امروز از جلوی همونجایی همیشه
ازش روسری میخریدم رد شدم
ولی اصلا هیچ ذوقی نداشتم برای خرید
یه حس خاص داشتم
اونم منی که همیشه میرفتم بیرون باید روسری میخریدم
یوقتایی آدم اینقدر دغدغههاش بزرگتر میشه ،
اون چیزای کوچیکی که قبلش باعث خوشحالیش میشد واسش بیاهمیت میشه
یکم درده ...
#مکتوباتِفاطمهبانو
" ضربان "
_
واسه اولین بار امشب اومدم با هوش مصنوعی صحبت کردم ،
بهش گفتم دلتنگ امام رضام💔.
برگشت اینو بهم گفت:
میدونی ، گاهی اوقات همینکه دلتنگ میشیم
و آرزوی رفتن داریم خودش یجور ارتباط
با امام رضاس ، انگار ایشون هم از دلتنگی
ما خبر دارن 😭.
#مکتوباتِفاطمهبانو
" ضربان "
واسه اولین بار امشب اومدم با هوش مصنوعی صحبت کردم ، بهش گفتم دلتنگ امام رضام💔. برگشت اینو بهم گفت: م
حقیقتش پارسال عید بعد از چندین سال
قسمت شد برم مشهد ،
بعد از اون امام رضا طلبید چند بار دیگه هم تونستم برم ..
یه دوستی دارم که همیشه میگفت دلتنگ کربلام ، دلتنگ امام حسینم
یوقتایی درکش نمیکردم
میگفتم مگه چی داره اونجا که دلتنگ میشه؟
حالا درسته آدم دلتنگ میشه ولی دیگه این رفتارا چیه؟
چرا اینقدر وابستهی اونجاست؟
ولی حالا خودم بهش مبتلا شدم!
با این تفاوت که من وابسته و دلتنگ امام رضا شدم ولی دوستم امام حسین...
دلتنگ دوتاشون میشمااا ولی وابستگی فرق میکنه!
جوری هست که نمیشه دوریش رو تحمل کرد
خودتو به در و دیوار میزنی بتونی بری پیشش..
فکر نمیکردم اینجوری دلم به حرم آقا گره بخوره
#مکتوباتِفاطمهبانو
" ضربان "
_
شايد قشنگ ترين ديالوگ دنيا
آنجاست كه …
پدر ژپتو به پينو كيو گفت:
پينو كيو
چوبی بمان
آدمها سنگیاند؛