سلام و درود
از تاریخ ۴۰۵/۱/۱۰خط تلفن همراه اینجانب مسدود شده است. مخاطبان گرامی احتمال رد تماس یا انسداد مخاطب را ندهند. ۴۰۵/۱/۱۹
@zeinoddin43
شهادت رهبر شهید، و بطلان یک تئوری
چهل روز از آغاز تجاوز ددمنشانه رژیم صهیونی و امپراطور نفرت میگذرد. شهادت مظلومانه بچههای میناب و صدها جنایت هولناک چهره کریه متجاوزان را آشکارتر کرد. در همان آغاز تجاوز شهادت رهبر مقاوم ایران بسیاری از قلبها را منقلب و عواطف ملی را منعطف کرد. مرگِ ایستاده برای رهبران، یک نشان بزرگ افتخار است. افتخاری که گاه بیش از زندگیشان تاثیر میگذارد. در شطرنج سیاست، رهبران نمیمیرند و در جنگها فقط ضعیفان کشته میشوند.
من همواره بر این پنداره بودم که در جنگها "کِهتران قربانیِ مِهتران"اند و رهبران سیاسی به دور از شعاع آتش زندگی میکنند. اما شهادت رهبر نظام، بر تئوری "ضعیفکشی در جنگها" مُهر بطلان زد. پایانِ پرافتخار برای شهیدانی که در راس هرم قدرت بودند و عمرشان در دفاع از میهن گذشته بود، بسیاری از دلها را نرم کرد و کینهها را زدود و بر همگرایی و تاب آوریِ ملی افزود. اما افسوس که ما فقط در سایه جنگ یا در تشییع شهیدان به اتحاد میرسیم.
۱۴۰۵/۱/۲۰
@zeinoddin43
سید زینالعابدین صفوی
در نقدِ "شبیه سازیِ" جنگ
ایستادگیِ چهل روزه ایران، در برابرِ "جبهه تجاوز"، همچنان در سر برگِ رسانههای جهان میدرخشد. از مردمِ کوچه و بازار گرفته تا برجسته ترین "گفتمان سازانِ" بینالمللی، در باره این رویداد عظیم سخن میگویند. افکار جهانی، بیش از گذشته، دفاع ایران را مظلومانه و شرافتمندانه تلقی میکند. باید این جنبه دفاع را پاس بداریم. سال گذشته نیز نوشتم که اگر غزهایها جنگ غزه را "قبلهای و قبیلهای" کنند، در دام متجاوزان میافتند.
رسانههای ایرانی نیز سزاوار است، بیش از جنبههای قومی و تاریخیِ این تجاوز چهل روزه، به ابعاد ضدانسانی و ظالمانه آن بپردازند. ولی در تبلیغاتِ جنگیِ ما همیشه تب "شبیه سازیِ تاریخی" بالا میرود و رخدادها را تنها با خطکش تاریخ مکتبیِ خود میسنجیم. البته این نگاهِ معبدی" و "آخرالزمانی" در جبهه دشمن نیز رونق دارد ولی عملیات روانی و رسانهایِ آنان بسیار فراتر و فراختر از این نگاه است.
بسیاری از گویندگانِ ما گویا شیوهای شیواتر از "شبیه سازی" نمیشناسند و هر رویداد را تنها در قالبِ آفندها و پدافندهای تاریخی میریزند و در خطابههای خود، مخاطب را به جای گسیل به قلمروِ وجدان، دانش و تجربه، تنها به چند بُرش گزینشی از تاریخ - آن هم با روایتهای خاص- ارجاع میدهند.
در این جنگِ دفاعی نیز، بیشاز هرچیز، جنگ تاریخیِ اسلام و یهود و قَلعِ قِلاع خیبر مطرح شد و گاهی نیز آن را تکرار صفین خواندند و مذاکره را بازتولید "حکمیّت"خواندند، گروهی دیگر نیز آن را تکرارِ "صلح حدیبیه" قلمداد کردند و دم از گفتگو زدند.
این پرسش بماند که آیا چند درصد از مردمِ خودمان از قرائتهای تاریخی تاثیر و الگو میپذیرند؟
سخن اینجاست که
"همانند پنداریِ"صحنهها و صدورِ حکمِ واحد بسی مغالطه آمیز و "قیاس معالفارق" است. زیرا تاریخ عیناً تکرار ناپذیر است و بهرهگیری از تاریخ و متون کتاب و سنت نیز ضوابط دقیقی دارد که تنها از اهل فن برمیآید نه از هرکسی که به دلخواه خود بتواند قرائن و قرائتی از تاریخ اسلام را بر فرقِ رقیبش بکوبد.
"شبیه سازی" حتی در جبهه داخلی گاه پیآمدهای وارونهای هم دارد. به گونهای که اگر شما کسی را در جبهه "مارقین" بگنجانید او نیز میتواند شما را در جبهه "قاسطین" قرار دهد. اگر شما خود را "مالک اشتر" بدانید که در آستانه پیروزی نهایی، خود را به تیرَک خیمه معاویه رساندهاید او نیز به شما میگوید باید "مالک وار" ولایتپذیر باشید و از جنگ برگردید. شما اگر"تنگه هرمز" را با "تنگه اُحُد"یکسان بدانید و رها کردنش را" "نافرمانی" و "غنیمتجویی" تلقی کنید، رقیبتان نیز میتواند آنجا را خندقِ جنگ احزاب بداند و دشمن را درحال ترک میدان ببیند و تعقیبش را صلاح نداند! اگر شما خود را در عاشورای ۶۱ هجری ببینید او نیز میتواند خود را در رکاب امام حسن(ع) ببیند و و از نرمش و ترک مخاصمه سخن بگوید باشد. اگر شما بگویید اکنون زمانه "فتح خیبر"است و مرحبها سپر انداختهاند و باید به دشمن بتازیم، او نیز میتواند بگوید اینک در زمان صلح حدیبیهایم که ظاهرش سازش و باطنش "فتح مبین" است.
شبیه انگاری، اگر در شعر و شعار و رجز خوانی رایج و راجح باشد، در مقام استدلال نه تنها جایگاهی ندارد بلکه شمشیری است که در هر دو طرف برق میزند و میتواند به هر دو حریف زخم بزند و هیچ کشمکشی را پایان ندهد.
راه درست آن است که حقانیتِ گفتمانی و مظلومیتِ خود را به سامعه وجدانها برسانیم و با استدلالهای وافری که داریم چشمهای بسته را باز کنیم. مظلومیت، یک سلاح فرامذهبی، فرا زمان و فرامکان است. اگر جنبه تاریخی و معبدیِ ایندفاعِ مظلومانه، پررنگ شود بازی در زمین دشمن است. زیرا او نیز همین را میخواهد تا انگیزهها و حساسیتهای دینی و تاریخی مقابل را بیدار و به سود خود مصادرهکند.
۱۴۰۵/۱/۲۳
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
ایستاده با یک دوست
- سلام آقای صفوی
*سلام
-چند بار زنگ زدیم رد تماس میدید!
*نه عزیز! خط تلفنم مسدود است.
- میتوانم از علتش بپرسم؟
*کار دیگری ندارید؟
- ببخشید شما طرفدار ادامه مذکرهاید یا ادامه جنگ؟
* ادامه عقلانیت
-مذاکره در وسط جنگ چه معنایی دارد؟
*همیشه مذاکرهها در وسط جنگ آغاز میشوند.
-آیا وقتی که در جنگ در موضع قدرت هستیم مذاکره به ضرر ما نیست؟
*مذاکره در موضع ضعف به ضرر ماست.
- جنگ رمضان را چگونه ارزیابی میکنید؟
*دفاع ایران شجاعانه و مظلومانه بود و تجاوز دشمن ناجوانمردانه.
-کدام صحنه از این جنگ برای شما تکان دهنده بود؟
*بمباران شکوفههای کوچک میناب.
- یعنی حوادث دیگر برای شما مهم نبود؟
* چرا، خیلی هم مهم بود. ولی این ضربهها در این جنگ قابل پیش بینی بود. ولی حادثه میناب هرگز!
- چرا در محکومیت این تجاوز مطلبی ننوشتید؟
*شما نخواندهاید.
- ولی شما بیشتر، از ضعفهای نظام مینویسید.
* شما هم بیشتر، این نوشتهها را میخوانید!
-آیا میدانید بعضیها از مطالب شما سوءاستفاده میکنند؟
* از حرفهای شما هم سوء استفاده میکنند.
- اگر شفاف بنویسید دشمن سوء استفاده نمیکند.
* آدمهای مریض از متن شفاف هم سوءاستفاده میکنند.
- شما گاهی از خط قرمز عبور میکنید.
*خب! خط سفید که ندارم!!! خط قرمز را شما تعیین میکنید؟!
- نخیر(خنده) بالاخره دلسوزانه میگم مراقب دوستانتان باشید!
*شما هم مراقب دشمنان باشید.
- آیا بهتر نیست با کسانی که نمیشناسید هر حرفی را نزنید؟
* شما هم با کسیکه میشناسید اینجوری حرف نزنید!
- یعنی جسارت شد؟
*نه(خنده) به خانواده سلام برسونید.
-خدا نگهدار
۱۴۰۵/۲/۲
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
مذاکره و ادبیات زمینی
خوشبختانه برخی از "مذاکره ستیزان" از ادبیات قدسی به ادبیات زمینی فرود آمدهاند و از نگاه افلاطونی فاصله میگیرند. نه جنگِ سخت را وظیفه ابدی میشمارند و نه گفتگو با دشمن را " گناه ازلی"، و"قبیح ذاتی". بلکه مذاکره را در "شرایط کنونی" نادرست میخوانند و دلیلش را نیز یک مفهومِ عُرفی به نام "خسارتباری" معرفی میکنند. در این گویش، مذاکره با دشمن، نه تنها حرام موبَّد نیست بلکه حکمش در گروِ مصالح کشور قرار میگیرد.
جای شادمانی است که این اشخاص، در این روزها به گونه ای"مقید" سخن میگویند و قیدهایی چون "شرایط زمان" و "سود و زیان" را به گفتارهای خود راه دادهاند.
این ادبیات، کشمکشها را از "حکم، به "موضوع" میکشاند و مخالفان خود را تنها به دلیلِ تشخیص غلطِ موضوع محکوم میکند. در این کشاکشهای داخلی، پسندیده آن است که ژرفای شکافها روشن شود تا "کُشتیها" به "دعوا" نکشد! و بگومگوهای نظری، به برچسبهای اخلاقی و عقیدتی منجر نشود.
۴۰۵/۲/۸
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"نیست در عالم زهجران تلخ تر"
۴۰۵/۲/۹
@zeinoddin43
در ذکرِ "مذاکره "زیاده روی نکنید.
رسم زمانِ جنگ "مذمّتِ مذاکره" است و در حالتِ جنگی، هیچ سردار و سربازی از صلح دم نمیزند. زیرا زمزمه سازش در کوران نبرد، هم علامت ضعف است و هم عامل تضعیف. در ذهن جنگجویانِ غیور، واژه زیبای "صلح" نیز چندان محبوب نیست. بویژه جنگجویانی مظلوم که بارها بدعهدی طرفِ مقابل را دیده باشند.
سیاستمداران اما از روز نخستِ جنگ، به راههای خروج از جنگ میاندیشند. آنان در این راه چراغ خاموش حرکت میکنند تا لوله تفنگِ سربازان سرد نشود. اما هیچگاه گزینه مذاکره را حذف نمیکنند.
زیاده روی در مدح و ذم مذاکره در زمان جنگ زیان آور است. راهِ باریکِ مذاکره نباید از گوشه ذهنِ جنگاوران کاملاً پاک شود. و گرنه در وقتِ مذاکره، جنگجویان دل تهی میکنند و به جای دشمن بر دوست میشورَند. خشمگین ترین سرداران و غیورترین سربازان نیز باید بدانند پایانِ همه جنگها صلح بوده و خواهد بود و نطفه مذاکرهها در بطن جنگها بسته میشود. اما سودمندانه نیست که در زمان جنگ و آماده باش، لفظ "مذاکره" به لقلقه جامعه تبدیل شود.
۴۰۵/۲/۱۱
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
آیا ایران فقط "خانه" ماست؟
ایران -در بیرون از ذهن ما- خانه ما است. اما "خانه" برای انسان است، نه انسان برای خانه. زیرا "جان" گرامیتر از"جانپناه" است. جانفدایانِ راستین، تنها برای سطحی از خاک و حجمی از خانه، جان نمیدهند و چنین کاری عاقلانه نیست. زیرا "مَفدی" باید مفیدتر از "فِدیه" باشد" از این رو یک انسانِ جان فدا- البته از نوعِ راستین اش- فقط برای "خاک و خانه" و "کاشی و کاشانه" جان نمیدهد بلکه او خاک و خانه را نمادِ عناصر فرامادّی و فرامالی تلقی میکند و در درونِ وطن به عنصری جانانه، یا آرمانی برتر از جان چشم دارد. سطح جاننثاریهایش نیز دقیقاً به عمقِ این چشمداشتها و چشماندازها بستگی دارد. همکلاسیهای من در زمان انقلاب و "جنگ هشت ساله" در گمانِ چنین وطنی آماده شهادت شدند. به این امید که از خون شهیدان و اشک یتیمان، "صد لاله به بار آید" و ملت "آزاد و رها" از"ظلم و زنجیر"باشد و "دراوج خدا". وگرنه کسی جانش را برای ایران(به عنوانِ فقط خانه) نمیبخشد.
اکنون نیز آمار جانفدایانِ راستین، به آرمانهایی وابسته است که جدیتر از "خیال" و ارجمندتر از "خاک و خانه" باشد. نوعِ رفتارِ شعار گویان و پرچم گردانان، با دیگران، و نیز تجربه چهل و هشت ساله ملت، در ارزیابیِ این آرمانها موثر است. تجربه ملت، غیر از تبلیغاتِ رسانههای دوست و دشمن است. "فتامل جیداً"
۴۰۵/۲/۱۳
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
دروغ "در جنگ" و دروغ "برای جنگ"
اخبار جنگی از زبان طرفینِ درگیری، نمیتوان کاملاً بیطرفانه باشد. هردو جبهه، اخبار را به سود خود قیچی، گزینش، و گلچین میکنند و برای فریب دشمن دست به دروغهای کاربردی میزنند.. اما آیا این اشتراک، دوطرف را به یک اندازه "ضد اخلاق"میکند؟
پاسخ مثبت نیست زیرا اگرچه دروغ دروغ است اما درجاتی دارد. دروغی که طرفِ متجاوز، به آن دست میزند، در شرایط عادی و یک دروغ ابتداییاست. او برای آغاز تجاوزش به یک فریب بنیادین و یک تهمتِ پایهای دست میزند که اساس تجاوز بر روی آن بنا میشود. دروغی که فراتر از حیلتهای جنگی و غافلگیریهای تاکتیکی است. دروغ ابتداییِ متجاوز، "آتش تهیه" برای یک جنایتِ بزرگ است و در قواره فریبهای معمولی در جنگها نیست بلکه تهمتی است برای آغازِ شقاوتِ بزرگی به نام تجاوز.
تجاوز نه فقط بر پایه یک دروغ بنا میشود بلکه خود عینِ دروغ است. اخبار درستِ تجاوز نیز متجاوزانه و خبیثانه است. در واقع این دروغ، علاوه بر دروغ بودن، به عنوان مقدمه تجاوز، در زشتیِ آن نیز شریک است زیرا در افکار عمومی از قُبحِ تجاوز میکاهد و جامعه را به نقطهای ازجوش و هیجان میرساند که فرصتی برای سنجش خبر باقی نمیمانَد و بزرگیِ خطر و خبر، درجه کذبِ آن را می پوشاند. دروغهای بعدی را کوچک" و "بخشش پذیر" جلوه میدهد.
در این باب، تجاوز ۲۰۰۳ امریکا به عراق را شاهد میآورم که با یک دروغِ بزرگ و ابتدایی آغاز شد و آن این که صدام حسین دیکتاتور عراق به سلاح هستهای دست یافته است. ادعایی که پس از سقوط صدام و پایان جنگ دروغ بودنِ آن بر همگان ثابت شد. جالب تر آنکه امریکا این تجاوز را "جنگ تمیز" نامگذاری کرده بود! اما این دروغ بزرگ در سایه خبرهای پیدرپیِ جنگی گم شد و رسانههای غربی آن را در ردیف دروغهای "درون جنگی" ارزیابی کردند که در جبهه مقابل نیز وجود داشت!
۴۰۵/۲/۱۴
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
زمانه جنگ
و
بهانه جنگ
خبر خوانیِ یک جنگجو، تنها برای"اطلاع رسانی" نیست. گویندگیِ او بخشی از رزمندگی او است. به آنگونه که در پوششِ "اخبار"، از جبههدشمن "توانکاهی" میکند و برای جبهه خودی، "روحیه" میآفریند.
گزارههای جنگی، جملههایی به ظاهر"خبری"اند و اما "انشاء" نیز میکنند و در پوشش "توصیف" جنگ "توصیه"های جنگی نیز دارند.
این گویشِ ویژه، در هر دو سوی جنگ جاری است. هر دو طرف با گزینشِ گزارشها، ذهنِ مخاطب را آنچنان"خبرباران" میکنند تا مخاطب را به اوج انگیزش برسانند. این "بارشِ خبری" لازم نیست حاوی اخبار کاذب باشد ولی لازم هم نیست همه صادقها را در برگیرد و بخشهای خاصی از آن ماهرانه قیچی نشود.
یک خبرنگارِ وطن دوست، اخبارِ جنگیِ کشورش را نه مانندِ یک داورِ فوتبال بلکه مانند هوادارِ یکیاز تیمها گزارش میکند. او خبرهای جنگی را مانند گزارشهای پژوهشی و علمی علمی بیکم و کاست منتشر نمیکند. بلکه خود را در این ملاحظه بزرگ مییابد که جبهه خودی را تضعیف نکند و ناکامیهایش را جار نزند. آیا کسی را دیدهاید در وسطِ زد و خورد و فحاشی، به نقاط مثبتِ دشمنش نیز اشاره کند؟!
اخبارِ جنگی انگیزشی است و اخبار انگیزشی، همواره "گزینشی"اند و این شیوه در زمانه جنگ، طبیعی است و کسی را از این جهت سرزنش نباید کرد.
اما جای دریغ و افسوس آنجاست که یک رسانه خود را همیشه در" وضعیت جنگی" ببیند و به این بهانه، به سانسور دائمی دست بزند و مخاطبانش را از "حقایق" جامعه و "حقوق"فردی محروم کند. یکطرفه گویی، ایجاد حباب اطلاعاتی، ایجاد برخی از محدودیتها و مسدودیتهای ارتباطی در "زمانه جنگ" پذیرفتنی است اما به "بهانه جنگ"، هرگز!
۴۰۵/۲/۱۵
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
چوپانِ راستگو!
(یادداشت قدیمی)
اگر ملتی شخصیت مسئولانش را صادق بداند، بر پنهانکاریها و حتی بر دروغگوییهای آنان رنگ دلسوزی و مصلحت میپاشد. ولی اگر آنها را صادق نداند بر راستگویی هایشان نیز اَنگ نیرنگ میزند. زیرا ما همواره با دو نوع دروغ سر و کار داریم :
۱-دروغِ "خبری" که در آن، شخصیتِ گزارشگر را صادق می دانیم ولی خبری را که به او داده اند دروغ می دانیم. در اینجا صداقت شخص هیچگاه زیر سوال نمی رود.
۲ دروغ "مخبری" که در آن، شخصیتِ گزارشگر دروغگو است! حتی اگر خبر درستی نیز بگوید صادق شناخته نمیشود. قرآن منافقان را اینگونه وصف میکند. آنها وقتی سخنِ درستی هم در زبان داشتند و به پیامبر (ص) می گفتند"تو فرستاده خدایی" در همان حال قرآن آنها را دروغگو میخواند.
این دروغ هیچ ربطی به ماهیتِ خبر و سخن ندارد بلکه وصفی برای اشخاص است. از چنین اشخاصی هیچ سخن راستی نیز پذیرفته نمیشود چونخودشان دروغند نه سخنشان! فراموش نکنیم که آن چوپان نگون بخت نیز در حالی زیان کرد که راست میگفت.
۹۸/۱۰/۲۳
سید زین العابدین صفوی
@zeinoddin43
صدا و سیما
خندانِ فرهنگی، عبوس سیاسی
چندی است که مسئولان، مهربانانهتر سخن میگویند. یعنی مانند دورانِ انتخابات حرف میزنند! همه جوانان را در هر پوششی فرزندان خود میخوانند. بر شیپور دگرگونیها کمتر میدمند. صدا و سیما چهرههای رنگارنگ را نشان میدهد دقیقاً مانند زمان انتخابات!
رادیو و تلویزیون "صدا"و "سیما"ی راستینِ نظام است و ظاهرش باطنِ واقعیِ حکومت است چندی است "دگرباشان" و"دگرپوشان"را نیز پوشش میدهد.
به رسمیت پذیرفتنِ تنوع ملی در جعبه تلویزیون، بسیار مبارک است مشروط بر اینکه سیاست را نیز در بر گیرد. اما افسوس که صدا و سیما در باره"دگراندیشانِ" سیاسی برعکس رفتار میکند.
به آزادیهای فرهنگی تبسم میکند تا بتواند به مطالبات سیاسی اخم کند! همانند یک حزبیکه برای پیروزی بر رقیب سیاسی، حاضر است با همه رقیبهای فرهنگی ائتلاف کند. این سازمان با این اطوار "ملی" و "مردمی" نخواهد شد زیرا ملت و مردم فقط پوشش متفاوت از حکومت ندارند. بلکه دیدگاه سیاسی مغایری نیز دارند. اما مطالبات سیاسی برای صدا و سیما مطلوب نیست. گویی برخی از سیاسیون، حق حمایت از ایران را نیز ندارند.
صدا و سیمای نظام، همچنان بیراهه می رود و همچنان بر انسداد سیاسی پای میفشارد.
حاکمیتی که همیشه به "عموم" نیاز دارد روا نیست رسانه عمومیاش را اینقدر"خصوصی" کند. کشوری که بزرگترین سرمایه و بالاترین ادعایش "مردمی بودن" است، باید هر از چندی سیاسیونِ منتقد را دست کم در رسانهاش نمایشدهد. اما صدا و سیما- که پیشانیِ نظام است- چنبرههای سیاسیاش را دم به دم تنگتر میکند. اگرچه درباره مخالفان اجتماعی و فرهنگی، با خوشخندی اَدای عموم گرایی در میآورَد ولی در باره منتقدان سیاسی همچنان عبوس است و بسی تنگ چشمانه رفتار میکند.
۴۰۵/۲/۱۸
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43