فرمانده میداند
که خیبر سوز دارد ؛
وقتی که لشکر میرود
گـردان می آید ..!
#شهید_مهدی_باکری
🌷
#فرمانده_لشکر_31_عاشورا
@yousof_e_moghavemat
بهش گفتم:
«توی راه که بر میگردی،یه خورده کاهو و سبزی بخر.»🌱
گفت:
«من سرم خیلی شلوغه،می ترسم یادم بره.روی یه تیکه کاغذ هر چی می خواهی بنویس بهم بده.»؛💼
همون موقع داشت جیبش را خالی میکرد.👖
یک دفتر چه یادداشت ویک خودکار در آورد گذاشت زمین؛📒
برداشتمشان تا چیزهایی که می خواستم را،برایش بنویسم،یک دفعه بهم گفت:
«ننویسی ها!»😨
جاخوردم،نگاهش که کردم،به نظرم عصبانی شده بود!گفتم:
«مگه چی شده؟!»😳
گفت:
«اون خودکاری که دستته،مال بیت الماله.»😌
گفتم:
«من که نمی خواهم کتاب باهاش بنویسم!دو-سه تا کلمه که بیش تر نیست.»😕
گفت:
«نه!!.»😇
راوی همسر شهید
#شهید_مهدی_باکری
#فرمانده_لشکر_31_عاشورا
@yousof_e_moghavemat
آقا مهدی
راه را گم کرده ایم ؛
به مانگاهی کنید ...
#شهید_مهدی_باکری نفر دوم نشسته از سمت راست
#فرمانده_لشکر_31_عاشورا
@yousof_e_moghavemat