تو این روزگار فقط این اشکامو دوست دارم
زیر آسمون حرم آقامو دوست دارم
.
.
پ.ن:"این دوره یه جوری هواییمون کرده مث بچه ای که از مامانش جداش کردن و بی قراره همون طور بی تاب حرم شدیم بعضی وقتا دیگه گریه امون نمی ده"
" أَمانهحضن "
اون موقع که این عکسا رو می گرفتم می دونستم بعدا فقط ایناس که قراره یکم آرومم کنه
آیا در نهایت،زندگی همین نیست:
ندیدنِ چیزی که درست جلوی چشمانمان است؟
«ویلیام گدیس»
اذانِ مغرب را که بگویند
دو ماه عزای شما تمام میشود، عزیزدلم...
لباس مشکی عزایت از تن بیرون می آید و
شال نوکری ات
از دور گردنم باز میشود!
نمیدانم سال آینده هم قسمت من میشوند
یا شاید گوشه ای از کفنم
بهرِ شفاعتت آرام گیرند!
اما عزیزدل من
اگر مُردم و فرصت آخرین دیدار
و آخرین خداحافظی بینمان نبود؛
بدان من شیرین ترین و
زیباترین
خاطرات زندگی ام با تو بوده است
حُسین جان!
بدان تمام خوشیِ زندگی برای من
با تو معنا میشود...
کاش در آن تاریکی و تنهاییِ قبرم
بیایی
دستانت را روی شانه ام بگذاری
آرام در گوشم زمزمه کنی:
إسمَع و إفهم؛ لاٰ تخافوا... أنا حُسَین إبنِ علي ❤️🩹
مارو حلال کن و مارو بخر أبي عبداللّٰه...