eitaa logo
" أَمانه‌حضن "
445 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
514 ویدیو
5 فایل
‹به‌نام‌او› به تنم دردِ فراقِ حرمت افتاده ؛ هوس گرمی آغوش ضریحت دارم . . أَمانه‌حضن : صداقتِ‌یک‌آغوش (: درِگوشی‌هاتون؛ « https://eitaa.com/zaraban72/17 » در خنديدن و به آغوش كشيدن يكديگر ، اِسراف كنيد .
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از رادیو ایرانا ؛
دختران‌حاج‌قاسم ِشهرستان‌تبریز- صامت‌البکاء -(1).mp3
زمان: حجم: 7.9M
اپیزود ِدوم صامت‌ُالبکاء ؛ گذری بر روایتِ‌خون . . عالم همه هیچ ؛ آغوش ِپدرم را میخواهم، در میان ِ همهمهٔ اغیار . . [ کاری از گروه رسانه‌ی ِرادیو ایرانا ] رادیو ایرانا ؛ وابسته به دختران حاج قاسم تبریز .
با حال مناسب بخونید ، شمارو به حضرت‌زینب حقشو ادا کنید !
" أَمانه‌حضن "
با حال مناسب بخونید ، شمارو به حضرت‌زینب حقشو ادا کنید !
نرفته از نظرم ذوالجناح بر ميگشت ، كه رفته‌رفته صدايت ضعيف‌تر میگشت . .
" أَمانه‌حضن "
نرفته از نظرم ذوالجناح بر ميگشت ، كه رفته‌رفته صدايت ضعيف‌تر میگشت . .
ز بس كه بر بدنت زخم‌های كاری بود ، كه زخم ِتازه اگر بود بی‌اثر ميگشت . .
" أَمانه‌حضن "
ز بس كه بر بدنت زخم‌های كاری بود ، كه زخم ِتازه اگر بود بی‌اثر ميگشت . .
در ازدحام ِحرامی و نيزه‌های ِبلند ، شكاف ِزخم ِتنت باز و بازتر ميگشت . .
" أَمانه‌حضن "
در ازدحام ِحرامی و نيزه‌های ِبلند ، شكاف ِزخم ِتنت باز و بازتر ميگشت . .
ميان ِحلقه‌ی ِنامحرمان خودم ديدم ، كه شمر با سرت از قتلگاه بر ميگشت . .
" أَمانه‌حضن "
ميان ِحلقه‌ی ِنامحرمان خودم ديدم ، كه شمر با سرت از قتلگاه بر ميگشت . .
غروب بود و ربابَت ميان ِآتش و دود ، هنوز بين ِمزاري پی ِپسر ميگشت . .
التماس‌دعا :)"
هدایت شده از ‹ عمید ›
- خـب‌خـب ، سلام . انگاری نوبت ِما نوکرای ِروسیاهم شده ؛ ان‌شاءالله به دعوت ِامـام‌رضـا راهی ِ مشهـدیم ! به نیابت از همه‌ کسایی که این پیام و میبینن ، هم زیارت میشه ، هم دورکعت نماز و یك زیارت‌عاشورا خونده میشه . اگه هم حرفی با بـابـارضـا دارین به شرط ِلیاقت میرسونم به گوششون .. از برای ِحرف‌های ِدر ِگوشی : https://daigo.ir/secret/8278489923
https://eitaa.com/AMIID03/1144 خوب کاری میکنم🥲🤦🏻‍♀ کسایی که این اتفاقا براشون میفته دست خودشون نیست نمیتونن تحمل کنن روضه حسین ابن علی این صوبتا حالیش نمیشه .. :)