" أَمانهحضن "
ملیکا تو از اونایی که میشه دستشو گرفت و باهاش تا اوج آسمون پرواز کرد از اونایی که قوت قلبن دقیقا ا
ممنون از لطفت خوش معرفتِ مهربون :))
انقد خودت خوبی بقیه رو هم خوب میبینی ..
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتمش :
احوال عمرِ ما چه باشد؟
عمر چیست؟
گفت :
یا برقیست
یا شمعیست
یا پروانهای ...
پ.ن : بمونه به یادگآر از تولدی که با لطف خدا و کرم اهل بیت و شهدا مبارک شد .. :)
" أَمانهحضن "
گفتمش : احوال عمرِ ما چه باشد؟ عمر چیست؟ گفت : یا برقیست یا شمعیست یا پروانهای ... پ.ن : بمون
سلام به رفیق روضهی حضرترقیه من :) "
تولدت مبارك خودمون و مبارك حضرترقیهمون "
چرا حضرترقیه ؟! چون مطمئنم ایشونم خوشحالن که گریه کن و عاشقی مثل تو دارن ..
ما توی این چند سال خیلی خاطرات داشتیم ..
به حرمت همون خاطراتمون قسم میخورم خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنی دوست دارم و برام ارزش داری پس مراقب خودت باش :)✨
از بانویسهساله که برای ما فقط همون اسمش کافیه تا دنیامون قشنگ شه میخوام عاقبتبخیرشی ، سربازامامزمانتباشی ، چشمت به اون گنبدسفید رنگ بیفته و نتونی جلو بغضت و بگیری ..
بازم میگم تولدت مبارك رفیق ِروضهی ِحضرترقیهی ِمن :)♥️
پ.ن : شرمنده بابت تاخیر ، شرایطم و میدونی یكذره دلیت اکانت و .. ذهنم و مشغول کرده بود بازم معذرت میخوام !
#اسرا .
هدایت شده از « سِیدلَر »
989.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوب متاسفانه همه قضیه تولدت رو احساسی کردن .
ولی خوب من باید همیشه یه تفاوتی داشته باشم ..؟
آره خلاصه ، این ویدئو تموم صحبتم برا توعه ؛
همین دیگه ..
گلب براتو :🤍
خاطره ام که زیاده دیگه جا نمیشه باید رمان بنویسیم راجبش
پس اشاره نمیکنم بهشون همون همیشه گی آ 🤝✨ .
" أَمانهحضن "
سلام به رفیق روضهی حضرترقیه من :) " تولدت مبارك خودمون و مبارك حضرترقیهمون " چرا حضرترقیه ؟! چو
رفیقِ روضه یِ حضرت رقیه :))
چهه تعبیر قشنگی
ذوقی شدم به مقادیر خیلی خیلی زیاد
الهی که خرج این خانواده بشم و بشیم
ممنونتم بابت این دعاها و تعابیر قشنگت زیبآ :)
پ.ن : نفرماییید این چه حرفیه عزیزم همینجوریشم شرمندمون کردی
" أَمانهحضن "
خوب متاسفانه همه قضیه تولدت رو احساسی کردن . ولی خوب من باید همیشه یه تفاوتی داشته باشم ..؟ آره خلاص
ای جونم کهه😂
تو همیشه منحصر به فردی
چشم عزیزِدلم
ممنون قشنگم لطف کردی
" أَمانهحضن "
نمیدونم کی قرارع این پیام بخونه ولی لطفاً به دسته ملیکا برسونین اولین باری که دیدمت توی راهیان بودیم کلی حرف زدیم از جهاد و درس کلی سوال پرسیدم ازت فکر کنم دیوونه شدی ولی خیلی مهربون و صبورانه بهم جواب دادی بانو خیلی نمیشناسمت ولی میدونم دختر خیلی مهربونی هستی نمیدونستم تولدته ولی از این به بعد یادم میمونه دختری به نام ملیکا توی این روز به دنیا اومد و قرار شد با مهربونیش دنیای دوست هاشو قشنگ تر کنه از طرف سدنا
.
.
الهیییییییی که عزیزِ مننن
اینا همش از لطف توعه که اینطور میگی
قشنگیات یادم میمونه
خوشحالم کردی
ممنونتم مهربون :))
هدایت شده از « سِیدلَر »
دختره کثافت دوسداشتنی برداشته ، پرچم و سنگ حرم حضرت عباس ُ آورده برام .