ضمـــــــیر
بابا بی خیال... رندوم هرکدومتون برید از آخوند مسجد سر کوچتون سوال کنید هم آدم حسابی تر از منه هم با
الان همین صبری که میگی😂
اگه منظورت صبر اخلاقی از جنس صبر و تحمله،
والا من خودم به صورت هفتگی میانگین یک یا دو دعوا و مشاجره رندوم و برنامه ریزی نشده دارم.
ماهانه یک دعوای سطح بالاتر.
سالانه چندین بار حضور در کلانتری و... و صحبت و تبادل نظر با برادران خدوم فراجا.
بعد شما تصورت از من چیه؟
مگه من کی ام اصلا؟
مگه من چیکارم؟؟؟
فنون استفاده صحیح از قمه در دعوای تک به تک، دو به تک، چند به تک، تک به دو، تک به چند و... رو بپرسی فنی تر میتونم راهنمایی کنم...
ضمـــــــیر
بابا بی خیال... رندوم هرکدومتون برید از آخوند مسجد سر کوچتون سوال کنید هم آدم حسابی تر از منه هم با
یادمه یه بار یه سازمانی یه جلسه گذاشته بود عنوان جلسه اصلا خود موضوع صبر بود. راههای اشاعه ی صبر و صبور کردن مردم و...منم دعوت کرده بودن برم.😁
بعد من صبح پاشدم برم اون جلسه. خدا میدونه تو راه با یه یارویی به خاطر اینکه مثل گاو رانندگی می کرد دعوام شد.
یعنی اصلا پیاده اش کردم یکی زدمش. میخواستم بازم بزنم بهش گفتم یابو حیف دارم میرم جلسه ی صبر و الا یه کاری می کردم دیگه مثل گاو رانندگی نکنی...
ضمـــــــیر
بابا بی خیال... رندوم هرکدومتون برید از آخوند مسجد سر کوچتون سوال کنید هم آدم حسابی تر از منه هم با
یکبار هم عید بوده کل فامیل یه جا جمع بودن. من خودم نبودم البته. نظرسنجی و رای گیری کردن که عصبی ترین و بی اعصاب ترین فرد فامیل رو انتخاب کنند.
بعد من ۲۰ و خورده ای رای اوردم نفر بعد از من کلا ۴ تا رای اورده بود.
البته من به شخصه اعتقاد دارم رای ام رو خوردن و تقلب شده یا اینکه شناسنامه و رای خریدن و از این کثافت کاری های انتخاباتی و... دراوردن. اگر خودم بودم قطعا همون ۴ تا رای هم برا من بود.
من تو بیمارستان بارها دعوام شده اساسی.
تو پمپ بنزین همینطور.
مدرسه که اصلا پسر باشی و دعوا نکنی زیبنده و برازنده نیست.
تو شعبات رای گیری دوبار جوری دعوام شده بیسیم زدن یگان ویژه اومده.
تو انواع و اقسام محیط های فرهنگی و آموزشی و خدماتی و درمانی و اداری و... من داستان داشتم.
تو بانک بارها دعوام شده یه بارش خیزش مردمی هم راه انداختم چندتا ماشین پلیس اومد و آزیر کشان شعبه رو محاصره کردن. کل بلوار اصلی اون شهر یه ساعت مسدود بود تقریبا.
همون روز بعد ختم به خیر شدن قائله بانک، شبش رفتم به خاطر هیئت تو محل دعوام شد زنگ زدن پلیس اومد یارو پلیسه همون بود که تو بانک هم اومده بود.😐
بعد منو دید گفت حاجی خدایی روزی دوبار دیگه نه!!!
گفتم ببین این سهمیه فردام بود امروز مصرف کردم فردا دیگه دعوا نمی کنم.
گفت چرا شیشه یارو رو اوردی پایین!
گفتم بابا به خدا دروغ میگه نسناس!
اصلا شیشه نبود از این طلقا بود حالت فایبرگلاسی داشت خدامیدونه ده بار زدم تا شکست انعطاف پذیر بود لامصب مقاومت کشیش هم خیلی بالا بود. به نظرم اصلا میلیتاری کلس بود. الانم کل دستم پر پشم شیشه است. نگاه کن خودت!😁
ضمـــــــیر
بابا بی خیال... رندوم هرکدومتون برید از آخوند مسجد سر کوچتون سوال کنید هم آدم حسابی تر از منه هم با
خب شوخی بسه. گفتیم خندیدیم احتراما حفظ شه.
حضرت امیر یه توصیه ای برا صبر داره من فکر کنم کسی عمل کنه جوابه.
حضرت میفرماد ادای صبور بودن رو دربیارید کم کم صبور میشید.
فکر کنم به این عمل کنی اکی بشه.
ضمـــــــیر
بابا بی خیال... رندوم هرکدومتون برید از آخوند مسجد سر کوچتون سوال کنید هم آدم حسابی تر از منه هم با
دوستان سوال داشتند اسم فرقه رو چی بذاریم؟
خب همه نظر بدن ببینیم پیشنهادها چیه!
ضمـــــــیر
عه!!! اینم لو رفت😁
حالا که دارم قسمت بعدی داستان رو مینویسم یه سوال خیلی مهم دارم.
به نظرتون داستانهارو با جزییات خیلی بالا بنویسم یا خلاصه سازی کنم؟
اگر بخوام جزییات بالا بنویسم مثلا در یک مسیر میتونم اسم و توصیف تک تک کاروانسراهارو بنویسم. یا مثلا توصیفات بسیار جزیی و حتی ذیوانه واری از موجودات مختلف اعم از شکل و رنگ و بو و صدا و... اشون بگم هربار.
اینطوری بخش های مختلف داستانها رو میتونید مکانهاشون رو حتی پیدا کنید و برید ببینید حتی و داستان به نوعی استناد دقیق تر تاریخی، جغرافیایی، اسطوره ای، دینی و... پیدا می کنه.
اما خب خوندنش برای خیلی ها سخت میشه. و ذهنشون نمیتونه انسجام رو حفظ کنه.
شاید یکی بگه مثلا چه اهمیتی داشت بنویسه رفته هرات اونجا خرقه بافته بعد اون خرقه رو داده به صفی الدین؟
ولی خب در تمام متون تخصصی حتی تمام نسخ صفوه الصفا هم اگر بگردید هیچ جا کسی اشاره نکرده که این خرقه کجا بافته شده و از کجا اومده.
خیلی موارد دیگه هم هست که اینطوری هستند ولی قانون کلی اینه که هیچ و مطلقا هیچ جزییاتی رو بدون دلیل نمی گم و اگر بتونید تطبیق پیدا کنید میفهمید بی دلیل نبوده.
اگر بخوام خلاصه بنویسم جزییات رو هم میشه حذف کرد و ساده تر نوشت و حتی خیلی کوتاه و سریع. اینطوری احتمال تطبیق زدن و رمزگشایی از تاریخ پنهان دنیا برای اونهایی که علاقه دارن خیلی کم میشه
حالا شما بفرمایید چه کنیم؟
"هیچ چیز غیر ممکن نیست"
این جمله اونقدر دقیقه که ممکنه یک چیز غیر ممکن باشه!
@zamiirr