دسته ی دوم: مورخ های درباری📜🖋
دشمنان کربلا اونقدر وقاحت داشتن که دلشون میخواست تمام تاریخ بفهمن که اونا چه افتخاراتی رو رقم زدن!
برای انجام این هدف مورخانی در استخدام داشتن که همراه لشگر بودن و لحظه به لحظه رو ثبت میکردن.🗞📌🗂
مثل: هانی بن ثبیت حضرمی
دسته ی سوم: پشیمان شدهها🤥😓
بعد از اتفاقات شام و خطبه ی حضرت زینب سلاماللهعلیها خیلی ها تازه متوجه اشتباهاتی که کردن شدن!😱
و با گریه و حسرت اتفاقات روز عاشورا رو تعریف میکردن...
مثل حمیدبن مسلم
بعد از واقعهی عاشورا بانوان از بزرگترین ناقلها بودن:💥
روایت اتفاقات داخل خیمه ها...
رجز های اصحاب...
نجوا های تنهایی...
ما معتقدیم امامان معصوم علم الهی دارن نه زمینی!
"و خیلی از وقایع از زبان امامان بعدی برای ما گفته شده..."
حتی یک زیارت داریم به نام ناحیهی مقدسه که مستقیما از طرف خود صاحب الزمان، حضرت مهدی عجل الله فرجه به ما رسیده💔
قسمتی از کتاب دا
خاطرات سیده زهرا حسینی🗒
بین دوتا ستاره ی زرد
⭐️از بابا اعتقاد داشت، تا از ایلام برایمان بیاورند⭐️
من رو به فکر برد
شاید یه پاراگراف کوتاه و ساده از یه داستان بلند باشه....
اما وقتی با خودت فکر میکنی این اتفاقات واقعیه و واقعا توسط شخصی تو یه زمانی اتفاق افتاده، به فکر فرو میری...
هرچند مثال های شبیه این رو ما بین شهدا، بزرگان و ائمه بسیار داریم، نمونه ی این دقت نظرها و نکته سنجی ها زیاده،
اما انگار با خوندن این قسمت دوباره بهم تلنگر خورد.
به این فکر کردم، که ما وقتی کاری برای خدا و اهل بیت انجام میدیم، اصلا حواسمون هست که این کار برای یه شخص با عظمت و با یه نیت مهم انجام میشه؟
حواسمون هست که جنس این کار باید با بقیه کارهامون متفاوت باشه؟
چقدر به پاک بودن و همه چیز تموم بودنش اهمیت میدیم؟
چقدر تلاش میکنیم در انجام کارمون
خلوص نیت داشته باشیم، بیریا کار کنیم، به بهترین نحو انجام بدیم، کارمون در طیب ترین و پاک ترین حالت ممکن باشه و توی اون فقط دو نفر، یعنی خودمون و خدا رو در نظر بگیریم؟
در انجام کار هامون چقدر صداقت داریم؟