💠ﺍﻟﺴَّﻠﺎﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳَﺎ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔُ اَلْزَهرا💠
🌷خاطرات همسر شهید امین کریمی (مدافع حرم)
💞قسمت 4⃣3⃣
💞منتظر تماس امین هستم
🍃با گریه و جیغ و داد مرا به بیمارستان بردند. تلفن همراهام را بالای سرم گذاشته بودم. 6 روز بود که با امین حرف نزده بودم، باید منتظر تماس او میماندم. میگفتم «صدای زنگ را بالا ببرید. امین میداند که من چقدر منتظرش هستم حتماً تماس میگیرد... باید زود جواب تلفن را بدهم.»
🍃پدرم که متوجه شده بود دائماً میگفت «نمیشود که گوشی بالای سر شما باشد. از اینجا دور باشد بهتر است.» میگفتم «نه! شما که میدانید او نمیتواند هر لحظه و هر ثانیه تماس بگیرد. الآن اگر زنگ بزند باید بتوانم سریع جواب بدهم. من دلم برای امین تنگ شده! یعنی چه که حالم بد است...» بابا راضی شد که گوشی کنار من بماند.
🍃شارژ باطری تلفن همراهم به اتمام رسید. به سرعت سیمکارت را با گوشی برادرم جابهجا کردم. دیوانه شده بودم. گفتم «زود باش، زود باش، ممکن است در حین عوضکردن گوشی شوهرم تماس بگیرد.»
👈ادامه دارد...
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_امور_شهدا_و_دفاع_مقدس
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#واحد_فرهنگی
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
تلگرام👇
#⃣ @ommeabeha2
ایتا👇
#⃣ @ommeabeha
✍ ارتباط با ادمین:
🆔 @Basirateammar
💠ﺍﻟﺴَّﻠﺎﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳَﺎ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔُ اَلْزَهرا💠
خاطرات همسر شهید امین کریمی (مدافع حرم)
💞قسمت 5⃣3⃣
💞دلم برای شوهرم تنگ شده
🍃برادرم رضا، اسم شهدا را دیده بود و میدانست که امین شهید شده. هم او و هم خواهرم حالشان بسیار بد شده بود. به جز من و مادر همه خبر داشتند. خواهرم شروع به گریه کرد. زنداداشم هم همینطور. گفتم «چرا شما گریه میکنید؟» گفتند «به حال تو گریه میکنیم. تو چرا گریه میکنی؟»
🍃گفتم «من دلم برای شوهرم تنگ شده! تو را به خدا شما چیزی میدانید؟» زنداداشم گفت «نه، ما فقط برای نگرانی تو گریه میکنیم.» صورت زنداداشم را بوسیدم و بارها خدا را شکر کردم که خبر بدی ندارند. همین برای من کافی بود.
🍃مثل دیوانهها شده بودم. پدرم گفت «میخواهی برویم تهران؟» گفتم «مگر چیزی شده؟» گفت «نه! اگر دوست نداری نمیرویم.» گفتم «نه! نه! الآن شوهرم میآید. من آنجا باشم بهتر است.» شبانه حرکت کردیم و حدود ساعت 5 صبح به تهران رسیدیم. گفتم «به خانه پدر شوهرم برویم. اگر حال آنها خوب بود معلوم میشود که هیچ اتفاقی نیفتاده و خیال من هم راحت میشود اما اگر آنها ناراحت باشند...»
👈ادامه دارد...
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_امور_شهدا_و_دفاع_مقدس
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#واحد_فرهنگی
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
تلگرام👇
#⃣ @ommeabeha2
ایتا👇
#⃣ @ommeabeha
✍ ارتباط با ادمین:
🆔 @Basirateammar
💠ﺍﻟﺴَّﻠﺎﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳَﺎ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔُ اَلْزَهرا💠
🌷خاطرات همسر شهید امین کریمی (مدافع حرم)
💞قسمت 7⃣3⃣
💞عکس امین را دیده ام
🍃سریعاً مرا بیمارستان شهید چمران رساندند. فشارم به شدت بالا رفته بود. صداها را میشنیدم که دکتر به برادرم میگفت «چرا فشارش بالا رفته؟ برای خانمی با این سن چنین فشاری بعید است!» رضا گفت «شوهرش شهید شده!»
🍃حالم بدتر شد با گریه و فریاد میگفتم «نگو شوهرم شهید شده رضا، امین شهید نشده. فقط اسمش مشابه شوهر من است. چرا حرف بیخود میزنی؟» رضا کنارم آمد و آرام گفت «زهرا من عکس امین را دیدهام!» با این حرف دلم به هم ریخت. منتظر بودم شوهرم برگردد اما ... خیلی خیلی سخت است که منتظر مسافر باشی و او بر نگردد...
👈ادامه دارد...
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_امور_شهدا_و_دفاع_مقدس
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#واحد_فرهنگی
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
تلگرام👇
#⃣ @ommeabeha2
ایتا👇
#⃣ @ommeabeha
✍ ارتباط با ادمین:
🆔 @Basirateammar
💠ﺍﻟﺴَّﻠﺎﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳَﺎ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔُ اَلْزَهرا💠
🌷خاطرات همسر شهید امین کریمی (مدافع حرم)
💞قسمت 8⃣3⃣
💞هجدهمین روز
🍃قرار بود اعزام دوم امین به سوریه، 15 روزه باشد، به من اینطور گفته بود. روز سیزدهم یا چهاردهم تماس گرفت. گفتم «امین تو را به خدا 15 روز، حتی 16روز هم نشود. دیگر نمیتوانم تحمل کنم!»
🍃هر روز یادداشت میکردم که "امروز گذشت..." واقعاً روز و شبها به سختی میگذشت. دلم نمیخواست بجز انتظار هیچ کاری انجام دهم. هر شب میگفتم «خدا را شکر امروز هم گذشت.» باقیمانده روزها تا روز پانزدهم را هم حساب میکردم. گاهی روزهای باقیمانده بیشتر عذابم میداد. هر روز فکر میکردم «10 روز مانده را چطور باید تحمل کنم؟ 9 روز، 8 روز... انشاءالله دیگر میآید. دیگر دارد تمام میشود... دیگر راحت میشوم از این بلای دوری!»
🍃امین خبر داد «فقط 3 روز به مأموریتم اضافه شده و 18 روزه برمیگردم.» با صدایی شبیه فریاد گفتم: «امین! به من قول 15 روز داده بودی. نمیتوانم تحمل کنم...» دقیقاً هجدهمین روز شهید شد.
👈ادامه دارد...
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_امور_شهدا_و_دفاع_مقدس
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#واحد_فرهنگی
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
تلگرام👇
#⃣ @ommeabeha2
ایتا👇
#⃣ @ommeabeha
✍ ارتباط با ادمین:
🆔 @Basirateammar
💠ﺍﻟﺴَّﻠﺎﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻚِ ﻳَﺎ ﻓَﺎﻃِﻤَﺔُ اَلْزَهرا💠
🌷خاطرات همسر شهید امین کریمی (مدافع حرم)
💞قسمت 9⃣3⃣
💞بدون امین چه کنم!؟
🍃حدود 6 روز بعد امین را برگرداندند معراج شهدا. این فاصله زمانی هیچچیز را به خاطر ندارم، هیچچیز را... وقتی به معراج رفتیم سعی کردم خودم را محکم نگه دارم. میترسیدم این لحظات را از دست بدهم و نگذراند کنارش بمانم. قبل از رفتن به برادر شوهرم گفته بودم «حسین؛ پیکر را دیدهای؟ مطمئنی که امین بود؟»گفت «آره زنداداش.»
🍃قلبم شکست. گفتم «حالا بدون امین چه کنم؟ ما هزار امید و آرزو با هم داشتیم. قرار بود کارهای زیادی باهم انجام دهیم. با خودم میگفتم حالا باید بدون او چه کنم؟»
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_امور_شهدا_و_دفاع_مقدس
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#واحد_فرهنگی
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
تلگرام👇
#⃣ @ommeabeha2
ایتا👇
#⃣ @ommeabeha
✍ ارتباط با ادمین:
🆔 @Basirateammar
📚برگزاری کلاسهای آموزشی و رفع اشکال دروس راهنمایی و دبیرستان
✅درصورت نیاز به هرکلاس آموزشی به صورت خصوصی یا عمومی، لطفا نام درس و سال مقطع تحصیلی را اطلاع دهید.
👈ثبت نام در واتساپ یا ایتا با شماره
☎️ 09305198160
#خدمت_ادامه_دارد
#هفته_بسیج_گرامیباد
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
💠بسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن💠
🌷خاطرات شهيد چمران
بہ روایت غاده جابر
قسمت:4⃣2⃣
🍃به هرحال ، تصمیم گرفتم بمانم تا آخر و برنگردم . البته به سردشت که رفتیم ، من به اکیپ بیمارستان ملحق شدم . نمی توانستم بیکار بمانم . در کردستان سختی ها زیاد بود. همان ایام آقای طالقانی از دنیا رفتند و برگشتیم تهران . در تهران برایم خیلی سخت بود و من برای اولین بار مصطفی را آنطور دیدم، با نگرانی شدید.منافقین خیلی به اوحمله می کردند.عکسی از مصطفی کشیده بودند که در عینکش تانک بود و شلیک می کرد ، خیلی عکس وحشتناکی بود.من خودم شاهد بودم این مرد چقدر با خلوص کار می کرد ،چقدر خسته می شد ، گرسنگی می کشید ، اما روزنامه ها اینطور جنجال به پا کرده بودند.هیچ کس درک نمی کرد مصطفی چه کارهایی انجام میدهد .از آن روز از سیاست متنفر شدم .
🍃 به مصطفی گفتم: باید ایران را ترک کنیم . بیا برگردیم لبنان. ولی مصطفی ماند.به من میگفت: فکر نکن من آمده ام و پست گرفته ام ، زندگی آرام خواهدبود.تا حق و باطل هست و مادام که سکوت نمی کنی ، جنگ هم هست .بالاخره پاوه آزاد شد و من به لبنان برگشتم .همین قدر که گاهگاهی بروم و برگردم راضی بودم و مصطفی دقیق کارهایی را که باید انجام می دادم می گفت .سفارش یک یک بچه های مدرسه را می کرد و می خواست که از دانه دانه خانواده شهدا تفقد کنم .برایشان نامه می نوشت .میگفت: بهشان بگو به یادشان هستم و دوستشان دارم .
🍃 مدام می گفت: اصدقائنا ، دوستانم ،نمی خواهم دوستانم فکر کنند آمده ام ایران ، وزیر شده ام ، آن ها را فراموش کرده ام .یک بار که در لبنان بودم شنیدم که عراق به ایران حمله کرده خیلی ناراحت شدم .جنگ کردستان که تمام شد خوشحال شدم . امید برایم بود که کردستان الحمدلله تمام شد ...
ادامه دارد...✒️
منبع: کانال سنگر شهدا
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_امور_شهدا_و_دفاع_مقدس
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#واحد_فرهنگی
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
تلگرام👇
#⃣ @ommeabeha2
ایتا👇
#⃣ @ommeabeha
✍️ ارتباط با ادمین:
🆔 @Basirateammar
بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن💠
🌷خاطرات شهيد چمران
بہ روایت غاده جابر
قسمت:3⃣2⃣
🍃در نوسود که بودیم من بیشتر یاد لبنان می افتادم ، یاد خاطراتم ، طبیعت زیبایی دارد نوسود ، و کوههایش بخصوص من را یاد لبنان می انداخت .من ومصطفی در این طبیعت قدم میزدیم و مصطفی برای من درباره این جریان صحبت می کرد، درباره کردها و اینکه خودمختاری می خواهند ،من پرسیدم: چرا خود مختاری نمیدهید ؟مصطفی عصبانی شد و گفت: عصر ما عصر قومیت نیست .حتی اگر فارس بخواهد برای خودش کشوری درست کند ، من ضد آنها خواهم بود .
🍃در اسلام فرقی بین عرب و عجم و بلوچ و کرد نیست .مهم این است ، این کشور پرچم اسلام داشته باشد .البته ما بیشتر روزهای کردستان را در مریوان بودیم .آن جا هم هیچ چیز نبود .من حتی جایی که بتوانم بخوابم نداشتم .همه اش ارتش بود و پادگان نظامی و تعدادی خانه های نیمه ساز که بیشتر اتاقک بود تا خانه .در این اتاق ها روی خاک می خوابیدیم ،خیلی وقتها گرسنه می ماندم و غذا هم اگر بود هندوانه و پنیر. خیلی سختی کشیدم .یک روز بعداز ظهر تنها بودم ،روی خاک نشسته بودم و اشک می ریختم .
🍃غاده تا آن جا که می توانست نمی گذاشت که مصطفی اشکش را ببیند ،اما آن روز مصطفی یکدفعه سر رسید و دید او دارد گریه می کند.آمد جلو دو زانو نشست شروع کرد به عذر خواهی .گفت: من می دانم زندگی تو نباید اینطور باشد . تو فکر نمی کردی به این روز بیفتی .اگر خواستی می توانی برگردی تهران . ولی من نمی توانم ، این راه من است ، خطری برای خود انقلاب است .امام دستورداده که کردستان پاک سازی شود و من تا آخر با همه وجودم می ایستم. غاده ملتمسانه گفت: بیایید برگردیم ، من نمی توانم اینجا بمانم .
🍃مصطفی گفت: تو آزادی ، می توانی برگردی تهران. چشمهایش پرآب شد گفت: می دانی که بدون شما نمی توانم برگردم .این جا هم کسی را نمی شناسم با کسی نمی توانم صحبت کنم . خیلی وقتها با همه وجود منتظر مینشینم که کی می آیید و آن وقت دو روز از شما هیچ خبری نمی شود. مصطفی هنوز کف دستهایش روی زانوهایش بود ، انگار تشهد بخواند ،
گفت: اگر خواستید بمانید به خاطر خدا بمانید ، نه به خاطر من ...
ادامه دارد...✒️
منبع: کانال سنگر شهدا
🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_امور_شهدا_و_دفاع_مقدس
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#واحد_فرهنگی
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
تلگرام👇
#⃣ @ommeabeha2
ایتا👇
#⃣ @ommeabeha
✍️ ارتباط با ادمین:
🆔 @Basirateammar
7.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آموزش_قرآن
#آموزش #سوره حمد
کمک به حفظ سوره های کوچک قرآن برای کودکان
┄══•ஜ۩🌹۩ஜ•══┄
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#واحد_تعلیم_و_تربیت
#پایگاه_مقاومت_بسیج_ام_ابیهــا_سلام_الله_علیها
#حوزه_مقاومت_بسیج_خواهران_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#ناحیه_مقاومت_سپاه_کاشان
🔊اطلاع رسانی
✅مادران عزیز شما دعوتید به رویداد بازگشت به مدرسه.
آغاز سال جدید و بازگشت مجدد دانش آموزان به مدرسه بعد از سه ماه تعطیلی میتواند چالشهایی را برای خانواده خصوصا مادران داشته باشد ؛و چگونه پشت سر گذاشتن این چالشها و آماده کردن دانش آموزان برای شروع سال تحصیلی جدید میتواند بر کیفیت تحصیلی آنان بسیار تاثیرگذار باشد.
لذا از همه شما مادران عزیز و دغدغهمند دعوت میکنیم در رویداد بازگشت به مدرسه شرکت کنید. این رویداد توسط سرکار خانم هنرمند مشاور و درمانگر کودک برگزار میشود .
سرفصل مطالب عبارتند از :
🔸مدیریت استرس مدرسه در کودکان
🔸نکات تربیتی کودکان مدرسهای به والدین
🔸سازگاری کودکان در مدرسه و با گروه همسالان
منتظر حضور گرم شما بزرگواران راس ساعت ۵ بعد از ظهر در حسینیه صاحب الزمان دیزچه خواهیم بود.
با ما دانا باشید.
واحد علمی و پژوهشی پاتوق خواهران حوریه
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#پاتوق_خواهران_حوریه
#حوزه_مقاومت_بسیج_حضرت_زهرا
#ناحیه_مقاومت_بسیج_کاشان
@yavaranesf313
🏆مسابقه علمی عید در عید
2️⃣روز دوم
🧠مرکز فرماندهی🧠
می خواهیم با هم کلی مطالب جدید یاد بگیریم.
اینم لینک گروه دانا که با هم صحبت کنیم.
🔴فقط دانش آموزان وارد شوند.
📲https://eitaa.com/joinchat/3695837892C8e666d9947
✅با ما دانا باشید.
واحد علمی و پژوهشی پاتوق خواهران حوریه
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#پایگاه_خواهران_حوریه
#حوزه_مقاومت_بسیج_حضرت_زهرا
#ناحیه_مقاومت_بسیج_کاشان
@yavaranesf313
🏆مسابقه علمی عید در عید
4️⃣روز چهارم
🌍قاره آسیا🌍
می خواهیم با هم کلی مطالب جدید یاد بگیریم.
اینم لینک گروه دانا که با هم صحبت کنیم.
🔴فقط دانش آموزان وارد شوند.
📲https://eitaa.com/joinchat/3695837892C8e666d9947
✅با ما دانا باشید.
واحد علمی و پژوهشی پاتوق خواهران حوریه
#واحد_علمی_و_پژوهشی
#پایگاه_خواهران_حوریه
#حوزه_مقاومت_بسیج_حضرت_زهرا
#ناحیه_مقاومت_بسیج_کاشان
@yavaranesf313