شیخناالاستاذ حضرت آیتاللهالعظمی جوادی آملی "دامت برکاته"
در فقدان همسر گرامیتان از صمیم قلب تسلیت میگویم. از خداوند منان برای آن بانوی مومنه رحمت و مغفرت و برای حضرتعالی و خاندان معزی صبر و سلامت خواهانم.
۱۴۰۱/۲/۵
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
سیسمونی یا سیستم
برخی از انتقادها را "فرمایشی" و" نمایشی"میدانم و در جنگهای زرگری خاموشی را سزاوار میدانم. اما باید گفت که مردم به "جزئیات" زندگی شما حساس شدهاند چون شما "کلیّت" زندگی مردم را به خطر انداختهاند. تاکنون با هر چیز مردم کار داشتهاید و همه اتصالات نسبی و سببی مردم را پیجویی میکنید آنوقت انتظار دارید مردم با نوه شما کار نداشته باشند؟!
شما تاکنون با جد و آباء مردم کار داشتهاید و توقع دارید مردم با داماد ونوه امریکایی شما کار نداشته باشند؟!
وقتی خودتان در کاخهای شاهی مینشینید و لُنگ بندی مبارزان یمنی را به رخ مردم میکشید انتظار دارید مردم به زندگی شما کار نداشته باشند؟!
مردم وقتی نتوانند از "سیستم" خود شما انتقادکنند ناچارند به "سیسمونی"نوهتان گیر دهند! چرا متوجه نیستید؟!
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
با چه مقیاسی کنم #فطریه خود را حساب؟
"قوت غالب" رنج باشد نی برنج و نی کباب!
۱۴۰۱/۲/۱۲
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
شوخی!
در یکی از سالهای جوانی در یکی از آخرینسحریها این دو بیت بر زبانم جاری شد:
"جام آخر شد ای جامگردان
جام آورده را بر مگردان
بر مچین سفره چیدهات را
جام را دور دیگر بگردان"
...امشب یکی از اساتیدم چنین نوشت:
"سلام آقای صفوی
این شعر شما را دیشب برای چند نفر از دوستانم فرستادم. بعداز اینکه ماه رمضان سیروزه شد امروز کلی به من غُر زدهاند که واسه چی خواستی جام را یک دور دیگه بگردانه؟!!"
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
هدایت شده از همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
معلم گفت:
با چه مقیاسی کنم فطریه خود را حساب؟
"قوت غالب" رنج باشد نی برنج و نی کباب!
گفتم: آری
«قوت غالب» معلم همیشه رنج بوده و است
و فطریه اش اشک
که مدام از چشمه دل می بارد.
بی حساب
به مقیاس هستی
گفت: آری امّا
خواهم که دو چشمت را
جز عشق نگریاند.
💐معلمم روزت مبارک
🌐@hamshenasi
بمناسبت ۱۶ اردیبهشت سالگرد خاموشی حسین منزوی، غزلی را از او برگزیدم که زبان آرزوی من است:
دل من! باز مثل سابق باش
با همان شور و حال عاشق باش
مهر می ورز و دم غنیمت دان
عشق می باز و با دقایق باش
بشکند تا که کاسه ات را عشق
از میان همه تو لایق باش
خواستی عقل هم اگر باشی
عقل سرخ گل شقایق باش
شور گرداب و کشتی سنگین؟
نه اگر تخته پاره قایق باش
بار پارو و لنگر و سکان
بفکن و دور از این علایق باش
هیچ باد مخالف اینجا نیست
با همه بادها موافق باش
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
تضمین غزلی از سعدی
باز آمدی، خوش آمدی از آشیان دوست
بگشای لب، بگو سخنی از زبان دوست
دستی برآر و باز گشا ارمغان دوست
"ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست
با ما مگو به جز سخن دلنشان دوست"
اندر هوای یار پریدن چه خوش بود
دردش به جان پاک خریدن چه خوش بود
گیسو به زلف دوست تنیدن چه خوش بود
"حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از دهان آن که شنید از دهان دوست"
با ما بگو که وادی آنمهربان کجاست
بر زخم کهنه، مرهمِ "شیرین بیان" کجاست
گّرد و غبار مَوکب آن شهشهان کجاست
"ای یار آشنا علم کاروان کجاست
تا سر نهیم بر قدم ساربان دوست"
عاشق، شود به منزل معشوق رهسپار
جمعی پیاده میرود و عدهای سوار
ما قلبمان سراچه و منزل برای یار
"گر زر فدای دوست کنند اهل روزگار
ما سر فدای پای رسالت رسانِدوست"
صدها فغان که آه و فغانم زدست رفت
گریَم که گریههای نهانم زدست رفت
دامان آن عزیز زمانم زدست رفت
"دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست"
هر کس که نالههای دل زار من شنید
آدم نه، هر پرنده که در کوی ما پرید
میبیندم که هیچ ندارم به جز امید
"رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند، مگر دل نامهربان دوست"
هر بنده رنج و زخمه زجانان به جان خرد
عمری ز هجر سوزد و در غم به سر برد
جز با رضای دوست دمی بر نیاورد
"گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد
تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست"
با "خون" نوشته "عشق"، پیامِ الستِ من
آتش گشوده، ساقیِ آتش پرست من
بر پیکر نحیف من و جان مستمن
جز شعلههای آتش او نیست "هستِ" من
"گر آستین دوست بیفتد به دست من
چندان که زندهام سر من و آستان دوست"
مشکل گذر کنیم از این وادیِ گذر
بس "کاشکی" به سینه بمانَد، هزار "اگر"
صد آه در درون و بسی نقشهها به سر
کس نیست زین سرا به رضایت کند سفر
"بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست"
این نالهها که داغِ تو را بیاثر نکرد
تسکین نداد درد و دل آرامتر نکرد
در جای خالیات کلماتم هنر نکرد
تضمین من ضمانت جان از خطر نکرد!
"بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد
وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست"
۱۴۰۱/۲/۱۸
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
"شکم اندیشی"
گرسنهها که اوج عدالت را در صف نانوایی میجویند، تشنه آزادی نمیشوند.
معدههای لبالب و لبریز نیز! هر عطشیدارند جز آزادی!
در هر دوحال دستها بر روی شکماند!
"مغز"ها در "معده"ها زندانی!
و طنابِ رودهها!
برای بستنِ"فکر" بساند!
شکمهای تهی، پر از عُقده میشوند
و شکمهای پُر، خالیاز عاطفه!
دردِ شکم، به دردهای دیگر نوبت نمیدهد!
ای دانایان راستین! کجایید؟
در برابرِ
"کِظَّهظالم"و"سَغَبِمظلوم"
پیمانتان چه شد؟
۱۴۰۱/۲/۲۸
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
در حوالی خرمشهر
حالم غرقِ عَرَق است
و نبض دلم تند میزند
داغ کهنه دل تازه میشود
در فراق فاتحان مظلوم
آنها که از دیوارهای خراب
پنجره"رهایی" ساختند
و از سقفهای سوراخ، روزَنی برای روشنی گشودند.
اکنون کجایند آن رشید مردان؟
ای خرمشهر تو خود سخن بگو
ای شرجیِ غُبارین
بگو
آفتابت چرا مات است؟
کدامین دمای دمکرده
شقایقهایت را پریشان
و ستارههایت را پنهان کرد؟
ای منطقه آزاد!
ای منطق محروم
۱۴۰۱/۳/۳
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
#خرمشهر
#خرمشهر_فاتحان_و_وارثان
#آبادسازی_خرمشهر
این سخنِتکراری، همواره تکرار میشود: "نگذارید دشمن سوءاستفاده کند"
اما نمیگویند:"هرکس سوءاستفاده کند دشمن است" اگر چه در جایگاه دوست بنشیند.
۱۴۰۱/۳/۱۰
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
#مغرض_یا_معترض
#بچهها_مواظب_باشید
مرد مدارا
سیاسی باشی، انقلابی باشی، جناحی باشی و در عین حال سید محمود دعایی باشی هنر کردهای! او مرد اخلاق و مدارا بود و مظهر صلحکل سیاسی. روحش شاد.
۱۴۰۱/۳/۱۶
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi