eitaa logo
یــــوســــف زهـــــرا(س)
800 دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
1هزار ویدیو
67 فایل
💢امام زمان شناسی💢 ✨نشانه های ظهور✨ ✉️دلنوشته مهدوی✉️ 🔷ختم صلوات🔶 💖دعای عهد💖 🔆سخنرانی استاد رائفی پور🔆 📚 داستان های امام زمان عج 📚
مشاهده در ایتا
دانلود
نیمه چو شد، ماه به بختش رسید شاهِ فلک بست به تختش امید! در سحری بال زنان اهل عرش روی زمین از پَرِ خود کرده فرش تا که پسین گوهر دین پا نَهد بال ملایک به تبرُّک دهد! آنکه به یک دوره ای از روزگار از پسِ یک غیبت بی اختیار دیده به دیدار منوّر کند گستره ی عدل سراسر کند! تا که نباشد خبر از فقر و جَور هر چه که نور است بتابد به دَور! معنی توفیق محقق شود بندگی و طاعتِ مطلق شود ای که تو بر حلقه ی گیتی نگین تا به کی آخرشده پرده نشین؟ حلقه ی آخر ز امامت تویی رحمت حق بر سر امّت تویی! شاه تو هستی و همه بنده ایم توشه نداریم که شرمنده ایم چند توانیم نماییم صبر؟ چشمه ی خورشیدِ تو تاکی به ابر؟ پرده ز رخسار کناری بزن تا که ببینند تو را مرد و زن طاقت ما رفت ز کف کن ظهور تیرگی ما تو بگردان به نور باغِ جهان را به گُلت تازه کن دین خداوند پر آوازه کن! دفتر"صدری" که پر است از غلط از سر لطفت بزن آن را تو خط... @yousefezahra
شماره 39 طلوع شمس رخسارت کند خوشحال دنیا را به دنیا با تو گر باشم کنم آباد عقبا را شبم شد تیره روزم هم، بدون دیدن رویت رخی بنما و روشن کن جهان تیرگی ها را گر امید وصالت را بگیری از دل تنگم ندارد هیچ امیدی طلوع صبح فردا را ندارم رنگ آرامش دل و دین را ز کف دادم  چه خواهد شد گر از لطفت بدست آری دل ما را تمام جمعه ها چشمم به راهت خیره می ماند چه می شد گر همین جمعه کنی خوش، حالِ دنیا را کریمان خوار گشتند و لئیمان صاحب حرمت بیا با دست تدبیرت نکو کن زیر و بالا را بدون دست تدبیرت نباشد هیچ امیدی نه خیر از سوی یاران و نه دفع شر اعدا را بیا ای منجی عالم حیاتی نو بده جان را بیا ای آنکه می آری به همراهت مسیحا را بیا پیراهن یوسف بیفکن بر رخ انسان که تا نور بصر بخشی تو این چشمان اعمی را بیا با صوت داود و تجلای سلیمانی بیا بهر ملک برخوان تو از نو علم اسما را بیا سامان به عالم ده سر و سامان این عالم که «سامان» سیه رو هم ببیند ماه زهرا را @yousefezahra
شماره42 قلبم هزار پاره شده در هوای تو هر پاره صفحه ایست زمدح و ثنای تو گیرم که لب ببندم و دم برنیارم خیزد زبند بند وجودم نوای تو روزی هزار بار اگر جان دهم کم است در شکر لحظه ای که بمیرم برای تو یکبار هم مرا بره خویش کن فدای ای صد هزار عالم و آدم فدای تو زخمی بزن که از تو رسد باز مرحمش دردی بده که چاره شود با دوای تو کوی تو را بملک دو عالم نمی دهم آری گدای تو است همانا گدای تو آن سرفرازها که زخلق جهان سرند زیبد که سر نهند سراسر بپای تو سر بر سریر عرش گذارم اگر رود گرد وجود من به هوا در هوای تو تو برتری از اینکه شوی آشنای من من کمترم از آنکه شوم آشنای تو با این همه زکوی تو جائی نمیروم باشد سرم همیشه بخاک سرای تو @yousefezahra
طلوع شمس رخسارت کند خوشحال دنیا را به دنیا با تو گر باشم کنم آباد عقبا را شبم شد تیره روزم هم، بدون دیدن رویت رخی بنما و روشن کن جهان تیرگی ها را گر امید وصالت را بگیری از دل تنگم ندارد هیچ امیدی طلوع صبح فردا را ندارم رنگ آرامش دل و دین را ز کف دادم  چه خواهد شد گر از لطفت بدست آری دل ما را تمام جمعه ها چشمم به راهت خیره می ماند چه می شد گر همین جمعه کنی خوش، حالِ دنیا را کریمان خوار گشتند و لئیمان صاحب حرمت بیا با دست تدبیرت نکو کن زیر و بالا را بدون دست تدبیرت نباشد هیچ امیدی نه خیر از سوی یاران و نه دفع شر اعدا را بیا ای منجی عالم حیاتی نو بده جان را بیا ای آنکه می آری به همراهت مسیحا را بیا پیراهن یوسف بیفکن بر رخ انسان که تا نور بصر بخشی تو این چشمان اعمی را بیا با صوت داود و تجلای سلیمانی بیا بهر ملک برخوان تو از نو علم اسما را بیا سامان به عالم ده سر و سامان این عالم که «سامان» سیه رو هم ببیند ماه زهرا را @yousefezahra
دیدن روی تو چشم دگری می خواهد منظر حسن تو صاحب نظری می خواهد باید از هر دو جهان بی خبرش گردانند هر که از کوی وصالت خبری می خواهد تا مگر تیر دعایم به اجابت برسد ناله ام سوز و نوایم اثری می خواهد تا که خاکستر خود وقف قدوم توکنم دلم از آتش عشقت شرری می خواهد چو به دار بلا را به سر دوش کشد هر که از نخل ولای تو بری می خواهد روز آغاز نوشتند به بازوی خلیل که بت نفس شکستن تبری می خواهد شمع تا شعله ببال و پر پروانه زند سوز دل، خون جگر، چشم تری می خواهد لب خندان تو را دیدن و لبخند زدن چشم گریان زگل پاکتری می خواهد یوسف فاطمه بازآ که در این مصر وجود بشریت چو تو خیرالبشری می خواهد @yousefezahra
زین کوتهی عمر و زیـن غیبت طولانی عمـری بـه تمنـایت بـا یـاد قـدم‌هایت از پـارۀ دل کـردم پیـوسته گـل افشانی گردیـده سیـه روزم می‌سازم و می‌سوزم دارم بـه جگـر پنهـان صـد شعلۀ پنهانی با روی تو در پاییز گیتی‌ست چو فروردین بی‌تـو همـه جا زنـدان مردم همه زندانی یا آن که نهان استی خورشید جهان استی دل می‌بــری از عالـم بــا چهـرۀ نورانی بـا چشـم خیـال خـود تا یاد رخت کردم بـا چشـم خیـال خـود تا یاد رخت کردم عالم همه جا شد روز حتـی شب ظلمانی تنها نه همین بلبل در وصف تو می‌خواند گل‌ها همـه گردیدند مشغول غزلخوانی بازآ و مــداوا کــن پیشانــی جدت را خون پاک کن ای مولا زآن صورت و پیشانی «میثم!» همه شب باید کوشی به دعا، شاید گیــرد بــه دعـا پایــان ایـام پریشانی @yousefezahra
برده ندیده دل ز ما صورت دلربای تو جلوه‌گر از نقاب، هم روی خدانمای تو مصلح کل عالمی منجی نسل آدمی دست خداست سیدی! دست گره‌گشای تو پیش‌تر از ولادتم مهر تو بوده عادتم تو بودی آشنای من، من شدم آشنای تو همدم سینه‌خستگان! یاوردل‌شکستگان! ای همه جا کنار من بگو کجاست جای تو تو کعبه‌‌ای تو زمزمی ذکر بگو مگر دمی رسد به گوش عالمی زمزمۀ دعای تو چه می‌شود که دل برد دیدۀ تو ز دست ما چه می‌شود که گل کند بوسۀ ما به پای تو خوش آن دمی که بنگرد شهید دشت کربلا پرچم سرخ خویش را بر سر شانه‌های تو رو به سوی مطاف کن طواف کن طواف کن تا ببرد دل از حرم چهرۀ دلربای تو صدایت از حرم رسد به گوش عالمی،ولی خوشا کسی که در حرم می‌شنود صدای تو @yousefezahra
در امتــــــــــداد خزان، روزها زمستانی! و در غیــــاب شــما، آفتـــاب زندانــــی! جسارت است ولی یک سؤال می‌پرسم! چقدر در پسِ پرده‌ی حضــــور، پنهانی؟ ببین برای شمـا جمــعه ندبه می‌خوانند نوادگـان زمـیـن خـسـتـه از پریـشــانی! چه وقــت می‌رسد آقا نگـاهـتـان باشـد برای شــب‌زدگـان، آیـت غـزل‌خـوانـی؟ چرا نمی‌رســـی ای منتــقم ببیـن امروز! به نیزه‌ها شده قرآن به دست شیطانی! دوباره پنجره‌ها، زل زدند به غربت شهر! در انتظـــــار شـمـا ای طـلـوع پـایـانـی! @yousefezahra
بازآ قرار دل‌ که به دل‌ها قرار نیست داغی به سینه سخت‌تر از انتظار نیست هر گلّه‌ای به صاحب خود دارد اعتبار ما را بدون صاحب خود اعتبار نیست در روزگارِ غیبت تو، صبح ما به چشم غیر از غروب غربت و جز شام تار نیست هر چند در فراق تو یک چند زنده‌ایم دوران انتظار به جز احتضار نیست گیرم ولایت دو جهان را به ما دهند ما را به جز ولای شما افتخار نیست بی‌اقتدار دولت حقِّ تو شیعه را با اقتدار ارض و سما اقتدار نیست @yousefezahra
در امتــــــــــداد خزان، روزها زمستانی! و در غیــــاب شــما، آفتـــاب زندانــــی! جسارت است ولی یک سؤال می‌پرسم! چقدر در پسِ پرده‌ی حضــــور، پنهانی؟ ببین برای شمـا جمــعه ندبه می‌خوانند نوادگـان زمـیـن خـسـتـه از پریـشــانی! چه وقــت می‌رسد آقا نگـاهـتـان باشـد برای شــب‌زدگـان، آیـت غـزل‌خـوانـی؟ چرا نمی‌رســـی ای منتــقم ببیـن امروز! به نیزه‌ها شده قرآن به دست شیطانی! دوباره پنجره‌ها، زل زدند به غربت شهر! در انتظـــــار شـمـا ای طـلـوع پـایـانـی! @yousefezahra
شماره42 قلبم هزار پاره شده در هوای تو هر پاره صفحه ایست زمدح و ثنای تو گیرم که لب ببندم و دم برنیارم خیزد زبند بند وجودم نوای تو روزی هزار بار اگر جان دهم کم است در شکر لحظه ای که بمیرم برای تو یکبار هم مرا بره خویش کن فدای ای صد هزار عالم و آدم فدای تو زخمی بزن که از تو رسد باز مرحمش دردی بده که چاره شود با دوای تو کوی تو را بملک دو عالم نمی دهم آری گدای تو است همانا گدای تو آن سرفرازها که زخلق جهان سرند زیبد که سر نهند سراسر بپای تو سر بر سریر عرش گذارم اگر رود گرد وجود من به هوا در هوای تو تو برتری از اینکه شوی آشنای من من کمترم از آنکه شوم آشنای تو با این همه زکوی تو جائی نمیروم باشد سرم همیشه بخاک سرای توy
IMG_20230523_080506_797.jpg
حجم: 226.4K
بازآ قرار دل‌ که به دل‌ها قرار نیست داغی به سینه سخت‌تر از انتظار نیست هر گلّه‌ای به صاحب خود دارد اعتبار ما را بدون صاحب خود اعتبار نیست در روزگارِ غیبت تو، صبح ما به چشم غیر از غروب غربت و جز شام تار نیست هر چند در فراق تو یک چند زنده‌ایم دوران انتظار به جز احتضار نیست گیرم ولایت دو جهان را به ما دهند ما را به جز ولای شما افتخار نیست بی‌اقتدار دولت حقِّ تو شیعه را با اقتدار ارض و سما اقتدار نیست