eitaa logo
ذاکرین حضرت اُمُ البَنین سلام الله علیها
1.7هزار دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
12.4هزار ویدیو
2.4هزار فایل
به عشق چهارده نور مقدس و خانم حضرت اُمُ البَنین سلام الله علیها ❤️ کلاس تخصصی مداحی حضرت اُمُ البَنین (س) ارتباط با مدیر👇 @th_taghizadeh آدرس کانال : https://eitaa.com/zakerinehomolbanins http://mtaghizade.blogfa.com
مشاهده در ایتا
دانلود
|⇦•هر چه دارم همه از حضرت... و توسل ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس حاج مجتبی رمضانی•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ هر چه دارم همه از حضرت اُمُّ الْقَمَر است بهترین شغل، فقط خدمت اُمُّ الْقَمَر است پدرم جزءِ غلامان همین خانم بود پس از او هم پسرش رعیت اُمُّ الْقَمَر است دست خالی ز در خانه ی لطفش نروم دادن حاجت من عادت اُمُّ الْقَمَر است رزق سالانه ی خود را ز درش می گیرم سفره ی من همه از برکت اُمُّ الْقَمَر است زائر ماه، به عرشِ حرمُ الله شدن ... به خدا در گِرُوِ دعوت اُمُّ الْقَمَر است *ان شا ءالله قسمت بشه بری مدینه، خانمارو‌ تو بقیع راه نمیدن، اما می بینی کنار یه پنجره خیلی شلوغه، اونایی که سفر اولن‌ تعجب میکنن، میرن‌ کنار این‌ پنجره، سؤال میکنن چرا این‌ خانوما اینجا جمع شدن؟ میگن: پشت این پنجره، قبر مادرِ ابالفضله... خانوما گندم میریزن برا کبوترا ..* آه، که سنگ مزارش شده خاک آلوده خاک قبرش سند غربت اُمُّ الْقَمَر است کاش ، یک روز ، ببینیم ، که سقاخانه در کنار حرم و تربت اُمُّ الْقَمَر است هر کجایی که سخن از ادب عباس است مطمئناً پس از آن صحبت اُمُّ الْقَمَر است *اُم البنین، ازدواج کرده، تازه داره میاد خونه شوهرش امیرالمومنین، گفت اول بگید دختر بزرگش بیاد دَم‌ در... نوشتن: زینبین وحسنین اومدن‌ دَم در، فرمود: یا زینب "سادتِی! أنَا هُنا خادِمَةٌ عِندَکُمْ جِئْتُ لِخِدْمَتِکُمْ" من خدمت کار شمام "فَهَلْ تَقْبِلُونِی بِهذَا الشَّرْطِ... وَ إلّا فَإنِّی راجِعَةٌ" اگه به این شرط من و قبول دارید وارد بشم... امام‌حسن جواب داد، پسر بزرگ جواب داد، صدا زد: خانوم! "اَنتِ عزیز و هذا البَیت، بَیتُک "شما خیلی بزرگوارید ، اینجا هم خونه ی شماست بفرمایید ...* هر کجا که سخن از ادب عباس است مطمئناً پس از آن صحبت از اُمُّ الْقَمَر است پسرش آخر مردانگی و غیرت بود هیبتش ارثیه ی هیبت اُمُّ الْقَمَر است یک نفر گفت، که قبر پسرت کوچک بود این سخن، خود سبب حیرت اُمُّ الْقَمَر است شرم، از مادر اصغر بخدا پیرش کرد مشکِ پاره سبب خجلت اُمُّ الْقَمَر است ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop
|⇦•هنوز از علقمه صدای آه میاد... و توسل ویژۀ وفات حضرت اُم البَنین سلام الله علیها اجرا شده در سال۱۴۰۰ به نفس حاج مجتبی رمضانی•✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ هنوز از علقمه صدای آه میاد صدا شکستنِ غرور ماه میاد تیری که بی خبر به مشک تو نشست پیش چشمِ رباب غرورتُ شکست شنیدم خجالت کشیدی، خجالت کشیدم میدونی که چند سال گذشته تو رو من ندیدم میبینی به رویام رسیدم که مادر شهیدم شبم یه عمره که سحر نداره کبوتر مدینه پر نداره دیگه منو اُم البنین نخونید اُم البنین دیگه پسر نداره .. تو بی سپر ولی وقتی به تو رسید بشکنه دستی که دستِ تو رو برید مشک تو رو زدن، بمیره مادرت شنیدم از بشیر که چی اومد سرت شنیدم که آب رو زمین ریخت، خجالت کشیدی شنیدم چشاتو گرفتن جایی رو ندیدی عزیزم حالا پیش زهرا رو سپیدی کشته شدی ولی خبر نداشتم حتی به عباسم نظر نداشتم تموم زندگیم میگم حسین جان انگار که هیچ موقع پسر نداشتم *بشیر میگه هرچی گفتم‌ ام البنین بچه ها تو‌ کشتن .. گفت چه خبر از حسین؟ * بیا ببین رباب چجوری پیر شده باور نمیکنم زینب اسیر شده ..! من شب و روز میگم همیشه با خودم باور نمیکنم که بی حسین شدم شنیدم حسینم تو گودال چقدر دست و پا زد شنیدم که آبش ندادن یه مشت گبر نامرد شنیدم یه لشکر برا غارت آخر توی خیمه اومد خودم دیدم اشک چشم ربابُ رو گردنا جای غل و طنابُ ان‌شالله که دروغه روضه‌ی شامُ تشت طلا و مجلس شرابُ حسین .... *میگه هر وقت تو‌ کوچه میرسید به رباب میگفت رباب بچه‌مو‌ حلال کن .. شنیدم قول داده آب بیاره .. سفره فاطمیه رو ام البنین جمع میکنه ..* این آبها شبیه تو دریا ندیده‌اند مانند دستهای تو سقا ندیده‌اند سر نیزه ها به قد رشیدت نظر زدن حق داشتن چون خوش قد و بالا ندیده‌اند این تیر را که خورده به چشمت حلال کن این تیرها که چشم دل آرا ندیده‌اند برخیز تا خیمه مرا با خودت ببر طفلان من شکستن بابا ندیده‌اند *اینو شنیدی که الان انکسر ظهری الان پشتم شکست ..* گفت عباس ظاهرا تو بدنت پاره پاره است پشتم شکسته زودتر از من حرم برو‌ نامحرمان هنوز حرم‌ را ،ندیده‌اند *وقتی بار اول میری کریلا تعجب میکنی میگی همه‌ی شهدا یک جا هستند فقط حرم قمر بنی هاشم فاصله داره ‌‌.. وقتی با علما میشینی صحبت میکنی بهت میگن دوسه تا دلیل داره ... دلیل اول میگن شاید خودش گفت داداش بزار من همین جا بمونم ،منو طرف خیمه ها نبر .. دلیل دوم احتمالا همینه، انقدر بدن پاره پاره بود، هر گوشه بدن رو‌ میگرفت جدا میشد .. دلیل سوم اینه سر دو راهی موند حسین .. دید یه طرف دارن به خیمه‌ها حمله میکنن .. دیگه فرصت نکرد عباسُ ببره .. تا رفت طرف زنها خواست برگرده دیدن بالای نیزه سر بریده قمر بنی هاشم .. صدا بزن حسین .. ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop