"رافـائِل
پس کی قراره از اینا بخرم و عکس ادایی بگیرم؟ بره ناقلای خامهای:)))))))))
باید برا اون بچههه پستونکش هم میذاشتن.
وای "قجثخثت" =))))
الان که فکر میکنم اینقدر خوشگله روم نمیشه بخورمش.
عذاب وجدانش و کارتونش تا آخر عمر از رو چشمام جفت پایی رد میشه.
سلفونش میکنم میذارم تا آخرین نفس ببینمش به عنوان مجسمه خامهای.
ولی خب جواب دلم و چی بدم که دوست داره طعمش و بچشه؟
وای بچهها دوراهی خیلی سخته کاش این عکس و نمیدیدم.
مهم اینه اون لحظه دلت میخواسته انجامش بدی آدمیزاد، و این یعنی بهترین تصمیمیرو گرفتی که حالتو خوب میکرده.
و درنهايت این یعنی حداقل اون لحظه رو زندگی کردی:))))))
"رافـائِل
مهم اینه اون لحظه دلت میخواسته انجامش بدی آدمیزاد، و این یعنی بهترین تصمیمیرو گرفتی که حالتو خوب
حالا من اینو گفتم.
ولی درِ گوشِت میخوام بگم شاید به اندازه زیاد از بُعد منطقی حرفم درست نباشه اما خب بیا نیمه پر لیوان و ببینیم. باشه؟
"رافـائِل
-
تو اون حسینی که میون گودال، بغل وا کردی واسه نیزه هاهم...
ما نیزه نیستیم؛
ما تو رو دوست داریم.
اگه میشه محل بدی به ماهم.=)