💥رباعیاتی در باب سیل های اخیر
☔☔☔
لبریزِ می حیات برخاسته است
هرچند که بی ثبات برخاسته است
از بستر دردِ خشکسالی ها، سیل
پیری ست که بانشاط برخاسته است
☔☔☔
هرچندکه کوچک است راهی شده است
قربانی درد و بی پناهی شده است
عید آمده است و کودکِ همسایه
در سیل سیاه شهر، ماهی شده است
☔☔☔
✍#مرتضی_برخورداری
🆔 @sedayezarand_ch
💥سه گانی و رباعی هایی با موضوع پدر
❤️پیشاپیش میلاد مولیالموحدین امیرالمومنین امام علی (ع) و روز پدر را خدمت شما به ویژه مردان و پدران این دیار تبریک عرض مینماییم
تعریف پدر را قلم عشق
اینگونه نوشتهست:
مردی که فرشتهست.
🌹🌹🌹
وقتی که پدر رفت
غم سینه سپر کرد
کوه از دل این خانه سفر کرد
🌹🌹🌹
نان آور یک ایل است
بر دستِ پدر تاول
از بوسه یک بیل است
🌹🌹🌹
هر چند شبیه قبل برپاست، نشد
سنگینی بار پیری و دوش پدر
حتی به عصا قامت او راست نشد
🌹🌹🌹
هر صفحهٔ تقویم زمستان پدر
باریده غمی به باغ و ایوان پدر
یک عمر به انتظار سرسبز شدن
چون برف، سفید گشته چشمانِ پدر
🌹🌹🌹
از جامِ لبش بادهٔ هو میریزد
از باغِ رُخش عطر وضو میریزد
یکبار پدر از ته دل آه کشد
سنگ از دل آسمان فرو میریزد
🌹🌹🌹
درمان «نداری» همه رؤیایش بود
دائم نگران صبح فردایش بود
یک عمر پدر دویده بود و اکنون
دارایی او فقط دواهایش بود
🌹🌹🌹
جنگنده و لبریز امید، اما تو...
کس نیست دگر حریف من حتی تو
با عشق پدر رستم دستانم من
ای چرخ بچرخ تا بچرخم با تو
🌹🌹🌹
هی داغ نداری به جبینت بزند
ماری بشود به آستینت بزند
یکبار زمانه، جای او باش ببین
خوب است پدر هی به زمینت بزند؟
🌹🌹🌹
دستانِ تهی، هجومِ بدحالیها
چشمانِ تکیده، لاکی قالیها
فهمیدم از این نگاهِ خوشبینانه
لیوان پدر پُر است از خالیها
🌹🌹🌹
بر لشکر غصه، ضربهی شست پدر
هی چشم به روی زخمها بست پدر
سر تا قدمش سیاه، در معدن دٕه
عمریست هلال در خسوف است پدر
🌹🌹🌹
✍ #مرتضی_برخورداری (شاعر زرندی)
🔻صدای زرند در تلگرام
🆔 t.me/SedayeZarand
🔻صدای زرند در ایتا
🆔 eitaa.com/SedayeZarand
🔻صدای زرند در روبیکا
🆔 rubika.ir/sedayezarand_ir
🔻صدای زرند در اینستاگرام
🆔http://Instagram.com/SedayeZarand