eitaa logo
کانال مهدویت استاد رائفی پور و مسائل روز کشور و جهان(غیر رسمی)
1.5هزار دنبال‌کننده
63.6هزار عکس
40.4هزار ویدیو
1.3هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️مردی سالها در آرزوی دیدن (عج) بود و از اینکه توفیق پیدا نمی کرد امام را ببیند، رنج می برد. مدّت ها ریاضت کشید.شبها بیدار می ماند و و راز و نیاز می کرد.معروف است، هرکس بدون وقفه، چهل شبِ چهارشنبه به مسجد سهله (کوفه) برود و نماز مغرب و عشاء خود را آنجا بخواند، سعادت تشرّف به محضر امام زمان(عج) را خواهد یافت.این مرد عابد مدّت ها این کار را هم کرد، ولی باز هم اثری ندید. (ولی به خاطر این عبادتها و شب زنده داری ها و... صفا و نورانیت خاصّی پیدا کرده بود).تا اینکه روزی، به او الهام شد: 🔸«الان حضرت بقیة الله(عج)، در بازار آهنگران، در مغازه پیرمردی قفل ساز نشسته است. اگر می خواهی او را ببینی، به آنجا برو!»او حرکت کرد، و وقتی به آن مغازه رسید، دید حضرت مهدی(عج) آن جا نشسته و با آن پیرمرد گرم گفت و گو هستند. اینک ادامه داستان از زبان آن شخص: 🔹به امام(عج) سلام دادم. حضرت جواب سلامم را داد و به من اشاره کرد که اکنون ساکت باش و تماشا کن!در این حال دیدم پیرزنی که ناتوان بود، عصا به دست و با قد خمیده وارد مغازه شد، و قفلی را نشان داد و گفت: 🔸آیا ممکن است برای ، این قفل را سه ریال از من بخرید؟ من به این سه ریال پول احتیاج دارم.پیرمرد قفل ساز، قفل را نگاه کرد و دید قفل، بی عیب و سالم است. گفت: مادر، چرا مال مسلمانی را ارزان بخرم و حق کسی را ضایع کنم؟ این قفل تو اکنون هشت ریال ارزش دارد. من اگر بخواهم سود کنم، به هفت ریال می خرم.زیرا در این معامله، بیش از یک ریال سود بردن، بی انصافی است. اگر می خواهی بفروشی، من هفت ریال می خرم، و باز تکرار می کنم که قیمت واقعی آن هشت ریال است، من چون کاسب هستم و باید نفع ببرم، یک ریال ارزان تر خریداری می کنم. پیرزن ابتدا باور نکرد و گفت: هیچکس این قفل را سه ریال از من نخرید. 🔸تو اکنون میخواهی هفت ریال از من بخری..؟! به هرحال پیرمرد قفل ساز، هفت ریال به آن زن داد و قفل را خرید.وقتی پیرزن رفت،امام زمان(عج) خطاب به من فرمودند:مشاهده کردی؟! این گونه باشید تا من به سراغ شما بیایم. ریاضت و سیر و سلوک لازم نیست. مسلمانی را در عمل نشان دهید تا من شما را یاری کنم.از بین همه افراد این شهر، من این پیرمرد را انتخاب کردم. چون او دارد و را می شناسد.از اول بازار، این پیرزن برای فروش قفلش، تقاضای سه ریال کرد، امّا چون او را محتاج و نیازمند دیدند، همه سعی کردند از او ارزان بخرند و هیچکس حاضر نشد حتی سه ریال از او بخرد. درحالی که این پیرمرد به هفت ریال خرید. به خاطر همین انسانیت و این پیرمرد،هر هفته به سراغش می آیم و با هم گفت و گو میکنیم. امیر مؤمنان علی (ع) : «هر کس با مردم به انصاف رفتار کند خداوند بر عزتش بیفزاید». (بحارالانوارج۷۲، ص۳۳.) 📚کیمیای محبت رمز مشرّف شدن به محضر امام زمان(عج)، ص۱۴ عنایات حضرت مهدی(ع) به علما و طلاب، ص۲۰۴-۲۰۲ سرمایه سخن، ج۱ ملاقات با امام عصر، ص۲۶۸ ✅ کانال نجات از گناه @nejatazgonah
⭕️ پاسخ طبقات مردم به ندای ✍️شیطان به گفت: می خواهم تو را نصیحت کنم. 🔅حضرت یحیی فرمود: من میل به تو ندارم؛ ولی می خواهم بدانم طبقات مردم نزد شما چگونه اند.شیطان گفت: مردم از نظر ما به سه دسته تقسیم می شوند: ۱- عده ای مانند شما معصومند، از آنها مأیوسم و می دانیم که نیرنگ ما در آنها اثر نمی کند. ۲- دسته ای هم برعکس، در پیش ما شبیه توپی هستند که به هر طرف می خواهیم می گردانیم. ۳- دسته ای هم هستند که از دست آنها رنج می برم؛ زیرا می خورند؛ ولی سپس از کرده خود می شوند و می کنند و تمام زحمات ما را به هدر می دهند. دفعه دیگر نزدیک است که موفق شویم؛ اما آنها به یاد می افتند و از چنگال ما فرار می کنند... ما از چنین افرادی پیوسته رنج می بریم... 📚کشکول ممتاز، ص 426 ✅ کانال نجات از گناه @nejatazgonah
✍️فردی پیش بهلول آمد و گفت: راهی بگو که کمتر کنم. 🔸بهلول گفت: بدان وقتی گناه می‌کنی، یا نمی‌بینی که خدا تو را می‌بیند، پس . یا می‌بینی که تو را می‌بیند و گناه می‌کنی، پس او را نشناخته‌ای و او را نزد خود حقیر و کوچک می‌شماری. 🌸 پس بدان به الله‌اکبر، زمانی واقعی است که گناه نمی‌کنی. چون کسی که خدا را بزرگ ببیند نزد بزرگ مؤدب می‌نشیند و دست از پا خطا نمی‌کند. ✅ کانال نجات از گناه @nejatazgonah
کانال مهدویت استاد رائفی پور و مسائل روز کشور و جهان(غیر رسمی)
✍️مردی نزد (ص) آمده و گفت: در پنهان به گناهانی چهارگانه مبتلا هستم؛ زنا، شرابخواری، سرقت و دروغ. هر کدام را تو بگویی به خاطرت ترک می‌کنم. 💠پیامبر (ص) فرمود: را ترک کن. 🔸مرد رفت و هنگامی که قصد زنا کرد با خود گفت: اگر پیامبر (ص) از من پرسید، باید انکار کنم و این نقض عهد من است (یعنی دروغ گفته‌ام) و اگر اقرار به گناه کنم، حدّ بر من جاری می شود. دوباره نیّت دزدی کرد و همین اندیشه را نمود و درباره کارهای دیگر نیز به همین نتیجه رسید. به نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: یا رسول‌الله! تو همه راه‌ها را بر من بستی، من همه را ترک نمودم.📚میزان الحکمه، جلد 8، صفحه 344 🔹در چنین موقعیتی حساس است که بینش دینی ما دستور می‌دهد دروغ شوخی و جدی، هر دو باید ترک شود. و دروغ‌های کوچک نیز همچنین.📚مضمون روایت، جلد 8، صفحه 345 برای تعجیل در فرج ________________ ✅ کانال نجات از گناه @nejatazgonah
✍️امیر نگاهت باش تا اسیر گناهت نشوی 🔸در بنی‌اسرائیل زنی زناکار بود، که هرکس با دیدن جمال او، به آلوده می‌شد! درب خانه‌اش به روی همه باز بود، در اطاقی نزدیک در، مشرف به بیرون نشسته بود و از این طریق مردان و جوانان را به می‌کشید، هرکس به نزد او می‌آمد، باید ده دینار برای انجام حاجتش به او می‌داد! 🔹عابدی از آنجا می‌گذشت، ناگهان چشمش به جمال خیره کننده زن افتاد، پول نداشت، پارچه‌ای نزدش بود فروخت، پولش را برای زن آورد و در کنار او نشست، وقتی چشم به او دوخت، آه از نهادش برآمد که‌ای وای بر من که مولایم ناظر به وضع من است، من و عمل حرام، من و مخالفت با حق! با این عمل تمام خوبی‌هایم از بین خواهد رفت! 🔸رنگ از صورت عابد پرید، زن پرسید این چه وضعی است. گفت: از خداوند می‌ترسم، زن گفت: وای بر تو! بسیاری از مردم آرزو دارند به اینجایی که تو آمدی بیایند. گفت: ای زن! من از خدا می‌ترسم، مال را به تو حلال کردم مرا رها کن بروم، از نزد زن خارج شد در حالی که بر خویش تأسف و حسرت می‌خورد و سخت می‌گریست! 🔹زن را در دل ترسی شدید عارض شد و گفت: این مرد اولین گناهی بود که می‌خواست مرتکب شود، این گونه به وحشت افتاد؛ من سال‌هاست غرق در گناهم، همان خدایی که از عذابش او ترسید، خدای من هم هست، باید من خیلی شدیدتر از او باشد؛ در همان حال کرد و در را بست و جامه کهنه‌ای پوشید و روی به عبادت آورد و پیش خود گفت: خدا اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم، شاید با من کند! و من از این طریق با معالم دین و معارف حق آشنا شوم و برای عبادتم کمک باشد. 🔸بار و بنه خویش را برداشت و به قریه عابد رسید، از حال او پرسید، محلّش را نشان دادند؛ نزد عابد آمد و داستان ملاقات آن روز خود را با آن مرد الهی گفت، عابد فریادی زد و از دنیا رفت، زن شدیداً ناراحت شد. پرسید از نزدیکان او کسی هست که نیاز به ازدواج داشته باشد؟ گفتند: برادری دارد که مرد خداست ولی از شدت تنگدستی قادر به ازدواج نیست، زن حاضر شد با او ازدواج کند و خداوند بزرگ به آن مرد شایسته و زن بازگشته به حق پنج فرزند عطا کرد که همه از تبلیغ کنندگان دین شدند!! 📚برگرفته از کتاب عرفان اسلامی، ج 13، نوشته استاد حسین انصاریان 🖇 طرح چهل روزه ی ✅ کانال نجات از گناه @nejatazgonah
👈جریمه تأخیر اول وقت 🔸يكى از دوستان رجائى چنين مى گويد: روزى حدود ظهر نزد شهيد بزرگوار رجائى بودم صداى اذان شنيده شد، در حالى كه ايشان از جايش حركت كرده، مى خواستند خود را براى اقامه نماز آماده كنند، يكى از خدمتگزاران وارد اتاق شد و گفت: غذا آماده است سرد مى شود، اگر اجازه مى فرماييد بياورم. 🔹شهيد رجائى فرمود: "خير بعد از نماز" وقتى كه خدمتگزار از اتاق خارج شد، ايشان با چهره اى متبّسم و دلى آرام خطاب به من فرمود: "عهد كرده ام هيچ وقت قبل از نماز نهار نخورم اگر زمانى ناهار را قبل از نماز بخورم، يك روز مى گيرم." 📚روشهاى پرورش احساس مذهبى نماز، ص۲۹ ❤️ برای تعجیل در فرج ( ) میگوییم و میخونیم. 🔺 ✅ کانال نجات از گناه @nejatazgonah
⭕️کانال نجات از گناه چهار ساله شد😍 ✅کانال تخصصی شناخت و راه‌های ترک گناهان در رمضان سال 95 با ایده گرفتن از سخنرانی استاد رائفی‌پور آغاز به فعالیت نمود و تا به امروز با موضوعات زیر در حال فعالیت می‌باشد. 🔸 🔹 🔸 🔹 🔸 🔹 🔸 🔹 🔸 🔆 تولید بیش از 1800 محتوای تخصصی این کانال در تلگرام، ایتا ، سروش و اینستاگرام فعالیت دارد. به کانال منتظر که گناه نمی‌کند! بپیوندید و آن را به دوستانتان معرفی کنید👇 تلگرام اینستاگرام ایتا سروش ✅ کانال نجات از گناه @nejatazgonah
شُکرِ نعمت‌های ناپیدا 🔹 شخصی تاحالا جنگل ندیده بود بار اول که به جنگل رفت و برگشت، از او پرسیدند: جنگل چگونه بود؟ 🔸پاسخ داد: تعریفش را زیاد شنیده بودم اما متأسفانه درخت‌های زیاد اجازه ندادند آن را ببینم!!! 🔹ما برای آب و نان پول می‌پردازیم؛ اما برای هوا پول نمی‌دهیم. کدامش قیمتی‌تر است، هوا یا نان و آب؟ ما برای نان در صف نیز می‌ایستیم، برای آب ماهانه پول می‌پردازیم؛ اما برای هوا، سالانه یک ریال هم نمی‌پردازیم! وقتی که انسان نفَسش تنگ می‌شود، برایش کپسول اکسیژن می‌آورند تا هوا به او برسد. انسان اگر یک هفته نان بدست نیاورد، با چیزی دیگر کمبود آن را جبران می‌کند و اگر ۲۴ ساعت نیز آب گیرش نیاید، باز چاره‌ای می‌اندیشد؛ ولی انسان بدون هوا، یک دقیقه هم نمی‌تواند صبر کند. 🔸انسان وقتی که نان می‌خورد، می‌گوید: «الحمدلله»، وقتی آب می‌خورد، می‌گوید: «خداروشکر»؛ اما آیا شده وقتی که هوا تنفس می‌کنید، بگویید «الحمدلله»؟! اصلا وقتی هم می‌گوییم: «الحمدلله» باز تنفس می‌کنیم. پس برای یک تنفس خودمان هم نمی‌توانیم خدا را حمد کنیم. 🔹گاهی یک چیز از بس ظاهر است، مخفی است؛ از بس همه‌جا هست و فراوان است، نعمتِ بودنش، روشن نیست. در حالی که همان از نعمت‌های اصلی است. 🔰 خدایا! ما را شاکر نعمت‌هایی که اینقدر در چشممان است که دیده نمی‌شود قرار بده. 👌کانال تخصصی نجات از گناه مؤسسه مصاف 🔗 @nejatazgonah
گاهی تنها یک عمل، یک عمر نتیجه الهی دارد 👤 یکی از بزرگان می‌گوید: 🔹روزی در ایام جوانی از کوچه‌ای رد می‌شدم، جوانی را دیدم که با حالتی آشفته به من رسید و یقه مرا گرفت؛ و بر سینه‌ی من کوبید و فحش داد و گریه کرد. 🔸فهمیدم دلش از جایی پر است. سکوت کردم تا مشت خوردم و فحش شنیدم. 🔹بعد فهمیدم، چند جوان به او توهین کرده و او را زده بودند از دست آن‌ها فرار کرده و چون دلش پر بود، به من حمله کرد و ته دلش را به من خالی کرد. 🔸به خاطر خدا صبر و سکوت کردم تا خالی شد و رفت. 🔹از آن روز به مقام صبر عظیمی دست یافتم که هرچه به من توفیق شد از اتفاق آن روز بود. 🔸این نوع اتفاقات، بهانه‌هایی الهی است که گاهی در مسیر انسان قرار می‌گیرد و مانند نردبان در مار پله، باعث صعود انسان می‌شود! 👌کانال تخصصی نجات از گناه مؤسسه مصاف 🔗 @nejatazgonah