eitaa logo
🍁زخمیان عشق🍁
357 دنبال‌کننده
32هزار عکس
13.7هزار ویدیو
155 فایل
ارتباط با مدیر.. @Batau110 اسیرزمان شده ایم! مرکب شهادت ازافق می آیدتاسوارخویش رابه سفرابدی کربلاببرد اماواماندگان وادی حیرانی هنوزبین عقل وعشق جامانده اند اگراسیرزمان نشوی زمان شهادتت فراخواهدرسید.
مشاهده در ایتا
دانلود
#یادمان باشد در همین #ڪوچہ ے ما #مادرے هست ڪه #عشقش را داد تا تو #عاشق بشوے نگذاریم ڪه #تنها بشود ڪاش ڪارے بڪنیم ڪه #دلش #خون نشود #شهید_علی_آقاعبداللهی🌷 #شهید_مدافع_حرم نشر معارف شهدا در ایتا #کانال_زخمیان_عشق @zakhmiyan_eshgh
🍁زخمیان عشق🍁
#یادمان باشد در همین #ڪوچہ ے ما #مادرے هست ڪه #عشقش را داد تا تو #عاشق بشوے نگذاریم ڪه #تنها بشود
🌷 💠برشی از کتاب همسایه آقا.... 🔰در را که باز کردم از لب پاشنه ورودی روی پنجه ،چند دقیقه ای🕰 طول کشید تا از پله ها بالا آمد. یک نگاه به لباس هاش کردم و گفتم: پس چرا تنت نیست⁉️ 🔰لبخندی زد و گفت: سلام قرار نیست اهل شهر خبر دار بشن🔇 که من امروز سر دوشی گرفتم. زیر لب گفتم: آخه من خیلی تو این لباس ببینمت😔 و به بهانه آوردن یک شربت خنک🍹 رفتم توی آشپزخانه. همین طور که داشتم بین شربت آلبالو🍒 و آب یخ❄️ را با چرخش قاشق نقش می انداختم تا وسط هال آمدم، دیدم رفته توی اتاق و در را بسته🚪یکم گرفت اما به روی خودم نیاوردم و صداش کردم. 🔰 شربت برات آوردم، هنوز شربت با آب دست رفاقت نداده بود که علی میان قاب در اتاقش ایستاد👱 دستش را تا کنار خط ابروش بالا برد و به لبه کلاهش نزدیک کرد، پا کوبید و گفت: علی آقا عبداللهی در خدمت هستم. 🔰برای لحظه ای نمی توانستم چشم از و قامتش بر دارم😍 توی لباس زیتونی رنگ سپاه علی اکبری شده بود که در قامت بیشتر ازم دل می برد. 🔰جلوی شدن چشمهام را گرفتم، لبخند رو روی تمام صورتم مهمان کردم☺️ و زیر لب براش "لا حول ولا قوه الا بالله" خوندم. چقدر شیرین بود حظ این لحظه که پسرم به تن کرده بود. 🌷 نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh @zakhmiyan_eshgh
🌷و# بخند و بگذار همواره بر لبت نقش ببندد که لبخندت، #تــو را ای زیبا زیباتر می‌سازد😍👌 #شهید_علی_آقاعبداللهی شب بخیر التماس دعا دارم شدید نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh
#ای_شهیـــد ای طراوت هـمیـشه دوست دارانت💖 را دریاب مـا آن بی دِلانیم که دلِ ♥️خود را در افق های #آبی_ات می جوییم . . . #شهید_جاویدالاثر #شهید_علی_آقاعبداللهی #سالروز_ولادت🎈 نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh @zakhmiyan_eshgh
من از این خاطرها می گذرم ، باکی نیست ... عکـس تو گوشه ی دیــوار ، آن را چه کنم ؟!! #شهید_علی_آقاعبداللهی🌷 #سالروز_شهادت نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh @zakhmiyan_eshgh @zakhmiyan_eshgh
🍁زخمیان عشق🍁
من از این خاطرها می گذرم ، باکی نیست ... عکـس تو گوشه ی دیــوار ، آن را چه کنم ؟!!
🌺در را که باز کردم از لب پاشنه ورودی روی پنجه قدکشیدم ،چند دقیقه ای طول کشید تا از پله ها بالا آمد. یک نگاه به لباس هاش کردم و گفتم: پس چرالباس فرم تنت نیست؟ 🌺لبخندی زد و گفت: سلام مامان جان قرار نیست اهل شهر خبر دار بشن که من امروز سر دوشی گرفتم. زیر لب گفتم: آخه من خیلی دوست داشتم تو این لباس ببینمت و به بهانه آوردن یک شربت خنک رفتم توی آشپزخانه. 🌺همین طور که داشتم بین شربت آلبالو و آب یخ را با چرخش قاشق نقش می انداختم تا وسط هال آمدم، دیدم رفته توی اتاق و در را بسته ؛ یکم دلم گرفت اما به روی خودم نیاوردم و صداش کردم. 🌺علی شربت برات آوردم، هنوز سرخی شربت با آب دست رفاقت نداده بود که علی میان قاب در اتاقش ایستاد دستش را تا کنار خط ابروش بالا برد و به لبه کلاهش نزدیک کرد، پا کوبید و گفت: افسر وظیفه علی آقا عبداللهی در خدمت هستم. 🌺برای لحظه ای نمی توانستم چشم از قد و قامتش بردارم، علی من توی لباس زیتونی رنگ سپاه علی اکبری شده بود، که در قامت مجاهد بیشتر ازم دل می برد. 🌺جلوی سرخ شدن چشمهام را گرفتم، لبخند رو روی تمام صورتم مهمان کردم و زیر لب براش "لا حول ولا قوه الا بالله" خوندم. چقدر شیرین بود حظ این لحظه که پسرم لباس سپاه به تن کرده بود. ✍به روایت مادربزرگوارشهید 🌷 نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh
1.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔مادری پدری فرزندی همسری 💔 و چگونه در بند بماند کسی که را آموخته است!؟ راستی از آسمان ها چه خبر علی جان! 😔 💔 نشر معارف شهدا در ایتا @zakhmiyan_eshgh @zakhmiyan_eshgh
امیرحسین عزیزم اگر چه امروز پدرت در کنارت نیست ولی بدان که پدرت بسیاربسیار تو را دوست دارد و برای نجات کودکان همسن تو رفته است تا پدرمادر آنها خشنود باشد و می دانم با شادکردن دل آنها باعث شادی ابدی تو می شوم. ابراز عشق و دوست داشتن تو را در کلام و قلم نمی توانم ابراز کنم ولی بدان تو همه وجود پدرت بوده ای و دل کندن از تو خیلی برای من سخت بوده است ولی من در ظاهر به روی خود نیاوردم تا دیگران ناراحت نشوند و مانع رفتن بنده نشوند. من از تو می خواهم تماما گوش به فرمان ولی فقیه خود باشی و هوشیار و آگاه با بصیرت زندگی خود را توام با تحصیل و کسب علم سپری نمایی و مراقب مادرت باشی و خواهشی که از تو دارم که مادرت را اذیت و ناراحت نکنی چرا که باعث ناراحتی من می شود. 🔖 فرازهایی از وصیت نامه شهید نشر معارف شهدا درایتا @zakhmiyan_eshgh