سوره مبارکه بقرة
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
#آیه
✨ وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۵۰﴾
#ترجمه
بله، هر جا رفتی، برای خواندن نماز به طرف مسجدالحرام بایست و شما مسلمانان نیز هر جا که بودید ،برای خواندن نماز به طرف مسجدالحرام بایستید تا مردم هیچ دلیل و اعتراضی بر ضدّ شما نداشته باشند . البته افراد بهانه جو هیچ وقت از بهانه جویی دست بر نمی دارند ؛ پس از آن ها نترسید و فقط از من حساب ببرید . بله، قبله را تغییر دادم تا هم نعمتم را بر شما کامل کنم و هم با خیالی راحت نماز بخوانید.
ـــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
💠
کلمات
تفسیر صوتی
نکات
پیام ها
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
│✨ @Nafaahat
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛───────
#برگزیده_تفسیر_نمونه
───── • ◆ • ─────
(آيه ۱۵۰) - در اين آيه، حكم عمومى توجه به مسجد الحرام را در هر مكان و هر نقطهاى تكرار مىكند، مىگويد: «از هرجا خارج شدى و به هر نقطه روى آوردى، صورت خود را به هنگام نماز متوجه مسجد الحرام كن» (وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ) . درست است كه روى سخن در اين جمله به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ولى مسلما منظور عموم نمازگزاران مىباشد، ولى در جملۀ بعد براى تأكيد و تصريح اضافه مىكند: «و هرجا شما بوده باشيد روى خود را بهسوى آن كنيد» (وَ حَيْثُ مٰا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ) . سپس در ذيل همين آيه به سه نكتۀ مهم اشاره مىكند: ۱ - كوتاه شدن زبان مخالفان! مىگويد: «اين تغيير قبله بخاطر آن صورت گرفت كه مردم حجتى بر ضد شما نداشته باشند» (لِئَلاّٰ يَكُونَ لِلنّٰاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ) . هرگاه اين تغيير قبله صورت نمىگرفت از يكسو زبان يهود به روى مسلمانان باز مىشد و مىگفتند: ما در كتب خود خواندهايم كه نشانۀ پيامبر موعود اين است كه بهسوى دو قبله نماز مىخواند و اين نشانه در محمد صلّى اللّه عليه و آله نيست، و ازسوىديگر مشركان ايراد مىكردند كه او مدعى است براى احياء آيين ابراهيم آمده، پس چرا خانۀ كعبه را، كه پايهگذارش گزارش ابراهيم است فراموش نموده، اما حكم تغيير قبلۀ موقت به قبله دائمى، زبان هر دو گروه را بست. ولى از آنجا كه هميشه افراد بهانهجو و ستمگرى هستند كه در برابر هيچ منطقى تسليم نمىشوند، استثنايى براى اين موضوع قائل شده، مىگويد: «مگر كسانى از آنها كه ستم كردهاند» (إِلاَّ اَلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ) . اين بهانهجويان به حق شايستۀ نام ستمگر و ظالمند، چرا كه هم بر خود ستم مىكنند و هم بر مردم كه سد راه هدايت آنها مىشوند. ۲ - از آنجا كه عنوان كردن اين گروه لجوج را با نام «ستمگر» ممكن بود در بعضى توليد وحشت كند مىگويد: «از آنها هرگز نترسيد، و تنها از من بترسيد» (فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اِخْشَوْنِي) . اين يكى از اصول كلى و اساسى تربيت توحيدى اسلامى است كه از هيچچيزى و هيچكس جز خدا نبايد ترس داشت. ۳ - تكميل نعمت خداوند به عنوان آخرين هدف براى تغيير قبله ذكر شده، مىفرمايد: اين بخاطر آن بود كه شما را تكامل بخشم و از قيد تعصب برهانم «و نعمت خود را بر شما تمام كنم تا هدايت شويد» (وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ)...
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────
#تفسیر_جوامع_الجامع
───── • ◆ • ─────
اين موضوع (تغيير قبله) با اين كه در آيۀ ۱۴۴ ذكر شد، در اين آيه و آيۀ بعد نيز ذكر شده است و در علّت تكرار آن چند وجه گفته شده است: ۱ - تأكيد بر امر تغيير قبله؛ ۲ - زيرا نسخ حكم قبلى براى برخى از مسلمانان مورد شبهه بود؛ ۳ - هر يك از دو آيه مربوط به امرى است كه آيۀ ديگر به آن ارتباط ندارد. [در تكرار آيات مربوط به تغيير قبله فوائد مختلفى وجود دارد و يكى از فوايد آن اين است كه اعلان كند از اين پس قبله مسلمانان منحصرا «كعبه» خواهد بود.] «إِلاَّ اَلَّذِينَ ظَلَمُوا» اين جمله استثنا از «ناس» است و معناى آن اين است كه خداوند قبله را كعبه قرار داد تا فرصتى براى محاجّه و مجادلۀ يهود باقى نماند، جز براى معاندان آنها كه مىگفتند: محمّد (ص) از قبلۀ ما، بيت المقدس، روى به «كعبه» نياورد مگر به خاطر دلبستگى به آيين قوم خود (قريش) و دوستى شهر و ديار خويش و اگر بر حق بود بر قبلۀ ما كه قبلۀ همۀ انبياست باقى مىماند. و دليلى كه منصفين از اهل كتاب قبل از تغيير قبله براى محاجّه و مجادله با مسلمانان داشتند اين بود كه مىگفتند: چرا پيامبر اسلام چنان كه در تورات ذكر شده به كعبه، قبلۀ پدرش ابراهيم توجه نمىكند. و علت اين كه گفتۀ اين دسته از يهود دليل ناميده شده اين است كه آنها به اين سخن خود استدلال مىكردند. و ممكن است معناى آيه اين باشد كه با تغيير «قبله» ديگر براى قريش بر شما مسلمانان حجّتى نيست و نمىتوانند شما را مؤاخذه كنند كه چرا از «كعبه» قبله ابراهيم و اسماعيل، پدران عرب دست برداشتهايد؟ جمعى از مفسّران مىگويند: إِلاَّ اَلَّذِينَ ظَلَمُوا [استثناى منقطع است] و مقصود از اشخاص ستمكار اهل مكّه (يعنى قريش) است، زيرا قريش مىگفتند: محمّد (ص) بالاخره متوجه شد كه ما بر حق هستيم و متوجه قبله پدرانش گرديد و بزودى به آيين آنان نيز باز مىگردد. فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اِخْشَوْنِي... ؛ يعنى در امر استقبال كعبه از اهل كتاب و سرزنش آنان بيم به دل راه ندهيد و تنها از مخالفت كردن با امر من بترسيد. وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ... ؛ متعلّق «لام» حذف شده است و تقدير آيه اين مىشود: و لاتمامى النعمة عليكم و ارادتى اهتداءكم امرتكم بذلك؛ يعنى براى دو منظور دستور دادم به «كعبه» روى آوريد. يكى آن كه نعمت خود را بر شما تكميل كرده باشم و ديگر اين كه شما را [به قبلۀ پدرتان ابراهيم] هدايت كنم. در اين كه اين جمله عطف بر چيست دو قول است: ۱ - عطف بر علّتى است كه در تقدير مىباشد. گويى گفته شده: و اخشونى لا وفقكم و لاتم نعمتى عليكم؛ يعنى تنها از من بترسيد تا شما را در محاجّه و مقابله با اهل كتاب موفّق بدارم و نعمت خود را بر شما تمام كنم. ۲ - عطف بر «لئلا يكون» است. و در حديثى نقل شده است كه مقصود از تمام شدن نعمت داخل شدن در بهشت است.
│ 💫 @ye_ayeh
╰๛────────