eitaa logo
رهروان ولایت
135 دنبال‌کننده
14.1هزار عکس
9.3هزار ویدیو
158 فایل
ارتباط با ادمین @ya_ali118
مشاهده در ایتا
دانلود
😂😄😉 خودش خيلي بامزه😉 تعريف مي كرد؛ حالا كم يا زيادش رو ديگہ نميدونم🤷🏻‍♂ مي گفت: در يكي از عمليات ها برادري مجروح ميشه و به حالت اغما و از خود بيخودي مي افته...😴 بعد، آمبولانسي🚑 كه شهداي منطقه را جمع مي كرده و به معراج مي برده از راه مي رسه و او را قاطي بقيه ميندازه بالا🤭 و گاز ماشين رو میگیره و دِ برو راننده در آن جنگ و گريز تلاش مي كرده كه خودش رو از تيررس دشمن دور كنه و از طرفي مرتب ويراژ🚨 مي داده تا توي چاله چوله هاي ناشي از انفجار نيفته ، كه اين بنده خدا در اثر جابه جايي وفشار به هوش مياد و يك دفعه خودش رو ميان جمع شهدا ميبينه🧐🙁 اول تصور مي كنه كه ماشين داره مجروحين رو به پست امداد مي بره🙂 اما خوب كه دقت مي كنه🧐 مي بيند نه، انگار همه برادرا شهيد شدن🥀 و تنها اونه كه سالم هست😱 دستپاچه ميشه و هراسان بلند ميشه میشینه وسط ماشين و با صداي بلند بنا مي كند داد و فرياد كردن كه:😫 برادر! برادر! 😩 منو كجا مي بريد، من شهيد نيستم، نگه دار ⭕️ مي خوام پياده شم🚶‍♂ منو اشتباهي سوار كرديد نگه دار من طوريم نيست... راننده كه گويي اول حواسش جاي ديگه ای بوده، از آينه زير چشمي نگاه ميندازه و با همون لحن داش مشتيش🕺 ميگه: تو هنوز بدنت گرمه، حاليت نيست🤒 تو شهيد شدي، دراز بكش، دراز بكش😧 بذار به كارمون برسيم او هم دوباره شروع مي كنه كه : به پير و پيغمبر من چيزيم نيست، خودت نگاه كن ببين🧐 راننده میگه بعداً معلوم ميشه خودش وقتي برگشته بود مي گفت: اين عبارات را گريه😭 مي كردم و مي گفتم. اصلا حواسم نبود كه بابا! حالا نهايتاً تا يه جايي ما رو میبره ، بر مي گرديم ديگه نمیخواد که ما رو زنده به گور كنه🤦🏻‍♂ اما اونم راننده ي با حالي بود😎 چون اين حرفا رو اونقدر جدي ميگفت كه باورم شده بود شهيد شده ام😍😅 @parastohae_ashegh313