454.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از این یابو هم تعجب نکنید.
اینم مثل اون بابای خرفتش احمق و نادانه!
@zamiirr
خب یک سوالی که پرتکرار ترین سوال بود و به نحوی به ماجرای انگشتر سلیمان هم مربوط میشه اینه که چرا گفتم از گوهرهای شفاف و کریستالی که تراش دامله یا گنبدی دارند استفاده نکنید. پس این رو کمی توضیح بدم.
اول لازمه یک موضوع بسیار رده بالا و تخصصی رو به زبانی بسیار ساده توضیح بدم.
ببینید عزیزان موجودات فرامادی اعم از خوب و بدشون ماهیت "موجی" دارند. یعنی وجودشون در مرتبه ی بالاتر از ماده قرار داره و حالت موج انرژیک داره.
البته فرکانس وجودی این موجودات در حالت عادی نمیتونه به محدوده ی مخرب نزدیک گاما برسه و در سطوح پایین تر و به صورت حدودی بخوام بگم در دامنه ای بالاتر و دامنه ای پایین تر از طول موج نور مرئی در نوسانه.
هر نژاد و جنس این موجودات اعم از خوب یا بد بودنشون در یک دامنه طول موج مشخص قرار داره و تا حدودی میتونه فرکانس خودش رو تغییر بده.
با همین خصیصه ی تغییر طول موجه که میتونن به سختی خوذشون رو مرئی کنند و معمولا بسته به جنس و تژادشون معمولا یا در محدوده ی سرخ یا در محدوده آبی خودشون رو به طول موج های مرئی برسونند.(به فروسرخ و فرابنفش در دو سمت نور آبی دقت کنید)
البته در حالت مرئی در مقابل چشم انسان بسیار بسیار بسیار بسیار محدود و کم توان و آسیب پذیر هستند و احتمال مرگشون با کوچکترین اثر مادی بسیار بالاست.
خب حالا شما برای ساده سازی توضیح نگین انگشترها، خود نور در نظر بگیرید.
رفتار نور در مواجهه ی با گوهرهای کریستالی و شفاف و البته رفتار گوهرهای شفاف در مقابل نور رو در نظر بگیرید. گوهرهایی مثل یاقوت، الماس، لعل، کوارتز یا همون درّ، توپاز و...منظوره.
مشخصا نور میتونه وارد این گوهرها بشه و البته خارج بشه.
در گوهرهایی که به صورت دامله یا گنبدی تراش خوردند نور هیچ شکستی پیدا نمی کنه و بعد از ورود نهایتا با کمی انحراف خارج میشه.
این دقیقا در مورد موجودات فرامادی هم صادقه.
در همین رابطه لازمه بدونید این موجودات هوس و میل بسیار شدیدی برای ورود به این سنگها و سیر در دنیای درونی این گوهرسنگها دارند.
این هوس برای اونها بسیار بسیار شدید و وسوسه کننده است و حالت سفر رویایی به یک سرزمین ناشناخته و قابل کشف رو داره.
مخصوصا اینکه اونها به دنبال پیدا کردن گوهرهای خاص و یا دیدن سایر موجودات داخل در اون گوهر هستند.
در اشکالی مثل دامله که شکستی ندارند اونها میتونن خیلی راحت و آزادانه داخل و خارج بشند. این سهولت در ورود و خروج باعث میشه اونها این دسته از سنگ هارو برای "لانه گزینی" و یا سکونت و حتی مخفی شدن کپسولی انتخاب کنند.
با رفت و آمد آزادانه یا سکونت بدون کنترل اونها، اثر بسیار منفی و نحس اونها به صاحب انگشتر و اطرافیانش(اکثرا به صورت سوم شخص) منتقل میشه.
اما در مورد گوهرهایی که تراش دارند اوضاع اینطور نیست. باز بیایید با الگوی نور مثال بزنیم.
وقتی نور وارد گوهری که تراش های زاویه دار یا به اصطلاح گوهرتراشی تراش "فَسِت" داره میشه به نسبت زاویه ها و شکستهای گوهر میشکنه و اسیر زوایای گوهر میشه.
این رفلکس و شکستن در بسیاری گوهرها برای هر موج نور بارها بارها و بارها تکرار میشه و اتفاقات مهم تری مثل تغییر رنگ نور، تغییر فرکانس شدید نور، تغییر شدت نور و حتی تجزیه ی نور به رنگ های مختلف هم رخ میده.
مثال ساده اش "منشور"ه که نور رو رسما به طول موج های مختلف فیلتر و تجزیه می کنه.
این اتفاق در مورد موجودات انرژیک هم صادقه. اونها وارد گوهر زاویه دار میشند و بعد داخل گوهر اسیر میشند. یعنی هیبت و هیکل وارد شده هیچوقت و هیچوقت نمیتونه از اون گوهر خارج بشه.
وقتی یک موجود انرژیک در یک گوهر اسیر میشه انرژی و اثرات خوبش قدرت انتقال و تشعشع پیدا می کنه اما انرژی های بدش به شدت سرکوب و کنترل میشه.
مواردی مثل برکت، ثروت، محبوبیت، امنیت، قدرت، شجاعت، دانش، بینش و موارد اینچنینی ازش تشعشع پیدا می کنه و بر صاحب انگشتر و اطرافیانش(البته از جانب صاحب انگشتر) اثر میذاره.
نه به صورت قطعی اما به صورت حدودی قابل اعتنا میشه گفت معمولا خانواده های مختلف این موجودات به اقسام مختلف سنگ علاقه دارند و وارد اونها میشند. یعنی مثلا یاقوت بیشتر یک جنس و نژاد خاص رو جذب می کنه. زمرد، الماس، کوارتز، توپاز و... هم همینطور هستند و معمولا جنس و نژاد خاصی به اونها علاقه بیشتر دارند و بیشتر جذبش میشند.
این موضوع یکی از پایه های خواص سنجی گوهرهاست اما تنها پایه و ریشه ی اون نیست.
حالا شاید کاملا متوجه باشید چرا اززش گوهرهای باستانی و کهنه تراش بسیار بسیار بسیار بیشتر از سنگهای نوتراشه و همچنین بدونید چرا مثلا پادشاهان یا بعضی افراد دیگر انگشترهایی دارند که دورتا دورش یا در تاجش چندین و چند سنگ مختلف نصب شده.
نکته مهم: سنگهایی مثل انواع عقیق، فیروزه،یشم، حدید و... که نور ازشون رد نمیشه ربطی به این ماجرا ندارند و داستانشون فرق داره کلا.
@zamiirr
ضمـــــــیر
خب یک سوالی که پرتکرار ترین سوال بود و به نحوی به ماجرای انگشتر سلیمان هم مربوط میشه اینه که چرا گفت
#من سر دوراهی!
مطلب بالا رو خوندید؟
بیشتر از ده پونزده نفر سوال کردند و بعضی اصرار و قسم و آیه و... که بگو دلیل اون موضوع دامله و... چیه و من هم بلخره علی رغم میل باطنیم توضیح دادم.
اما چرا علی رغم میل باطنی؟
۱-من میدونم که اینطور مطالب نباید علنی و فاش بیان یشه. درسته مطلبی که الان گفتم بسیار بسیار پیش پا افتاده بود اما خب آدم هست با یک دهم همین مطلب و یک هزارم یک هزارم رازهایی که در داستانها دارم میگم میره خرقه میپوشه و فرقه علم می کنه. پس این حرفها ممکنه باعث سو استفاده بشه.
۲-واکنش بعصی افراد سبک شمردن و گاهی استهزا این طور مطالبه و این برای من دردناکه. مطلبی که دانستنش و وزن علمیش از جان استهزا کننده ارزشش بیشتره، در هیچ کتابی هم تا حالا نوشته نشده رو طرف میخونه و رفتار و واکنش سخیف نشون میده.
۳-وقتی هر مطلبی رو میگم فوری یه عده ای میان میگن دلیلش رو بگو و صغری کبری بچین، سری بعد در گفتن مطالبی که داستان داره تردید می کنم و نمی گم.
۴-یک تعدادی از مخاطبین هم هستند که با خوندن اینطور مطالب خوف می کنند و حال بدی پیدا می کنند باید مراعات اونهارو هم کرد.
خلاصه که سر دوراهی نذارید منو. وقتی یه مطلبی رو سربسته میگم اگر خواستید قبول کتید اگر نخواستید هم نکنید.
گاهی توضیح ملاحظاتی که گفتم رو داره گاهی هم توضیح دادن بعضی مطالب خودش مقدمات علمی بسیار رده بالایی میخواد که خب برای اکثر خلق الله محاله.
ضمـــــــیر
#من سر دوراهی! مطلب بالا رو خوندید؟ بیشتر از ده پونزده نفر سوال کردند و بعضی اصرار و قسم و آیه و..
البته این به معنای این نیست که سوال نکنید ها.
اتفاقا از خوندن پیامها و البته سوالها خوشحال میشم و انرژی میگیرم. نشونه توجه شماست.
عرضم اینه مفروض بدارید که بعضی سوالات رو نمیشه و یا صلاح نیست که پاسخ بدم.
مخلص همگی
ضمـــــــیر
خب یک سوالی که پرتکرار ترین سوال بود و به نحوی به ماجرای انگشتر سلیمان هم مربوط میشه اینه که چرا گفت
یه توضیح ضروری به آخر این پست اضافه کردم بخونید حتما
خب چند نفر از دوستان فرموده بودند که منبع بده و منبع معرفی کن و چطور این مطالب رو ماهم بخونیم و یادبگیریم و...
اولا لازمه بگم که رسیدن به بعضی معلومات اینطور نیست که شما بری تو یه کتاب بخونی و یاد بگیری. بلکه یه مسیر اینطوری داره:
جهل اولیه
معلومات اولیه
جهل ثانویه
معلومات ثانویه
جهل ثالثیه
معلومات ثالثیه
و...
در این مسیر خوندن کتاب و منابع یکی از ماخذهای ارزشمند کسب معلوماته مخصوصا در مراحل اولیه اما هرچقدر که میری جلو و مجهولات یا بهتره بگیم سوالاتت سخت تر و تخصصی تر میشند عملا شما کتابی پیدا نمی کنی که بتونی جواب سوالاتت رو توش بخونی و بفهمی.
اینجا استاد خیلی میتونه کمک کنه و شمارو به مرحله ای فراتر از کتاب ببره. این قانون که می گم در هر علمی صادقه و فرقی نمی کنه مثلا همین علم گوهرشناسی باشه یا ریاضی باشه یا مثلا اشپزی و علوم کامپیوتری و...
لبه ی هر علمی اساتید برتر و جامع اون علم هستند نه کتبهای مکتوب.
تا اینجا همه چیز عادیه و برای آدم های عادی. از اینجا به بعد میرسیم به حوزه ی شهود. شهود البته یک تعریف و توضیح دقیق داره که خلاصه و بسیار سطح مقدماتیش رو یه وقتی انشااله به شرط حیات توضیح میدم.
اما بدونید که شهود یک پایه ی بسیار قوی برای رسیدن به علمه، مخصوصا برای حل کردن مجهولات بسیار سطح بالا.
شهود هم خودش لایه های متفاوتی داره و اینم بگم که صرفا نباید شهود رو کاملا ماورایی فرض کنید و با وحی اشتباه بگیرید. شهود یک قدر متیقن بسیار دقیق، حسابی و دوست داشتنی داره که مورد تایید عقل و نقل و علوم روز از جمله مجامع به روز فیزیک،نورولوژیک،سایکولوژیک، هورمون شناسی و... است.
هرکس میخواد هرچی بگه بگه اما این رو بگم که تعریف دقیق شهود و توضیح تفاوتش با وحی به قدری ظریف و علمیه که فکر نکنم بتونم کسی رو پیدا کنم که بتونه تمام علوم مقدماتی که برای فهمش لازمه رو بدانه و توضیح خود شهود رو هم با جزییات لازم متوجه بشه. میل به نوشتنش هم ندارم.
سربسته بگم که شهود خودش پایه های مختلف مادی و معنوی داره که برخی انسانها فارق از خوب و بد بودنشون درجات بالایی از شهود رو دارند. اینطور انسانها گاهی حرفهایی می زنند و نظریاتی می دند که بعدتر حتی خودشون کم کم زوایای پنهان و دقت و ظرافت این حرفهارو می فهمند. البته این بالاترین درجه ی شهود نیست و بالاترین مرتبه ی شهود که مرتبه ای بالاتر از نبوت و پایین تر از امامت داره وحدت عالی در عقل و شهوده که انسانهای انگشت شماری در طول تاریخ بهش رسیدن. خود فهم چیستی این مرحله مرد افکنه و اکثرا بزرگترین اساتید فلسفه و عرفان نظری هم نمی فهمند این مرتبه اصلا چی هست که بخوان بهش برسند حالا.
از این حرفها گذشته برای اون مراحل اول جهل در جواهرشناسی از کتب قدیمی این چندکتاب رو میتونید شروع کنید به مطالعه:
الجماهر ابوریحان بیرونی
تنسوق نامه یا همون رساله جواهریه مرحوم شیخ طوسی
منافع الاحجار تیفاشی
البته اگر برید نسخ تصحیح شده و چاپهای جدیدش رو پیدا کنید و بخونید خودتون رو معطل کردید باید نسخ خطیش رو پیدا کنید و بخونید.
مقاله های جدید و بسیار دقیق از بررسی های تجربی در جواهر شناسی هم بسیار زیاده که یکی از سایتهای مرجعش در شناخت و بررسی خواص فیزیکی و کانی شناسی و حتی با دقت بالا در خواص اپتیکی بنیاد GIA هست.
یک ماخذ دیگه هم بررسی اثار باستانی اعم از جواهرات یا اثاری که به نوعی مربوط به جواهرات میشنده که خب خودش کلی سواد مفصل تاریخی و باستانی میخواد.
@zamiirr
دو صفحه از کتاب منافع الاحجار تیفاشی که در باب خواص سنگ های قیمتی، انواعشون، خوب و بدشون، قیمتهاشون، معادنشون و... نوشته شده.
@zamiirr
ضمـــــــیر
عه!!! اینم لو رفت😁
واقعا دایره ی وسیع اطلاعات و قدرت تطبیق پیدا کردن هوش مصنوعی ویژه و فوق العاده است.
و یک سوال از همه ی شما؛
چقدر هوش مصنوعی رو میشناسید؟
چقدر از قدرتهای هوش مصنوعی خبر دارید؟
چقدر ازش استفاده می کنید؟
چقدر از خطراتش اطلاع دارید؟