شهید آوینی
با این که تعداد مسئولیت هایی که داشت از حد توانایی های یک آدم خارج بود،
ولی در خانه طوری بود که ما کمبودی احساس نمیکردیم؛
با آن که من هم کار در مخابرات را آغاز کرده بودم و ایشان هم واقعاً گرفتاری کاری داشت و تربیت سه فرزندمان هم به عهده مان بود.
وقتی من می گفتم فرصت ندارم، شما بچه را مثلاً دکتر ببر، می برد.
من هیچ وقت درگیر مسائل خرید بیرون از خانه، کوپن یا صف نبودم.
جالب است بدانید که اکثر مطالعاتش را در این دوران، در همین صف ها انجام می داد.
تمام خرید خانه به عهده خودش بود و اصلاً لب به گلایه باز نمی کرد
خلق خوشی داشت. از من خیلی خوش خلق تر بود.
🌹
#شهید_سید_مرتضی_آوینی
#سید_شهیدان_اهل_قلم
@yousof_e_moghavemat
4.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|بِســـــــمِ رَبِّــــــــ العشــاق|
منــاظره عقل و عشق و خطر
🔊
#شهید_آوینی:
یــاراݩ! شتــاب ڪنید ڪه زمیــݩ نه جــای مــانــدݩ ڪه گــذرگاه است... گــذر از نفس بــه ســوی رضوان حق...
هیــچ شنیــده ای ڪه ڪسی در گــذرگاه، رحل اقامت بیفڪـند؟
#سید_شهیدان_اهل_قلم
@yousof_e_moghavemat
وقتی میگفتی :
« در عالَم ، رازی هست ؛
که جز به بهای خون فاش نمیشود »
شاید کسی فکرش را نمیکرد ،
خودت هم در پیِ آن راز ،
خـون می دهی . . .
#سید_شهیدان_اهل_قلم
#شهید_سید_مرتضی_آوینی
◻️تاریخ شهادت: ۱۳۷۲/۰۱/۲۰
🕊محل شهادت: فکه_خوزستان
@yousof_e_moghavemat
💗 حاج احمد 💗
سالروز شهادت شهدا را با صلواتی یاد کنیم 🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ارسالی یکی از اعضا
.
🌷🕊 لحظه شهادت #شهید_آوینی ؛
🔹 به فکه آمدیم، از همان بدو ورود آقا مرتضی اصرار داشت که به قتلگاه برویم. خیلی عجیب بود. بچهها در عرض يک شب ۱۴ کیلومتر را در منطقه رملی که پا در آن فرو میرود طی کردهاند.
🔹 ۱ کیلومتر پیاده روی در منطقه رملی مانند ۳ کیلومتر پیاده روی در جاده معمولی است. هر کدام از رزمندهها باری حدود ۱۲ کیلو از جمله سلاح و تجهیزات داشتهاند پُلهای ۴۰ کیلویی را هم به دوش گرفتهاند تا از کانالها عبور کنند. بعد از ۱۴ کیلومتر رمل تازه میرسیدیم به ۴ کیلومتر موانع. سیمهای خاردار حلقوی، عنکبوتی، خیمهای، میدان مین، بشکههای فوگاز و ... نیروها از آن عبور کردهاند و به کانال گردان کمیل رسیدهاند و شهدا بین پاسگاه رشیدیه ماندهاند. عقل باور نمیکند که نیروها از اینهمه موانع گذشته باشند!
🔹 ما کسی را نداشتیم که ابهت زمین فکه را نشان بدهد. اولش راه را گم کردیم، تا پیدایش کردیم خیلی طول کشید. بچهها به سید گفتند: حاجی ولش کن بریم. یه جای دیگه فیلم میگیریم، اینجا رملها همه شبیه یکدیگرند! حاجی گفت: کیی میگه علاف شدیم؟ اینهمه راه را کوبیدیم و آمدیم که برسیم به قتلگاه.
🔹 سید مرتضی سه دقیقه قبل از شهادت به بچههای فیلم بردار گفت که رد پای کسانی که در جلویش حرکت میکنند را بگیرد. خیلی برایم عجیب بود که چرا رد پای ما را میگیرد. چند دقیقه بعد از این حرفها بود که آقا مرتضی به یاران شهیدش پیوست. ۵ نفر قبل از او از روی آن مین رد شده بودند، #سید_شهیدان_اهل_قلم نفر ششمی بود. مینی که ده سال انتظار آقا سید را کشید، بالاخره بر پای سید بوسه زد.
🔹 در حدود نیم ساعتی بعد از انفجار، سید قادر به حرف زدن بود، میگفت: منو کجا میبرین؟! من اومدم اینجا بغل همین قتلگاه، بغل همینها شهید بشم. بذارید منو زمین، من اومدم پیش اینها باشم. روی برانکارد گذاشته بودیمش و میخواستیم به عقب منتقلش کنیم. سید برای آخرین بار نگاهش را به آسمان دوخت و سه بار گفت: «اللهُمَ اجعَل مَماتى شهادتَ فى سَبيلِک» و سپس با آهنگی حزین گفت: «خدایا گناهان منو ببخش و منو شهید کن»
📚 منبع: کتاب «ما زِندهایم» ص ۷۵. | راوی: سردار سعید قاسمی.
➖➖➖➖➖
📆 ۲۰ فروردین؛ شهادت هنرمند متعهد، شهید سید مرتضی آوینی [۱۳۷۲] و روز هنر انقلاب اسلامی
@yousof_e_moghavemat