eitaa logo
" أَمانه‌حضن "
445 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
513 ویدیو
5 فایل
‹به‌نام‌او› به تنم دردِ فراقِ حرمت افتاده ؛ هوس گرمی آغوش ضریحت دارم . . أَمانه‌حضن : صداقتِ‌یک‌آغوش (: درِگوشی‌هاتون؛ « https://eitaa.com/zaraban72/17 » در خنديدن و به آغوش كشيدن يكديگر ، اِسراف كنيد .
مشاهده در ایتا
دانلود
از گریه های توست اگر گریه میکنیم .. ای روضه خوانِ گریه ی ابن شبیب ها ..
https://t.me/irana_radio چنل تلگرامی رادیو ایرانا ی قشنگمون🌚✨
ای لُطف ِ بی نهایَت ِ شَب های زآئران ..
اذانِ مغرب را که بگویند دو ماه عزای شما تمام میشود، عزیزدلم... لباس مشکی عزایت از تن بیرون می آید و شال نوکری ات از دور گردنم باز میشود! نمیدانم سال آینده هم قسمت من میشوند یا شاید گوشه ای از کفنم بهرِ شفاعتت آرام گیرند! اما عزیزدل من اگر مُردم و فرصت آخرین دیدار و آخرین خداحافظی بینمان نبود؛ بدان من شیرین ترین و زیباترین خاطرات زندگی ام با تو بوده است حُسین جان! بدان تمام خوشیِ زندگی برای من با تو معنا میشود... کاش در آن تاریکی و تنهاییِ قبرم بیایی دستانت را روی شانه ام بگذاری آرام در گوشم زمزمه کنی: إسمَع و إفهم؛ لاٰ تخافوا... أنا حُسَین إبنِ علي ❤️‍🩹 مارو حلال کن و مارو بخر أبي عبداللّٰه...
دلم برا امام حسین تنگ شده خیلی تنگ شده . . ما تو دلتنگی خلاصه میشیم ما هممون به جای اکسیژن ، دلتنگی نفس میکشیم سید :) میون این دلتنگی ها التماس دعا
پیش محمدحسین نشسته بودم و یه مرد غریبه رشته افکارم رو پاره کرد +ایشون تو درگیری ها شهید شدن ؟! _بله درگیری های سال ۹۶ +برادرتون هستن؟ _جانم؟ +پرسیدم برادرتون هستن؟ _"لبخند ، ذوق ، چشمای نم دار" نه +پس چی ؟ _"سکوتِ کوتاه" ایشون شهیدن ، منم زائرشون . . . خیلی دلم میخواست بگم : اره برادرمه خیلی دلم میخواست بگم : همه چی که تو نسبت های خونی خلاصه نمیشه خیلی دلم میخواست بگم : مثل یه برادر خیلی زحمت منو کشیده و حالا حالا ها مدیونشم ولی حیف هیچکدومو نمیتونستم بگم هیچکدومو نباید میگفتم ..
بچه مذهبی‌ ویترینِ‌ اسلامه‌ چه‌ خوشش‌ بیاد‌ چه‌ نیاد ! شاید‌ با یه رفتاری‌ یکی‌ رو‌ عاشق‌ اسلام‌ کنیم و‌ شاید‌ با‌ یه‌ رفتاری‌ یکی‌ کلاً‌ بگه‌ من‌ از‌ مذهبی‌ها‌ بدم میاد؛ مراقب باشیم ...
هدایت شده از  اَسـکآف ؛
همه میان بیمارستان با گریه و زاری من و حوراعم از وقتی اومدیم به ترک دیوارم خندمون میگیره 😂🤏🏼
هدایت شده از بنتِ‌ حیدر
از نظر من زنی که یه دستش کتابه و با یه دست دیگه اش به خونه و همسر و بچه هاش رسیدگی می کنه از زنی که خسته و بی حوصله پشت میز کاریش نشسته منتظره ساعت اداری تموم بشه تا خلاص بشه تاثیرگذار و باارزش تره . .
این شما و این: عشقِ جدید من...😍😅