⭕️خانومابه دلیل #زدگی بعضی کارها و چک برگشتی تمامی کارهارو حراج کردیم 😱
ست #بافت فقط ۴۹۹ ت
#گپ مزونی ۵۹۹ ت
#شلوار بافت ۱۹۹ ت
برای دیدن مدلای بیشتر بزن رولینک👇
https://eitaa.com/joinchat/973930763Cece0aa4b41
موجودی کارها کمه و زود تموم میشه👆
🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
..
📝✨ حکایت بهلول؛ ارزش یک لقمه نان📝✨
روزی خلیفه در مجلس خود نشسته بود که سخن از فقر و ثروت به میان آمد. رو به بهلول کرد و گفت:
ـ ای بهلول! تو که همیشه از عدالت و درستکاری سخن میگویی، به من بگو ببینم، اگر روزی میان ثروتمند شدن و پاک ماندن دست به انتخاب بزنی، کدام را برمیگزینی؟
بهلول بیدرنگ پاسخ داد:
ـ بستگی دارد، ای خلیفه! اگر ثروت تو از راه درست به دست آمده باشد، شاید آن را بپذیرم؛ اما اگر بهایش آه و اشک مردم باشد، حتی یک سکهاش هم برایم زیادی است.
خلیفه که از پاسخ او خوشش نیامده بود، خندید و فرمان داد ظرفی پر از سکههای طلا بیاورند.
سپس گفت:
ـ این طلاها را به تو میدهم، به شرط آنکه با همین پول، غذایی بخری و ثابت کنی که میتوان با ثروت من هم زندگی پاکی داشت.
بهلول ظرف را گرفت و از قصر بیرون رفت.
در بازار، چشمش به پیرمردی افتاد که کنار دیواری نشسته بود. دستهایش از کار پینه بسته بود و بساط کوچکی از نانهای تازه پیش رویش داشت. اندکی آنطرفتر، مردی ثروتمند با لباسهای فاخر، نانهای پیرمرد را با بیاعتنایی زیرورو میکرد و بر سر بهای ناچیزشان چانه میزد.
بهلول نزدیک شد و پرسید:
ـ پدرجان، از صبح تا حالا چقدر فروختهای؟
پیرمرد آهی کشید و گفت:
ـ آنقدر که امشب خانوادهام گرسنه نخوابند. هر روز صبح نان میپزم و تا شب میفروشم. سودش کم است، اما دستم پیش کسی دراز نیست.
بهلول لبخندی زد، تمام نانهای پیرمرد را خرید و بهایشان را چند برابر حساب کرد.
پیرمرد با تعجب گفت:
ـ ای مرد! اشتباه کردهای. بهای این نانها کمتر از اینهاست!
بهلول پاسخ داد:
ـ میدانم، پدرجان. من تنها نان تو را نمیخرم؛ میخواهم بدانی که زحمتت بیارزش نیست.
سپس نانها را میان فقیرانی که در بازار بودند تقسیم کرد و با ظرفی خالی به قصر بازگشت.
خلیفه با دیدن او پرسید:
ـ پس چه شد؟ با آن همه طلا چه کردی؟ مگر قرار نبود برای خودت غذایی بخری؟
بهلول گفت:
ـ چرا، ای خلیفه! من امروز بهای یک لقمه نان را پرداختم؛ اما نه بهای آرد و آب و آتش را، بلکه بهای زحمتی را که پشت آن نان پنهان بود.
خلیفه با تمسخر گفت:
ـ مگر نان با حرف و سخن ارزشمند میشود؟ طلاست که به هر چیزی بها میدهد!
بهلول سرش را بالا گرفت و گفت:
ـ اگر طلا بهتنهایی ارزش میآورد، چرا بعضی صاحبان گنج با وجود ثروت فراوان، هنوز محتاج احترام مردماند؟ چرا نان آن پیرمرد، با آنکه ارزان بود، از سفره بسیاری از ثروتمندان پاکتر است؟
سپس به ظرف خالی اشاره کرد و ادامه داد:
ـ این ظرف را ببین، ای خلیفه! امروز خالی به قصر بازگشته، اما وجدان من چیزی به دست آورده که با تمام خزانه تو قابل خریدن نیست. آن پیرمرد نانش را با رنج به دست میآورد و با آرامش میخوابد؛ اما کسی که حق دیگران را میخورد، هرچقدر هم که سفرهاش رنگین باشد، نمیتواند از حساب وجدانش بگریزد.
خلیفه سکوت کرد. بهلول نیز بیآنکه منتظر پاسخی بماند، از مجلس بیرون رفت.
🔸 پندحکایت🔸
ارزش دارایی انسان به بزرگی کیسهاش نیست؛ به پاکی راهی است که آن دارایی را به دست آورده است.
چه بسیار سفرههای سادهای که برکت دارند و چه بسیار سفرههای رنگینی که آرامش در آنها جایی ندارد.
نان کم، اگر با شرافت به دست آمده باشد، از ثروتی که بر رنج دیگران بنا شده، ارزشمندتر است.
...
#حکایت_های_کوتاه
#هلدینگ_باران
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از تبلیغات گسترده ترابایت
من یه خانم خونهدارم سالها تنها دغدغهم این بود که شوهرم بهم اجازه نمیداد بیرون کار کنم دنبال کاری بودم که توی خونه بتونم پول دربیارم 💵
تا اینکه اتفاقی با این کانال آشنا شدم
دیدم کاری رو #رایگان یاد میدن که میتونم توی خونه درآمد داشته باشم ✅
همه این النگو هارو با درامدم خریدم
الان ماهیانه حدود ۹۸ تومن درامدمه برای همین تصمیم گرفتم به شماهم معرفیش کنم 👇
https://eitaa.com/joinchat/2708342112C261051b245
⛔ مخصوص خانمها و آقایان ⛔
لینک به زودی پاک میشه
❌️فوووری بسیاررر مهم❌️👇🏼
استخدام ۳۰ نفر دورکار با حقوق ۹۸ میلیون
دوستان اگه دنبال شغلی هستید به صورت #کاردرمنزل با حقوق ثابت( پرداخت به موقع) همین الان وارد این کانال بشید شرایط رو ببینید👇🏼
۳۰نفر استخدامی دارند با حقوق ۹۸ میلیون
https://eitaa.com/joinchat/2708342112C261051b245
📝✨افشای راز پادشاه 📝✨
پادشاهی با وزیر و سرداران و نزدیکانش به شکار می رفت...
همین که آن ها به میان دشت رسیدند پادشاه به یکی از همراهانش به نام جاهد گفت:
جاهد حاضری با من مسابقه اسب سواری بدهی؟
جاهد پذیرفت و لحظه ای بعد اسب هایشان را چهار نعل به جلو تاختند تا از همراهانشان دور شدند.
در این هنگام پادشاه به جاهد گفت: هدف من اسب سواری نبود، می خواستم رازی را با تو در میان بگذارم، فقط یادت باشد که نباید این راز را با کسی در میان بگذاری!!
جاهد گفت: به من اطمینان داشته باش ای پادشاه.!
پادشاه گفت: من حس می کنم برادرم می خواهد مرا نابود کند و به جای من بنشیند.
از تو می خواهم شبانه روز مواظب او باشی و کوچکترین حرکتش را به من خبر بدهی.
جاهد گفت: اطاعت می کنم سرور من.
دو سه ماه گذشت و سر انجام یک روز جاهد همه چیز را برای برادر پادشاه گفت و از او خواست مواظب خودش باشد...
برادر پادشاه از جاهد تشکر کرد و پس از مدتی پادشاه مرد و برادرش به جای او نشست...
جاهد بسیار خوشحال شد و یقین کرد که پادشاه جدید مقام مهمی به او می دهد.
اما پادشاه جدید در همان نخستین روز حکومت، جاهد را خواست و دستور کشتن او را داد.!
جاهد وحشت زده گفت: ای پادشاه من که گناهی ندارم، من به تو خدمت بزرگی کردم و راز مهمی را برایت گفتم.!
پادشاه جدید گفت: تو گناه بزرگی کردهای و آن فاش کردن راز برادرم است، من به کسی که یک راز را فاش کند، نمیتوانم اطمینان کنم و یقین دارم تو روزی رازهای مرا هم فاش می کنی،،
..
#داستان_کوتاه
#هلدینگ_باران
┈┈┈•••༶༓✤༓༶•••┈┈┈
https://eitaa.com/joinchat/1419182419Ce39ece1751
هدایت شده از گسترده امید
دیگه سرِ طلا فروختن با همسرت دعوا نکن😩
یه راند #موقعِ_خرید باید التماسش کنی!😏
یه راندم #موقعِ_فروش باید غصه بخوری🥲
اینجا #نُقره_های کُپی شده از طلا بخر😉 نه مثِ طلا گرونه، نه رنگش میره ، نه حساسیت میده، همیشه ام پوله🙃👇
https://eitaa.com/joinchat/775028891Cc61d94cc44
فروش #اقساطم دارن✅
#اُجرت_پایین خوراکِ پس انداز👌
👤پیام_ناشناس
سلام ببخشید یه کانال گذاشته بودید نقره هاشو #حراج کرده بوده #پرداخت_درب_منزل هم داشت ، میشه دوباره لینکشو بذارید گمش کردم 😢
+بفرمایید عزیزم
https://eitaa.com/joinchat/775028891Cc61d94cc44
.