هدایت شده از باشگاه نمازشبی ها دوره هفتم
#نماز_شب_با_عطر_شهدا🕊👇
ماه رمضان سال ۶۲ بود
بعد از #عملیات #والفجر یک.
ماه رمضان آمدیم مرخصی.
با #مصطفی تمام سی شب
ماه رمضان را می رفتیم
مراسم دعای ابوحمزه.🌱
در سراسر دعا🕊
مشغول استغفار و #گریه😭 و
الهی العفو بود.
از مراسم که بر می گشتیم
تازه می رفت گوشه حیاط برای #نماز_شب
با آن دست مجروح گچ گرفته اش.
دیگر از آن شوخ طبعی ها خبری نبود☺️.
یک بار غریبانه
می گفت:
ماه رمضان که تمام شود
من هم تمام خواهم شد.
در طول ماه مبارک
یک دعا را خیلی تکرار می کرد. #خدایا از تو احدی الحُسنَیَین می خواهم یا زیارت یا شهادت
هنوز یک ماه از ماه رمضان نگذشته بود که تمام شد.
نثار روح پاک شهدا صلوات🕊
هدایت شده از باشگاه نمازشبی ها دوره هفتم
#نماز_شب_های #شهید_سید_مصطفی_خادمی
#مصطفی بی سیم چی ریزه میزه گروهان بود.
تازه پشت لبش سبز شده بود.
وقت نماز شب که می شد از همه جلوتر بود.🌔🌙
بچه ها سر به سرش می گذاشتند که:
تو از جان خدا چه می خواهی که این قدر نماز می خوانی و گریه می کنی ⁉️
در عملیات والفجر هشت تیر به شکمش خورد و شد اولین #شهید گردان حضرت معصومه (س) در والفجر هشت.
نثار روح پاک شهدا صلوات🕊