باید در عمل یار حضرت بود نه در زبان
.
عالم جلیل آخوند ملا علی قزوینی در کتاب معدن الاسرار نقل میکند:
زمانی تعداد مقدسین نجف اشرف خیلی زیاد شد. آنها روزی دور هم جمع شدند و گفتند: آیا زمانی خواهد رسید که مردمی بهتر از ما وجود داشته باشد و از جمع ما نیکوتر هم پیدا شود؟! پس این حدیث که میگوید: وقتی سیصد و سیزده نفر انسان مؤمن جمع شوند حضرت #صاحب_زمان (عج) ظهور میکنند، اگر راست باشد، باید ایشان در زمان ما ظهور کنند! چون هر انسان صالحی که در کره زمین هست وقتی بخواهد خود را به مرتبه ای از کمال برساند و از دنیا بگذرد، دست از وطن برداشته و دل از دنیا کنده، خودش را به سرزمین مقدس #کربلا میرساند و بعد هم هر کسی از این افراد که کمالاتش بیشتر شود و بسیار زاهد باشد، از آب شیرین و میوه های کربلا دست میکشد و به #نجف_اشرف می آید و همسایه قبر مطهر آقا #امیرالمؤمنین (ع) میشود و در این شهر سکنی میگزیند
.
خلاصه این که نتیجه مذاکراتشان آن شد که آنچه از آدمهای صالح که الآن در نجف هست، زبده صلحای تمام کره زمین اند و از طرفی امروزه تعداد صالحان در آن شهر بیشتر از سیصد و سیزده نفر است، پس اگر آن حدیث راست باشد باید حتی صاحب زمان (عج) ظهور کنند و چرا این کار را نمیکنند؟!
.
بعد از تفکر بسیار بنا را بر این گذاشتند که برای حل این مشکل از بین خودشان یک نفر را که از همه زاهدتر و مورد قبول همه شان است انتخاب نمایند و بیرون بفرستند تا بلکه بتواند چاره این معضل را به دست آورد. لذا همه مؤمنین و صلحای شهر را جمع کردند و آنها را دو قسمت کردند. یک قسمت را که همه به افضل بودنشان اعتراف داشتند نگه داشتند و بقیه را رها کردند. باز دوباره همان تعداد هم دو قسمت کردند و آن جمعی که مورد قبول همه بود انتخاب کردند و به همین منوال جمع خود را کمتر و کوچکتر میکردند تا بالاخره از بین همه شان یک نفر انتخاب شد که آن یک نفر به اقرار همه از تمام آنها با فضیلت تر بود
.
او را با توکل بسیار به محوطه وادی السلام بیرون نجف فرستادند تا شاید راز این سر را که چرا امام زمان ظهور نمیفرمایند کشف کند. آن شخص عالم و متقی زاهد بیرون رفت. بعد از این که مدتی گذشت به نزد رفقای خود برگشت و گفت: همین که اندکی از نجف بیرون رفتم سیاهی شهری به نظرم آمد! پیش رفتم تا داخل آن شهر شدم. از کسی سؤال کردم، این شهر چه نام دارد؟ گفت این شهر، شهر حضرت صاحب الزمان (عج) است
.
#ظهور #امام_مهدی #امام_زمان #امام_عصر #غیبت #موانع_غیبت #دعا_برای_ظهور #مسیح #مسیحیت #منجی #کلیسا #ظهور #آخرالزمان #عشق #دلتنگی #مد
.
#امام_زمان_عج_آوردنیست_نه_آمدنی
.
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
.
#سلام؛
می خواهم سجده هایم را طولانی تر کنم ...
گويى خدا تکه ای از آسمان را در خاک نهان کرده که هر بار در گوشش زمزمه می کنی صدایت به گوش عرش بلندتر می رسد.
می خواهم سجده هایم را بلندتر کنم
چون آسمانی ها آشناترند با این سجده ها، وقتی؛ در این خاک، صدای دعایم را می پیچد می دانند که محتاجم، به اجابتش و میدانم خدایم فرمود: "بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را"
آری؛
ما محتاجیم، محتاج به ظهورتان
خدا كند سرمان را كه از روی این مهر بر مى داریم، شما را در کنار قبله گاهمان ببینیم.
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
سلام احتیاج دلهای محتاج
#امام_عصر عليه السلام🌤
11.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مناجات_با_امام_زمان_عج
با صدای شهيد حاج شيخ احمد كافے
شاها ز فقیران درت روی مگردان
بر درگهت افتاده به صد گونه امیدیم
#حجت_ابن_حسن #دوری #پسر_فاطمه #شیعه #فرج #انتظار #فراق #ندبه #مهدی_قرآن #پیمانه #شهید_کافی #مهدیه_تهران #کافی #صدای_شهید_کافی #ویس #امام_زمان_عج #مهدی #امام_مهدی #مهدیه #امام_عصر #مهدی_موعود #عجل_علی_ظهورک #یابن_الحسن #یا_صاحب_الزمان #اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج🌦
♨️ ماجرای شیخ انصاری و امام زمان
🔹 یکی از شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری میگوید: «نیمه شبی در #کربلا از خانه بیرون آمدم، در حالی که کوچهها گل آلود و تاریک بودند و من #چراغی با خود برداشته بودم. از دور شخصی را دیدم، که چون به او نزدیک شدم دیدم، استادم شیخ انصاری است. با دیدن ایشان به فکر فرو رفتم که در این کوچههای گل آلود با چشم ضعیف به کجا میروند؟!
🔸 از بیم آنکه مبادا کسی در #کمین ایشان باشد، آهسته به دنبالش حرکت کردم. شیخ رفت تا در کنار خانه ای ایستاد و در کنار درِ آن خانه زیارت جامعه را با یک توجّه خاصّی خواند، سپس داخل آن منزل گردید. من دیگر چیزی نمی دیدم امّا صدای شیخ را می شنیدم که با کسی سخن میگفت. ساعتی بعد به حرم مطهّر مشرّف گشتم و شیخ را در آنجا دیدم.
🔺 بعدها که به خدمت ایشان رسیدم و داستان آن شب را جویا شدم پس از اصرار زیاد به من، فرمودند: «گاهی برای رسیدن به خدمت #امام_عصر اجازه پیدا میکنم و در کنار آن خانه (که تو آن را پیدا نخواهی کرد.) میروم و زیارت جامعه را میخوانم، چنانچه اجازه ثانوی برسد خدمت آن حضرت شرفیاب میشوم و مطالب لازم را از آن سرور میپرسم و یاری میخواهم و برمی گردم.
☑️ سپس شیخ مرتضی انصاری از من پیمان گرفت که تا هنگام حیاتش این مطلب را برای کسی اظهار نکنم.
📚 ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان، ص ۶
| شیخ احمد ڪـافی