هدایت شده از 🌻🌹🍀نکات ناب🍀🌹🌻
💢 شیخ رجبعلی خیاط :
🔸رفقا ! دعا کنید که خداوند ، از کری و کوری نجاتتان دهد . تا انسان غیر خدا را می خواهد ، هم کَر است و هم کور .
📕 کیمیای محبت ، ص ۱۷۸ .
هدایت شده از 🌻🌹🍀نکات ناب🍀🌹🌻
#زهد_رو_بعضیا_اشتباه_تعریف_کردن
🍃آیت الله بهجت : #زهد ، با داشتن دنیا منافات ندارد .میزان در زهد ، دنیا داشتن یا نداشتن نیست ؛ بلکه میزان ، #دل_بستن_یا_نبستن_به_دنیا است .
هدایت شده از 🌻🌹🍀نکات ناب🍀🌹🌻
.
♻️ فرزند آیت الله بهجت: پدرم اصرار داشتند که به حرم حضرت عبدالعظیم(ع) مشرف شوند و میفرمود: «اگر اهل تهران هفتهای یک مرتبه به زیارتش نروند، جفا کردهاند».
هدایت شده از 🌻🌹🍀نکات ناب🍀🌹🌻
#روح_قوی_باشه_جسم_خسته_نمیشه
🍃علامه حسن زاده آملی :اگر جان #همت داشته باشد کار برای بدن دشوار نمی شود. اگر بدن تنبلی میکند بخاطر آن است که روح نشاط ندارد.
هدایت شده از 🌻🌹🍀نکات ناب🍀🌹🌻
📌آیت الحق میرزا علی آقای قاضی(ره)
🍃" تمام هم و غم دنیا در نزد ما تا اول الله اکبر نماز است."
هدایت شده از 🌻🌹🍀نکات ناب🍀🌹🌻
💠 آیت الله ڪشمیری:
🔸مواظب غذای خود باشید
🔸غذای حــرام نسل ودودمان
🔸انسان را تباه می ڪند...
هدایت شده از 🌻🌹🍀نکات ناب🍀🌹🌻
💢شیخ جعفر مجتهدی (ره):
تا آنجا که درتوان دارید در گره
گشایی از مـشکلات غمــدیدگان
سعےکنید تاخداوند هم درموقع
اضطرار از شما دستگیری نماید.
هدایت شده از خاکریز افسران جنگ نرم🏴🌷
داریم به خیمه معاویه نزدیک میشیم
مبادا قرآن های روی نیزه
کاری کنه باز هم تاریخ تکرار شه!
#هشدارباش
💠 به رسانه مردم بپیوندید👇
https://eitaa.com/javanan_enghelabi313
https://sapp.ir/javanan_enghelabi_313
🌷🌷🌷
درنشر لینک حذف نشود
هدایت شده از 🔷گلستان خاطرات شهـــدا🏴🔷
🌹شهـید عبدالحمید دیالــمه:
خط های کج بالاخره یکجایی
با خـط مستقیم تلاقی میکند
و خط مستقیم یک جایی آنها
را قطع میکند. خط مسـتقیم
همان خـط رسـول الله و همان
#ولایتفقـیه است.
http://sapp.ir/golestanekhaterat
هدایت شده از 📚 داستان های آموزنده 📚
🌺 شما تهذیب نفس کنید من خودم سراغ شما می آیم
حجه الاسلام قدس مى گوید: در تهران استاد روحانیى بود که لُمْعَتَیْن را تدریس مى کرد، مطّلع شد که گاهى از یکى از طلاّب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلى عالى نبود، کارهایى نسبتاً خارق العاده انجام می دهد. روزى چاقوى استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نى بود، و نویسندگان چاقوى کوچک ظریفى براى درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلى به آن علاقه داشت ، گم مى شود و وى هر چه مى گردد آن را پیدا نمى کند و به تصور آنکه بچّه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانى مى شود، مدتى بدین منوال مى گذرد و چاقو پیدا نمى شود. و عصبانیت آقا نیز تمام نمى شود.
روزى آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد مى گوید: ((آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهى دارند.)) آقا یادش مى آید و تعجّب مى کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است . از اینجا دیگر یقین مى کند که او با (اولیاى خدا) سر و کار دارد،
روزى به او مى گوید: بعد از درس با شما کارى دارم . چون خلوت مى شود مى گوید: آقاى عزیز، مسلّم است که شما با جایى ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان (عج ) مشرف مى شوید؟ استاد اصرار مى کند و شاگرد ناچار مى شود جریان تشرّف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد مى گوید: عزیزم ، این بار وقتى مشرّف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح مى دانند چند دقیقه اى اجازه تشرّف به حقیر بدهند.
مدتى مى گذرد و آقاى طلبه چیزى نمى گوید و آقاى استاد هم از ترس اینکه نکند جواب ، منفى باشد جراءت نمى کند از او سؤ ال کند ولى به جهت طولانى شدن مدّت ، صبر آقا تمام مى شود و روزى به وى مى گوید: آقاى عزیز، از عرض پیام من خبرى نشد؟ مى بیند که وى (به اصطلاح ) این پا و آن پا مى کند. آقا مى گوید: عزیزم ، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودى (وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبینُ)آن طلبه با نهایت ناراحتى مى گوید آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقتِ ملاقات بدهیم ، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما مى آیم.
📚 منبع:
برگی از دفتر افتاب//رضاباقی زاده
•┈••✾🔹📍📚📍🔹✾••┈•
http://eitaa.com/joinchat/12451840C08a2fdc722