هدایت شده از اشعار کاف شین
از ما اگرچه بر ماست
تقصیر تندروهاست
شیری اگر نشد ماست ، تقصیر تندروهاست
بنزین و ارز باید گردد همیشه آزاد
زندان که پول ماهاست ، تقصیر تندروهاست
هرجا که پیش رفتیم، بود از عقب نشینی
پسرفت اگرچه بیجاست تقصیر تندروهاست
در خواب ناز سازش ما را زدند ده بار
باید اگرچه برخاست ، تقصیر تندروهاست
قایق که تندرو شد خب سرعتش زیاد است
قایق که توی دریاست تقصیر تندروهاست
آزاد شد اگر ارز ، شد مرغ ۶ برابر
حالا که نرخ بالاست تقصیر تندروهاست
سوریه شد رها تا، ما در وطن بجنگیم
لبنان که باز تنهاست ، تقصیر تندروهاست
با صلح رفت صهیون آورد مادرش را
صلحی که باز دعواست، تقصیر تندروهاست
تضمین به جای دشمن دادند وُ نقض شد هی
سرکه به جای حلواست تقصیر تندروهاست
اسب چلاق فتنه هی دندهی عقب رفت
حالا که مانده درجاست ، تقصیر تندروهاست
خوردیم خنجر از پشت صد بار زنده ماندیم
زخمی که بی مداواست ، تقصیر تندروهاست
با دزدهای دریا در جنگ کشته دادیم
راهش فقط بفرماست ، تقصیر تندروهاست
هی نقض شد تفاهم هی خط خطی اگر باز
صد خط به روی امضاست ، تقصیر تندروهاست
با دوستان خیانت با خائنان که مارا
هی زخم در مداراست تقصیر تندروهاست
کودکخور ِ جزیره ناراحت است از ما
این بار بی کم وُ کاست تقصیر تندروهاست
جداً ولی اگر آن خونخوار اپستینی
هم زنده توی دنیاست ، تقصیر تندروهاست
اشعار کاف شین هم نصفش اگر مزخرف،
نصفش هنوز زیباست تقصیر تندروهاست
،،،،،
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾️استاد ترکزبان در یک برنامه تلویزیونی:
چیزی که ما زبان ترکی عثمانی میدانیم در واقع الفبای ایرانی است و عربی نیست. حتی کلماتی که در دین و مذهب ما است هم از زبان فارسی گرفته شده است.
🕌 زوای گنبد و گلدسته
◼️ زوای «گلدسته
زایههای گفتن: گُل، گُن و ... گاو، گَو، گَل ...
گفتن، همتبار چفتن است. چیزی که به چیز دیگری چفت می شود: گف، گپ.
گفتن یعنی بههمآوردن و گَلِهم کردن چیزها یا بلندکردن سدا که لازمه معنای گفتن است.
🌻گُل یعنی بزرگ و بازشده، که هم تبار «غُن» است. غنـ+چه یعنی گل کوچک.
گل به معنای بزرگ؛ مانند: گُلمیخ: میخ بزرگ.
گُلدسته یعنی دسته بزرگ. دست و دیگر اندامهای تن ما، هنگامی که برای بیجانها بهکار میرود، «ه» به خود میگیرد: دسته، پایه، گردنه، تنه، چشمه، گوشه، زبانه، دندانه، دماغه، ساقه، کفه
گلدسته یعنی دستمانندِ خیلی بزرگ
◼️زوای گنبد
گُنـ+بد: یعنی بام بلند و گندهبام
«گُن» زایه گفتن و همزاد گُل است. به معنا گَلِهم و بزرگ بودن چیزی.
«بَد» زایه بفتن (کمینه بافتن) است. زایه بافتن «بام»، نرد«بان» و بالـ+ا است زایه بفتن، بم، بر، بنـ+د و «بد» است.
«گنبد» یعنی بام بلند.
گنبد و گلدسته نماد سر و دو دست در قنوت است که در معماری شیعه رویه بر دو گلدسته و یک گنبد است.
📚 کتاب «زَوا؛ زایایی زبان فارسی»
◾️گروه زوا؛ با گروهداری امامی، کاشف دانش زوا
هدایت شده از یحیی سنوار (اخبار کوتاه)
🆕 واکنش فارسی آلن ایر،
🔻دیپلمات سابق ارشد آمریکایی،
به تهدیدات اقتصادی ترامپ علیه ایران
📡 #یحیی_السنوار
•┈┈••☫❀☫❀☫••┈┈•
@YahyaSinwar
هدایت شده از انجمن بوعلی سینا
ابوعلی سینا و رستاخیز علمی زبان فارسی
از جمله خدمات انقلابی این دانشمند بیبدیل به فرهنگ و زبان فارسی، اعطای زبان علمی به آن بود؛ چرا که تا پیش از او، «عربی» زبان غالبِ علم و فلسفه در ایران و جهان اسلام به شمار میرفت. اما این نابغه ایرانی بعنوان رئیس فلاسفه مشاء، ورق را برگرداند و فرزندی نوپا و نیرومند به جهان ادب و تفکر اهدا کرد: فلسفه و حکمت به زبان فارسی.
او نگارندهٔ نخستین دانشنامهٔ مدون فلسفه و علوم عقلی به زبان فارسی در تاریخ است؛ یعنی کتاب «دانشنامه علائی». ابنسینا در این اثر با واژهسازیهای خلاقانه و بینظیر، ثابت کرد که زبان فارسی ظرفیت بیان عمیقترین و پیچیدهترین مفاهیم عقلانی و تجریدی جهان را دارد.
🗞 نسخهٔ اصلی بخش ریاضیات (هندسه، حساب، موسیقی و نجوم) در جریان حملات و غارتهای آن عصر مفقود شد؛ اما بعدها، شاگرد وفادار و ممتازش ابوعبید جوزجانی این بخشها را بر اساس دیگر متون استاد گردآوری و به فارسی ترجمه کرد تا این دانشنامهٔ جاودان کامل گردد ...
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
رهبر:
«من گاهی میبینم در تلویزیون گزارشگر ما از فلان نقطهی دنیا دارد به زبان فارسی گزارش میدهد و مطلب مربوط به ایران است؛ اما زبان فارسی را طوری حرف میزند مثل اینکه یک انگلیسی دارد به زبان فارسی حرف میزند! این، ضعف نفس و احساس حقارت است؛ چرا من باید بهخاطر ایرانی بودنم احساس حقارت کنم؟ من به زبانِ خودم افتخار میکنم؛ من به فرهنگِ خودم افتخار میکنم؛ من به وطن و کشور و گذشتهی خودم افتخار میکنم؛ چرا باید از آنها تقلید کنم؟» ۸۳/۴/۱۷
#رهبر_فارسی
هدایت شده از پاسدار زبان فارسی باشیم!
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای رییس جمهور زبان کشور ما فارسی هست فارسی حرف بزن نه ترکی
📚زوای «ویر» (ویرایش)؛ شگفتی باور نکردنی دانش «زَوا»
در این پگاه آدینه، پیشکش پیدایش امام زمان عج و برای نابودی وفاق (بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران)
«ویر» زایه پسینی «ویختن» (از ویختن: ویشتن: ویر) است.
ویختن در دانش زوا، همتبار بیختن است. معنای؛ زاویهای از معنای ویرایش یعنی بیختن و الک کردن و بیرون ریختن چیزهای نافراخور؛ گیرا این که زایه دیگر ویختن: ویژ+ه است. ویرایش یعنی ویژهسازی و بیخت چیزی.
«ویختن» در دانش زوا، همتیره «واختن» است. واز و واژ، زایه واختن هستند؛ یعنی آ+«واز» (وُیس انگلیسی و وُچِه ایتالیایی) و «واژه» با «ویر» و ویرایش همزایه هستند.
زایه دیگر ویختن، «ویس» است: نـ+«ویس» با ویرایش همزایه هستند.
زایه دیگر ویختن «ویش» است. کمینه ویش، وِش است؛ نـ+«وِش»تن با ویرایش همزایه هستند.
نوشتن از «نِختن: نیختن: نیک»+ وِختن: ویختن: وِش، ویش، ویس درست شده است.
🌾زوای «بیستون»
بیختن تباره ویختن است که زایه «بیس» میدهد و کمینه ان بِختن با زایه «بِش» است.
نـ+بیس و نـ+بِشتن از اینجا است.
بیستون یعنی چه؟ یعنی «بیسـ (یا کمینه آن بیـ)+ تون (ستون)؛ یعنی ستوننوشته: کتیبه.
زوا برای نخستین بار، واژه بیستون را بدینسان بازنمایی میکند؛ بیستون با واژه، آواز، ویرایش، نبشته، نویسه و ویراش همریشه است.
🌾 زوای دبیره (خط)
زایه دیگر ویختن- بیختن، «ویش (بیشینه وِش) و بیش (بیشینه بِش) است؛ نـ+وشتن و نـ+بشتن.
زایه «ویشتن: ویر است؛ مانند زایه بیشتن که بیر است.
دبیر یعنی نویسنده و دبیره یعنی نوشتار (خط) (دفتن+ بیختن: د+بیر؛ یعنی واژگان دفتری شده: در دفتر رفته)
این ریشه در لهجه انگلیسیِ زبان فارسی (همه زبانهای هندواروپایی یک گویش از نیای زبان فارسی بودند (بنگرید به کتاب زَوا) به گونه وِرایت که «و» آن نوشته میشود ولی خوانده نمیشود درآمده است؛ «وِر: ویر، ویس، واژه، وُیس، وِچه، وُکال، واک، پژواک».
👈 بنگرید به: دبیرگان ایران باستان و میانداری صهیونیستاگرام
🌾زوای ویر (ویرایش)
«ویر» زایه ویشتن است و ویشتن زایه ویختن. ویر یعنی همان ویش (نـ+وشـ+ تن)؛ ویرا/ ویرایش را اگر از ویختن+ آختن بگیریم، ویرایش یعنی آشکارسازی نوشته (رونمایی از نوشته) و اگر از ویختن+ آفتن بگیریم، یعنی چیزِ درپیوند با نوشته
ننگ بر وفاق بر ضد راه رهبر که نطفهاش حرام بسته شد!
درود بر تپه «علیالطاهر»
شغال بور
سگ زرد
هدایت شده از هادی توانا
افشین علا به مناسبت شهادت کوچکترین نوه رهبر شهید انقلاب اسلامی، شعری سروده است؛
متن سروده افشین علا به شرح زیر است:
آهوی من که دیده چو نرگس، خمار داشت
از این چمن چه دید که میل فرار داشت؟
در قابها به مردمک چشم آبیاش
چون خوب بنگری، گله از روزگار داشت
طرز نگاه او که قرار از جهان ربود
باشد گواه او که دلی بیقرار داشت
یک سال و نیمه بود ولی مثل عاشقان
جانی به روز واقعه، چشمانتظار داشت
از خانهام که بی نفسش شد خزان سرد
دامنکشان گذشت که شوق بهار داشت.
چون اصغر حسین، اگر شیرخواره بود.
چون حضرت رقیه، شکوه و وقار داشت
زیباتر از غزال شهیدم به دفترش
صورتگر زمانه، چه نقش و نگار داشت؟
گیرم که تشنه بود حرامی به خون سرو
دیگر بگو به ساقهی ریحان چه کار داشت؟
نازم به غنچهای که چو پژمرد، نوحهخوان
در باغ و کوه و دشت، هزاران هزار داشت
مثل پدربزرگ که در مشهد آرمید
با جد خویش ضامن آهو قرار داشت
🌾🌾🌾