💗 حاج احمد 💗
✔ #شجاعت_کم_نظیر_حاج_احمد_متوسلیان 🚩
.
.
💠 در ساعت پانزده و ۳۰ دقیقه عصر چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت، شدت درگیری دو طرف به اوج خود رسید. در غرب کارون، زمین به لرزه درآمد. سپاه سوم ارتش عراق با اجرای یک رشته پاتک سنگین، ریختن آتش پرحجم توپخانه و به میدان کشاندن انبوهی از نیروهای پیاده، کماندویی و لشکرهای تانک خود، برای درهم کوبیدن مواضع #تیپ_۲۷_محمد_رسول_اللهﷺ تلاش سرسختانه ای به خرج داد.
🔗
در قرارگاه مرکزی کربلا، فرماندهان عالی رتبه سپاه و ارتش چندان نگران فرجام این رویارویی نابرابر بودند که در نهایت سیّدرحیم صفوی، حسنباقری و سرهنگ حسنی سعدی را جهت نظارت مستقیم بر وضعیت منطقه و تحوّلات، رواروانی غرب رود کارون کردند. مقارن ساعت چهار بعد از ظهر تانکهای عراقی روی جاده اهواز-خرمشهر آمدند. آن از دو سوی زاویه به طرف خط #تیپ_۲۷ آمده بودند تا خاکریز را قطع و کار نیروهای این تیپ را یکسره کنند. احمد حمزهای؛ گواهی عینی واقعه، آن لحظات را این گونه بازگو کرده است:
✔
...اینجا بود که دیگر #حاج_احمد خودش تفنگ کلاشینکف به دست گرفت، آمد و روی خاکریز جاده اهواز-خرمشهر مستقر شد و شروع به تیراندازی کرد. همین طور بالای خاکریز ایستاده بود و در حالی که احدی جرات نمی کرد سرش را از خاکریز بالا بیاورد، حاجی پشت سر هم رگبار گلوله را به سمت تانکهای دشمن میفرستاد. اصلا انگار نه انگار که حدود ۱۴۰ دستگاه تانک دارند به طور همزمان خط ما را میکوبند و جلو میآیند، خیلی مسلّط و محکم ایستاده بود و بی پروا و یک روند شلیک می کرد و فقط موقعی درنگ می کرد که می خواست خشال چهل تایی کلاشینکف را عوض کند. بچّه ها بُهت زده، یک لحظه به آتش و حرکت تانکهای دشمن خیره می شدند و لحظه ای بعد به #احمد که ایستاده بر روی خاکریز، رگبار در پی رگبار به سمت تانکها شلیک می کرد و فریاد می کشید: "برادرها! امروز صفحه باشرف از بی شرف مشخص میشود!...باشرف هایش بیایند بالای خاکریز!...🚩
.
.
📚 منبع کپشن: کتاب بسیار ارزشمند و گرانبهای #همپای_صاعقه - صفحه ۵۸۲ و ۵۸۳.
✔
🏷
📸 شناسنامه عکس: تیر ۱۳۶۱ ، پادگان زندانی سوریه، سردار رشید سپاه اسلام #جاویدالاثر_حاج_احمد_متوسلیان در حال سینه زنی.😍
.
.
#حاج_احمد_متوسلیان
#احمد_متوسلیان
#لشکر_27_محمد_رسول_اللهﷺ
@yousof_e_moghavemat