رفته بودم کلاس والیبال تو دانشگاه
بعد اونایی دو کار میکنن کنارمون بودن
رفتم پیش استادشون گفتم میشه یکم دو کار کنم اگه تونستم بیام دو؟!
یکم کار کردم استادش گف تو برو همون والیبال کار کن😂🖐
لطفا
منو به مرحله منطقی بودن نرسونید
که منطقی فکر کنم
من ورژن منطقی بودنم خیلی بی رحمه!
" ضربان "
_
درسته اسکلت یک حیوون هست ،
ولی فرستادم که بگم زندگی ما هم همینقدر کوتاه و گذراست..
یروزی تبدیل میشیم به همین استخونا زیر خروارها خاک!
اینا واقعا حرفای انگیزشی نیست ،
حرفای دلمه ، حرفایی که هر بار بخاطر یه اتفاق تو ذهنم اومده!
اتفاقایی که هر کدوم شده یه پند ،
شده یه درس عبرت،
قدر لحظه لحظههای زندگیت رو بدون
با نگرانیهای بیهوده و حسرت واسه گذشته از دستش نده ..
برای خودت ارزش قائل باش ،
برای خودت تلاش کن ، تجربه کن ، کنجکاو باش ، سوال بپرس!
صداقت ، شجاعت و وفاداری داشته باش ، نسبت به کسایی که لیاقتش رو دارن
عشقِ سالم رو تجربه کن ..
اگه یوقت دیدی حالت بده گریه کن
جلوی بغضت رو نگیر
آخه اشکها گاهی پاککنندهی غبار دلن (:
مهر ماه تموم شد و دو روز دیگه میشه آبان!
همینقدر سریع ؛
زندگی یه سفر کوتاه هست واسمون
ولی میشه پربارترین سفرمون باشه!
#مکتوباتِفاطمهبانو
بعضی آدما گاهی از دل میرن و گاهی به دل برمیگردن ..
شاید اونها بخشی از قصهی زندگی ما هستن
یا شاید یادآور یه فصل خاص از زندگی!
گاهی وقتا دل طاقتِ برگشتِ دوباره رو نداره
چون این برگشت به معنای وجودِ همون قلب و ذهنِ امنِ سابق نیست؛
این رفت و برگشتها بازی تلخ سرنوشته!
#مکتوباتِفاطمهبانو
" ضربان "
لطفا منو به مرحله منطقی بودن نرسونید که منطقی فکر کنم من ورژن منطقی بودنم خیلی بی رحمه!
اینو یسری افراد دور و برم باید درک کرده باشن
یعنی خدا نکنه برم تو فاز منطقی بودن
همچین از زندگیم حذف میکنم و بیرحم میشم
که یکی اگه در اولین برخورد اینو ازم ببینه میگه یا خدااا این کیه دیگه
ولی این ورژنم بعد از کلی صبرِ فراوان
نمایان میشه ((((((:
" ضربان "
_
و باز هم شب ..
فرصتی برای نفس کشیدنِ عمیق
و یادآوری بغضهای فروخورده ؛
#مکتوباتِفاطمهبانو