۵۳
(ورود اهل بیت ع به مدینه)
سر تا به پا نور خدا، هستی تو یا محمد
من زینبم از کربلا، کاروان غم آمد
یا جدا زینبم من
در تاب و در تبم من
آمده ام با چشم گریان۲
آجرک الله احمد
یا حضرت محمد
سوزم نبی از داغ هجران۲
زینب بی قرار تو، آمده در کنارت
زینب عزیز فاطمه، آمد بی یادگارت
خونجگرم یا جدا
دیده ترم یا جدا
آمده ام با قلب سوزان۲
آجرک الله احمد
یا حضرت محمد
سوزم نبی از داغ هجران۲
از مدینه تا کربلا، رفتم با نور عینم
برگشته ام دوباره من، آمده بی حسینم
کرب و بلا بدیدم
جور و جفا بدیدم
آمده ام از شام ویران۲
آجرک الله احمد
یا حضرت محمد
سوزم نبی از داغ هجران۲
در کربلا من دیده ام، علی اکبرش را
من دیده ام به روی خاک، صد پاره پیکرش را
دیدم که پور لیلا
گردیده اربا اربا
کشته شده با کام عطشان۲
آجرک الله احمد
یا حضرت محمد
سوزم نبی از داغ هجران۲
روی دست برادرم، دیدم که نور عین است
قنداقه غرق خون شده، قد خمیده حسین است
دیدم که اصغر او
شد پاره حنجر او
گرید رباب با آه و افغان۲
آجرک الله احمد
یا حضرت محمد
سوزم نبی از داغ هجران۲
دیدم که سقای حرم، در علقمه فتاده
در راه دین سرمدی، جان خودش بداده
دیدم که جانفدا شد
دستان او جدا شد
در راه دین گردیده قربان۲
آجرک الله احمد
یا حضرت محمد
سوزم نبی از داغ هجران۲
دیدم به میدان بلا، تنها حسین زهراست
غرق به خون پیکر او، حسین اسیر اعداست
زین غم دلم شده خون
آمده شمر ملعون
افتاد حسین در آن بیابان۲
آجرک الله احمد
یا حضرت محمد
سوزم نبی از داغ هجران۲
دیدم که شمر بی حیا، سوی حسین دویده
سر حسین فاطمه، او از قفا بریده
زخم مرا نمک زد
سکینه را کتک زد
از این مصیبت من پریشان۲
آجرک الله احمد
یا حضرت محمد
سوزم نبی از داغ هجران۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_تو_نور_چشم_مصطفی
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
۵۴
(ورود اهل بیت ع به مدینه)
یا رسول خدا، کاروان رسید
قامت زینبت، از غمش خمید
نور چشمت حسین، در خون آرمید
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
دختر فاطمه، زینبم نبی
من که در تابم و، در تبم نبی
جان من آمده، بر لبم نبی
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
آمده زینبت، در کنار تو
در کنار تو شد، بی قرار تو
خون بگرید ز غم، یادگار تو
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
در کنار شما، دیده تر شدم
زآتش داغ او، پر شرر شدم
یاد داغ حسین، خونجگر شدم
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
دخت شاهنشه، عالمین منم
یاد سوز غم، نور عین منم
از سفر آمده، بی حسین منم
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
درک نمودم نبی، کربلای او
گریه ها کرده ام، از برای او
بوده در این سفر، در عزای او
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
دیده ام غرق خون، علی اکبرش
دیدم از کینه شد، پاره پیکرش
دیده گریان پدر، در برابرش
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
دیده ام روی دست، علی اصغر است
دیده ام همچنان، غنچه پرپر است
با تیر حرمله، پاره حنجر است
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
دیدم عباس من، جانفدا شده
فرق او با عمودی دوتا شده
هر دو دستش ز پیکر جدا شده
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
بین دشت بلا، غوغا شد حسین
بین لشکر دون، تنها شد حسین
اسیر کینه ی، اعدا شد حسین
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
دیدم از مرکبش، بر زمین فتاد
روی خاک زمین، صورتش نهاد
یوسف فاطمه، تشنه جان بداد
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
دیدم از کینه شمر، سوی او دوید
روی سینه نشست، خنجرش کشید
از قفا رأس او، بی حیا برید
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
صبر اهل حرم، خورد محک نبی
زخم من از ستم، خورد نمک نبی
هر یتیم حسین، خورد کتک نبی
یا رسول الله
خونجگر بی حسین، زینب آمده۲
یا رسول الله
#رضا_یعقوبیان
#سبک_ای_گل_گلشن_آل_مصطفی
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
۵۵
(ورود اهل بیت ع به مدینه)
گل، گلشن رسالت محمد
مدینه کاروان ماتم آمد
جدا، یا محمد آجرک الله۲
جدا، دختر زهرا زینبم من
کنار قبر تو جان بر لبم من
جدا، یا محمد آجرک الله۲
مولی، آمده ام من کنارت
در مدینه اما بی یادگارت
جدا، یا محمد آجرک الله۲
جدا، کنار تو خونجگرم من
یاد، گل زهرا دیده ترم من
جدا، یا محمد آجرک الله۲
رفتم، یا جدا با نور دو عینم
برگشتم در مدینه بی حسینم
جدا، یا محمد آجرک الله۲
جدا، من دیده ام کرب و بلا را
دیدم، از کوفیان جور و جفا را
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیده ام من علی اکبرش را
غرق، در خون تمام پیکرش را
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، نور دیده ی ام لیلا
از کین، کربلا گشته اربا اربا
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، از ظلم و کینه اصغر او
پاره، با تیر کین شد حنجر او
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، در کربلا ساقی طفلان
در علقمه بود در خونش غلتان
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، در راه دین جانش فدا شد
دستان عباسم از تن جدا شد
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، حسین زهرا گشته تنها
غریب و تنها شده بین اعدا
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، از روی مرکبش فتاده
صورت، بر روی خاک غم نهاده
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، غریب مادر غرق در خون
سویش، دوان آمده شمر ملعون
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، شمر ملعون سویش دویده
از قفا رأس پاک او بریده
جدا، یا محمد آجرک الله۲
زخمم، یا جدا از کینه نمک خورد
کودکان حسین تو کتک خورد
جدا، یا محمد آجرک الله۲
دیدم، دشمن می زند وحشیانه
بر تن خسته ی ما تازیانه
جدا، یا محمد آجرک الله۲
#رضا_یعقوبیان ۱۴۰۴
#سبک_حسین_نور_دو_چشم_حیدری_تو
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
۵۶
(ورود اهل بیت ع به مدینه)
ختم رسولان، ای نور سرمد
من زینب هستم، مولی محمد
همراه زینب، با جان بر لب
از کربلا این، کاروان آمد
یا نبی زینبم
در تاب و در تبم
جان من یا جدا
رسیده بر لبم
تسلیت یا احمد۴
آمده ام من، جدا کنارت
گردیده زینب، دل بی قرارت
رفتم از این جا، با نور عینم
برگشته ام من، بی یادگارت
گشته ام خونجگر
غم شده جلوه گر
از غم کربلا
ریزم اشک بصر
تسلیت یا احمد۴
من دختر شاه عالمینم
رفتم از این جا، با نور عینم
ای نور دل ها، حضرت طاها
برگشته اما، من بی حسینم
دیده ام کربلا
دیده جور و جفا
دیده ام ظلم و کین
از همان ابتدا
تسلیت یا احمد۴
دیدم فتاده، علی اکبر
گردیده از کین، صد پاره پیکر
کنار جسم، صد پاره ی او
بابای مظلوم، باشد برابر
دیده ام کربلا
گل ام لیلا
از ستم دشمن
شده اربا اربا
تسلیت یا احمد۴
بر دست مولی، نور دو عین بود
مادر غمگین، با زینبین بود
غنچه گل او، گردیده پرپر
قامت خمیده، مولی حسین بود
دیدم علی اصغر
همچو گل شد پرپر
نور چشم حسین
شده پاره حنجر
تسلیت یا احمد۴
دیدم فتاده، ساقی طفلان
یاد حسین است، با کام عطشان
دیدم اباالفضل، افتاده بی دست
در خون خود او، گردیده غلتان
جان او فدا شد
دست او جدا شد
با عمود آهن
فرق او دوتا شد
تسلیت یا احمد۴
دیدم حسینم، گردیده تنها
غرق به خون است، در بین اعدا
دیدم روی خاک، حسین فتاده
یوسف زهرا، افتاده از پا
سوی او دویده
خنجرش کشیده
بی حیا شمر دون
سر او بریده
تسلیت یا احمد۴
جد مطهر، صبرم محک خورد
از ظلم و کینه، زخمم نمک خورد
دیدم کنار، جسم حسینم
سکینه آن دم، بی حد کتک خورد
وحشیانه می زد
بی بهانه می زد
بر تن پاک او
تازیانه می زد
تسلیت یا احمد۴
#رضا_یعقوبیان
#سبک_بر_فاطمه_تو_نور_دو_عینی
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
۵۷
(ورود اهل بیت ع به مدینه)
یا رسول سرمدی من زینبم
در مدینه من به تاب و در تبم
یاد داغ کربلا جان بر لبم
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
یا رسول حق کنارت آمدم
در کنارت بی قرارت آمدم
از سفر بی یادگارت آمدم
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
زینب تو گشته جدا خونجگر
در کنارت آمده با چشم تر
ریزد از هر دیده ام اشک بصر
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
اخت شاه عالمینم یا نبی
رفته ام با نور عینم یا نبی
آمدم من بی حسینم یا نبی
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
دیده ام همراه او کرب و بلا
بر من و اهل حرم گشته جفا
ناله های ما شده وا غربتا
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
دیده ام غرق به خون اکبر شده
اربا اربا از ستم پیکر شده
خونجگر از داغ او پدر شده
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
دیده ام بر روی دستش اصغرش
غنچه ی غرق به خون و پرپرش
پاره با تیر ستم شد حنجرش
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
دیده ام عباس من جانش فداست
دست های او ز کین از تن جداست
با عمود آهنین فرقش دوتاست
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
دیده ام جان علی تنها شده
غربت مولی حسین معنا شده
او اسیر کینه ی اعدا شده
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
دیده ام از مرکبش افتاده است
صورتش بر خاک غم بنهاده است
تشنه لب هستی من جان داده است
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
دیده ام دشمن به سوی او دوید
دیده ام که خنجرش از کین کشید
از قفا رأس حسینم را برید
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
صبر زینب کربلا خورده محک
زخم دل را زد عدوی من نمک
بر سکینه بر رقیه زد کتک
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
کودکان را وحشیانه می زدند
لحظه لحظه بی بهانه می زدند
کعب نی یا تازیانه می زدند
رفته ام با نور عین
آمدم من بی حسین
#رضا_یعقوبیان ۱۴۰۴
#سبک_تو_گل_گلزار_دینی_یا_حسین
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
۵۸
(ورود اهل بیت ع به مدینه)
محمد
سراپا تویی نور سرمد پیمبر محمد
ز دشت بلا، کربلا کاروان غم آمد
محمد
محمد
منم دخت زهرای اطهر به تاب و تبم من
رسیدم کنار تو بنگر که جان بر لبم من
محمد
محمد
رسیدم کنار توام بی قرارت
نیاورده ام با خودم یادگارت
محمد
محمد محمد محمد محمد۲
محمد
ز داغ حسینم منم خونجگر یا پیمبر
کنار توام یاد او دیده تر یا پیمبر
محمد
محمد
ز شهرت مدینه برفتم چو با نور عینم
کنون آمده دیده گریانم و بی حسینم
محمد
محمد
بدیدم به دشت بلا کربلا را
ز ظلم و ستم دیده جور و جفا را
محمد
محمد محمد محمد محمد۲
محمد
بدیدم ز ظلم و ستم ها شده پور لیلا
میان همه دشمنان حسین اربا اربا
محمد
محمد
بدیدم روی دست مولی علی اصغرش را
ز تیر ستم پاره پاره شده حنجرش را
محمد
محمد
بدیدم که دست اباالفضل جدا شد
به راه خدا جان پاکش فدا شد
محمد
محمد محمد محمد محمد۲
محمد
بدیدم که تنها شده کربلا پور زهرا
شده غرق خون و فتاده زمین بین اعدا
محمد
محمد
بدیدم که شمر لعین سوی مقتل دویده
به مقتل سر پاک مولی حسین را بریده
محمد
محمد
نبودی که زخمم ز کینه نمک خورد
سکینه، رقیه ز دشمن کتک خورد
محمد
محمد محمد محمد محمد۲
#رضا_یعقوبیان
#سبک_حسین_جان
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
۵۹
(ورود اهل بیت ع به مدینه)
نگر جدا عزیز تو منم زینب
که جانم از غم حسین بود بر لب
رسول الله
رسول الله تو هستی نور عین من
به دشت خون شده جای حسین من
رسول الله
رسول الله رسیدم من کنار تو
کنم گریه کنار این مزار تو
رسول الله
برفتم از مدینه با حسین تو
نگر برگشته ام من بی حسین تو
رسول الله
کنار تو به یادش خونجگر هستم
به یاد غربتش من دیده تر هستم
رسول الله
رسول الله بدیدم کربلای او
نشستم در کنارش در عزای او
رسول الله
رسول الله بدیدم غرق خون اکبر
که صد پاره ز ظلم و کینه شد پیکر
رسول الله
روانه از کنارش پور لیلا شد
ز ظلم و کین دشمن اربا اربا شد
رسول الله
بدیدم از غم اکبر شده گریان
برفتم بر تسلایش شدم نالان
رسول الله
بدیدم بر روی دستش علی اصغر
ز تیر کین چنان غنچه شده پرپر
رسول الله
بدیدم من حسین کرد غربتش احساس
کنار علقمه افتاد ز کین عباس
رسول الله
بدیدم که دو دست او جدا گشته
به راه دین حق عباس فدا گشته
رسول الله
بدیدم من به دشت خون شده تنها
فتاده بین دشمن ها گل زهرا
رسول الله
بدیدم از روی مرکب فتاده او
سر خود را به خاک غم نهاده او
رسول الله
بدیدم که به سوی او دویده شمر
ز پشت سر سر او را بریده شمر
رسول الله
رسول الله به زخم من نمک می خورد
یتیمان حسین من کتک می خورد
رسول الله
#رضا_یعقوبیان ۱۴۰۴
#سبک_صفابخش_همه_دل_ها_حسین_جانم
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
دوبیتی
رباعی
یا محمد دخت زهرا زینبم
کن نظر بر من که در تاب و تبم
آمدم با یاد پرپر لاله ها
از غم داغ حسین جان بر لبم
◾️
زینبینت آمده یا فاطمه
نور عینت آمده یا فاطمه
دختر خونین دل و غمدیده ات
بی حسینت آمده یا فاطمه
◾️
مادر عباس یا ام البنین
همنشین یاس یا ام البنین
ریزم از دیده به یاد کربلا
اشک چون الماس یا ام البنین
◾️
خسته و بی نور عین برگشتهام
سوزم و با شور و شین برگشتهام
یا محمد از شما شرمنده ام
در مدینه بی حسین برگشتهام
#رضا_یعقوبیان
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
منم زینب به درگاهت رسیدم
رسول حق! به جز محنت ندیدم
از این جا رفته ام من با حسینم
ولی برگشته ام بی نور عینم
الا ای جد مظلوم و غریبم
به دشت کربلا غم شد نصیبم
دگر بعد از حسین من بی حبیبم
کنارت در مدینه بی شکیبم
کنار قبر تو در گفتگویم
شهید از کینه شد در روبرویم
بدیدم ای پیمبر اربا اربا
علی اکبر عزیز ام لیلا
بدیدم مادری در التهاب است
برای اصغرش گریان رباب است
بدیدم پاره حنجر اصغرش شد
جگرخون از غم او مادرش شد
بدیدم کربلا از آل هاشم
شهید کین شد عبدالله و قاسم
بدیدم بر زمین جسم شهیدان
همه اهل حرم در آه و افغان
بدیدم پرپر از کینه گل یاس
بیفتاده زمین دستان عباس
بدیدم جان عباسم فدا شد
ز ظلم و کینه فرق او دوتا شد
بدیدم که حسینم گشته تنها
تن خونین میان جمع اعدا
بدیدم نور عین من فتاده
سرش بر روی خاک غم نهاده
بدیدم که سوی مقتل دویدند
ز مولا پرده ی حرمت دریدند
بدیدم شمر دون خنجر کشیده
سر مظلوم عالم را بریده
پس از او زد عدو آتش به خیمه
سر نور دو عینم روی نیزه
عدوی بی حیا زخمم نمک زد
مرا و کودکانش را کتک زد
پس از نور دو عین رفتم اسیری
به کوفه کرده ام جَدّا امیری
سفارتخانه ام شد شام و کوفه
سر پاکش روی نی زد شکوفه
پر از رنج و محن شام بلا بود
برایم بدتر از کرب و بلا بود
غریبی تو و حیدر عیان شد
که جایم مجلس نامحرمان شد
سر پاکش درون تشت زر بود
کنارش ساجدینش دیده تر بود
بدیدم که حسین دم زد ز محبوب
یزید بی حیا زد بر لبش چوب
#رضا_یعقوبیان
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
بر درگه تو زینب هستم
بنگر که من جان بر لب هستم
من با حسین رفتم از این جا
بی نور عین برگشتم این جا
ای جد مظلوم و غریبم
در کربلا غم شد نصیبم
بشنو تو جدا گفتگویم
شهید کین شد روبرویم
من دیده ام شد اربا اربا
اکبر عزیز ام لیلا
دیدم حسین در التهاب است
گریان اصغرش رباب است
غرق به خونش اصغرش شد
پاره ز کینه حنجرش شد
دیدم که شد از آل هاشم
شهید عبدالله و قاسم
نقش زمین جسم شهیدان
اهل حرم در آه و افغان
دیدم ز کین پرپر گل یاس
نقش زمین دستان عباس
دیدم که جان او فدا شد
از ظلم و کین فرقش دوتا شد
دیدم حسین گردیده تنها
غرق به خون در بین اعدا
دیدم سوی مقتل دویدند
پرده ی حرمتش دریدند
دیدم عدو خنجر کشیده
رأس حسینم را بریده
دیدم زدند آتش به خیمه
رأس حسین بر روی نیزه
بر زخم من دشمن نمک زد
بر کودکان او کتک زد
بعد از حسین رفتم اسیری
در کوفه بنمودم امیری
بالای نی در شام و کوفه
رأس حسینم زد شکوفه
پر از محن شام بلا بود
بدتر ز ظلم کربلا بود
جایم به شام غم عیان شد
در مجلس نامحرمان شد
رأس حسین در تشت زر بود
زین العبادش دیده تر بود
دیدم حسین دم زد ز محبوب
آن بی حیا زد بر لبش چوب
گریان این شعر و رثایم
من دستگیر این (رضایم)
#رضا_یعقوبیان
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
ای جد مظلومم رسیدم در کنارت
من زینب غمدیده هستم یادگارت
ای خاتم پیغمبران من زینب هستم
بنگر به حال و روز من جان بر لب هستم
من با حسین فاطمه رفتم از این جا
اما نگر بی اقربا برگشتم این جا
بعد از حسینِ فاطمه جَدّا غریبم
از ظلم دشمن، کربلا غم شد نصیبم
دیدم علی اکبرش شد اربا اربا
با چشم گریان در کنارش رفته بابا
دیدم حسین فاطمه در التهاب است
بر دست بابا غرق خون طفل رباب است
دیدم گلان پرپری از آل هاشم
نقش زمین گردیده عبدالله و قاسم
دیدم شده نقش زمین جسم شهیدان
اهل حرم بهر حسین در آه و افغان
دیدم کنار علقمه پرپر گل یاس
روی زمین افتاده هر دو دست عباس
دیدم علمدار حسین جانش فدا شد
دیدم که با تیغ ستم فرقش دوتا شد
دیدم حسین فاطمه گردیده تنها
غرق به خون افتاده او در بین اعدا
دیدم ستمگر ها سوی مقتل دویدند
از نور چشم مرتضی حرمت دریدند
دیدم که شمر بی حیا خنجر کشیده
از پشت سر رأس حسینم را بریده
بعد از حسین دیدم زدند آتش به خیمه
رأس پر از خون حسین بر روی نیزه
بر زخم من آن بی حیا دشمن نمک زد
بر تشنه کامان حسین هر دم کتک زد
بعد از شهید سر جدا رفتم اسیری
من خطبه خواندم کوفه و کردم امیری
ختم رسل، پر از محن شام بلا بود
از بهر ما بدتر ز ظلم کربلا بود
جَدّا غریبی تو و حیدر عیان شد
جایم ز کینه مجلس نامحرمان شد
رأس عزیز فاطمه در تشت زر بود
دیدم امام ساجدین را دیده تر بود
دیدم حسین فاطمه دم زد ز محبوب
آن جا یزید بی حیا زد بر لبش چوب
من از تو و از مادرم شرمنده هستم
گشته حسین من شهید، من زنده هستم
#رضا_یعقوبیان
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza
یا محمد از سفر برگشته ام
از سفر بی همسفر برگشتهام
با حسین رفتم من از شهر شما
آمدم با سوز داغ کربلا
کوفیان بی وفا و بی حیا
راه را بستند بر خون خدا
یا محمد سوخت از داغش دلم
زد شرر داغ حسین بر حاصلم
روز عاشورا نبودی کربلا
شد در آن جا شورش محشر به پا
جان فدا کردند همه احباب او
کشته گشتند از ستم اصحاب او
اربا اربا شد علی اکبرش
طفل او شد پاره از کین حنجرش
پرپر از کین غنچه های یاس شد
از ستم نقش زمین عباس شد
شد علمدار شه کرب و بلا
بهر یاری حسین دستش جدا
روز عاشورا حسینت شد غریب
ماند تنها، بی کس و یار و حبیب
سنگ کین پیشانی او را شکست
بین مقتل در میان خون نشست
ناله اش بر گوش جانم می رسید
دشمنش با تیر کین قلبش درید
در میان قتلگه افتاده بود
شمر بالای سرش استاده بود
ناگهان شمر لعین خنجر کشید
از قفا رأس حسینت را برید
بین مقتل خنده بود و هلهله
سر بریدند از حسین فاطمه
آن ستمکاران عالم از جفا
رأس پاک او زدند بر نیزه ها
جان فدای جسم بر خاک حسین
پاره پاره شد تن پاک حسین
در خیامش شعله ها افروختند
بین خیمه کودکان می سوختند
نانجیبان کودکان را می زدند
از جفا لب تشنگان را می زدند
زین مصیبت ها نگر قَدَّم خمید
بین موج خون حسینت آرمید
از زبان من سخن گوید (رضا)
کن شفاعت از (رضا) روز جزا
#رضا_یعقوبیان
#ورود_اهل_البیت_ع_به_مدینه
@yaghubianreza