حتی یک زیارت داریم به نام ناحیهی مقدسه که مستقیما از طرف خود صاحب الزمان، حضرت مهدی عجل الله فرجه به ما رسیده💔
قسمتی از کتاب دا
خاطرات سیده زهرا حسینی🗒
بین دوتا ستاره ی زرد
⭐️از بابا اعتقاد داشت، تا از ایلام برایمان بیاورند⭐️
من رو به فکر برد
شاید یه پاراگراف کوتاه و ساده از یه داستان بلند باشه....
اما وقتی با خودت فکر میکنی این اتفاقات واقعیه و واقعا توسط شخصی تو یه زمانی اتفاق افتاده، به فکر فرو میری...
هرچند مثال های شبیه این رو ما بین شهدا، بزرگان و ائمه بسیار داریم، نمونه ی این دقت نظرها و نکته سنجی ها زیاده،
اما انگار با خوندن این قسمت دوباره بهم تلنگر خورد.
به این فکر کردم، که ما وقتی کاری برای خدا و اهل بیت انجام میدیم، اصلا حواسمون هست که این کار برای یه شخص با عظمت و با یه نیت مهم انجام میشه؟
حواسمون هست که جنس این کار باید با بقیه کارهامون متفاوت باشه؟
چقدر به پاک بودن و همه چیز تموم بودنش اهمیت میدیم؟
چقدر تلاش میکنیم در انجام کارمون
خلوص نیت داشته باشیم، بیریا کار کنیم، به بهترین نحو انجام بدیم، کارمون در طیب ترین و پاک ترین حالت ممکن باشه و توی اون فقط دو نفر، یعنی خودمون و خدا رو در نظر بگیریم؟
در انجام کار هامون چقدر صداقت داریم؟