه بنداز و تحلیل هایی که رایگان داره در اختیار مردم میزاره رو بخون ، چون طرف روزی چند کیلو طلا و نقره میخره قطعا اطلاعات مهمی داره
این آدرس کانالشه 👇
https://eitaa.com/joinchat/1159726258C51511b8e56
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
🚨🚨🚨🚨
🚨 حکایت
لطفا قاتل نباشید !!!
شب عروسی برادرم،وقتی مادرم کتش و تنش می کرد،یه حس غریبی داشت نگاهش !
پیشونیش رو بوسید و بهش گفت:
هیچ وقت قاتل زنت نباش !
چشم های برادرم از تعجب گرد شده بود،کم مونده بود غش کنه بنده خدا
مادرم دستش رو گذاشت روی شونه هاشو گفت:قاتل نباش پسر !
وقتی خانومت برات آشپزی می کنه بگو دستت درد نکنه خانوم عالی بود.
وقتی خانومت رنگ رژشو با پیرهنش ست می کنه ،بگوهمه رنگی به صورتت میشینه عزیزم
زنانگی زن ها در دیده شدنه
در تعریف شدن از کارشون
در تأیید هنرشون
اونوقته که جون می گیره و موندگار میشه
ریشه می دوئونه توی بند بند زندگیت
قاتل نباش پسرم
اگر احساس زنی را نادیده بگیری
مثل گل های ناز توی گلدون قهر می کنن و دیگه هرگز شادی رو به دلشون راه نمی دن!کم کم دلسرد می شن ، پژمرده میشن
مادرم راست می گفت
من مرده های متحرک زیادی و به چشم دیده بودم که هنوز درکنار قاتلشون ،ادای زندگی کردن و در می آوردند
مادرم حق داشت ...
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
@ba_khoodabaash1 🪶
صبح بخیر! با آرزوی روزی پر از آرامش و موفقیت برای همه شما. 🍃»
«سلام، صبح بخیر. امیدوارم امروز روزی پر از برکت و انرژی باشد. ☀️»
«صبح خوش! امیدوارم امروز بهترین روز هفته شما باشد. ✨»
.
https://eitaa.com/yadmarg
کتابفروشِ خاطرات
در کوچهای که حتی در روزهای آفتابی هم سایهاش سنگین بود، مغازهای کوچک وجود داشت که تابلوی آن نوشته شده بود: «فروشگاه اشیاء فراموششده». صاحب مغازه، پیرمردی بود با عینک نیمدایرهای که همیشه لبهی بینیاش میلرزید. نامش «آقا سهراب» بود، اما کسی او را نمیشناخت؛ او فقط میدانست چطور چیزها را به صاحبانشان برگرداند.
یک روز، دختر جوانی به نام «رؤیا» وارد مغازه شد. رؤیا به دنبال چیزی نبود که گم کرده باشد، بلکه به دنبال چیزی بود که «حس» میکرد گم شده است؛ احساسِ آرامش.
آقا سهراب بدون اینکه سرش را بلند کند، گفت: «معمولاً کسانی که اینجا میآیند، چیزی را گم کردهاند که حتی نمیدانند کجا بوده است.»
رؤیا با تعجب پرسید: «یعنی اینجا هم چیزهایی مثل خاطرات یا احساسات پیدا میشود؟»
پیرمرد لبخندی زد و به سمت قفسهای در انتهای مغازه رفت که زیر لایهای از گرد و غبار پنهان شده بود. او جعبهای کوچک از چوب گردو را برداشت که روی آن حکاکیهای ظریفی داشت. «این جعبه، صدای خندههای یک تابستان قدیمی است. این هم، بوی باران در اولین روز پاییزی است که یک کودک در آن حس کرده بود.»
رؤیا دستش را به سمت جعبهای درشتتر برد که از جنس ابریشم به نظر میرسید. وقتی درش را کمی باز کرد، ناگهان بوی نان تازه و صدای گرم صدای مادرش را در اتاق شنید؛ چیزی که سالها بود از ذهنش پاک شده بود. او متوجه شد که این مغازه، اشیاء فیزیکی نمیفروشد؛ اینجا، «لحظههای گمشده» فروخته میشوند.
آقا سهراب با صدای آرامی گفت: «بهای هر کدام متفاوت است، دخترم. قیمت اینها پول نیست؛ قیمت آنها، قول دادن به خودتان است که دوباره آن لحظه را با تمام وجود زندگی کنید.»
رؤیا آن روز از مغازه خارج شد، اما دیگر آن دختر خسته و سردرگم نبود. او فهمیده بود که هیچ چیز واقعاً از بین نمیرود، فقط گاهی در لایههای گرد و غبار زندگی، منتظر یک لحظه توجه میمانند تا دوباره درخشان شوند.
---
https://eitaa.com/yadmarg
هدایت شده از گسترده امید
⭕️خانوما #حراج شومیز تابستانه شروع شد فقط 399 تومن تا 24ساعت👆😱
کلی ست های مجلسی با #حجاب #سایز بزرگ و مانتو های پنج تیکه و عباهای اماراتی از ترکیه آوردم سایز۳۶ تا ۶۰💯
✔️پرداخت در محل
لینک کانال و آدرس مغازه👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2692940062C1c7689e5e1
https://eitaa.com/joinchat/2692940062C1c7689e5e1
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
عزیزان اگه میخوایین درامد عالی میلیونی داشته باشین کاردرمنزل با بسته بندی 😍😍
بفرمایید لینک فقط تعداد ثبت نام محدود👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2692940062C1c7689e5e1
💜💜💜💜💜💜💜💜
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔖گاهی ما همه قولهامون رو عمل میکنیم جز قولی که به خدا دادیم📽️
بیاید مثل پیرمرد قصه و نباشیم و س حرفمون با خدا بمونیم😁🙌🏻
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
وااااییی این کلیپ کچل خان رو دیدی🤣؟
🚷 دیشب خواب دیده که. . .🤭😂
کامله کلیپش اینجاست بیاببین😍👇
https://eitaa.com/joinchat/3907847933C1e27f50b22
https://eitaa.com/joinchat/3907847933C1e27f50b22
❌فقط تیکه آخرش که میگه . .😂☝️🏼