گلچین روزگار
ترم تابستان سال ۷۶ بود، دختری دانشجو، از دانشگاه تبریز، برای گذراندن درسهای عمومیاش در دانشگاه ما مهمان شده بود و در کلاس معارف من شرکت میکرد. با آنکه رشتهاش فنی بود ولی معلومات دینی بالایی داشت. او نه تنها از کلاس من بینیاز بود بلکه گاهی پرسشگرانه و مودبانه برخی از سخنان مرا اصلاح نیز میکرد. حجابش"چادری" نبود ولی کامل بود. در یکی از کلاسهای پایانی ترم، از من پرسید: "آیا حجاب من اشکالی دارد؟"
گفتم: "اصلاً". پرسید؛ "چادر سر کنم یا نه؟"
گفتم: "اگر دوست داری"
گفت: "پدرماصرار بر چادر دارد. آیا شما هم اصرار دارید؟"
گفتم:"اگر دوست نداری نه"
با تعجب گفت: "مگر شما استاد معارف اسلامی نیستید؟! گفتم: "چرا هستم ولی اصراری بر چادری بودن شما نمیکنم" پرسید:"خانواده خودتان چادری نیستند؟"
گفتم: "هستند"
...رفت و فردایش در حالی که چادر سر کرده بود به دانشکده آمد. ولی به دلیل فوت خالهاش، اجازه گرفت و رفت.
چندی بعد پدرش با یک جعبه شیرینی به دیدارم آمد. و از چادری شدن فرزندش اظهارخوشحالی کرد. او که مهندس و مدیر مجموعه غار کتلهخور.
بود و به مسائل فرهنگی نیز علاقمند بود، گفت: "از دخترمان خیلی راضی هستیم. از درس، اخلاق و دینداریاش. فقط او در برابر چادر، که فرهنگ خانوادگیماست، مقاومت میکرد که خوشبختانه اکنون با ترغیب شما چادری شده است."
گفتم: "من ترغیبی نکردم! چونحجابش کامل بود و گمان نکنم "بیچادری" چیزی از اخلاق و ایمانش کم کند"
آن پدر که مرد دقیق و عمیقی بود. درنگی کرد و سخنم را پذیرفت و رفت.
حدود هفت سال بعد، آندانشجوی نمونه#ندا_سردسته_عالی را از دور در هواپیما دیدم که با همسر و فرزندش عازم مشهد بودند."بیچادر" بود ولی حجابش همچنان کامل.
... افسوس
تازه مطلع شدم که آن دانشجوی نمونه هشت سال پیش، در اثر بیماریی سخت، چشم از این جهان فرو بسته و به سرای جاودان شتافته است. شرمندهام از بیخبری خودم و در شگفتم از خوش سلیقگی گلچین روزگار ...
...روحش شاد.
۱۴۰۱/۴/۳۰
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
"بد حجاب" و "بدحساب"
سرهای "بیسرپوشِ" را دیدی، تنهای بیتنپوشِ فقیران را نیز بنگر!
گیسِ پریشِ آن زنِ گَدا را، چارچشمی پاییدی،
کیسه خالیاش را نیز بنگر!
به او نان دادی یا تذکر؟
ای چشم باریک بین!
"بد حجاب"ها را دیدی"بدحساب"ها را نیز بنگر!
از "بزهکاران" بسیار گفتی، از اَبَر"بدهکاران" بانکی نیز اندکی بگو !
آیا جدول اهداف را وارونه نگرفتهای؟!
ما در طلبِ"آزادی" جوانیها دادهایم، در راه"عدالت"جوانها فدا کردهایم، بر ضد فساد و تبعیض خونها بخشیدهایم! گمان کردهای اینهمه هزینه تنها برای حجاب بوده است!
گیریم اینگونه باشد. گیریم تنها نُمادِ حق و تنها نمودِ عدل و تنها عمودِ دین "حجاب" است و بس!
اکنون بگو این"یگانه هدف" را تا کجا رساندهای؟!
آری بر سرِ مجربان تلویزیون چادر نهادهای اما حجابِ "جام جم" را چه کردهای؟!
ای چشمِ مو شکاف!
گیرم "مویِ"سرِ دختران را مهار کنی! با"تویِ" سرشان را چهکار کردهای؟
۱۴۰۱/۴/۳
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
#ظلم_سیاسی
#فساد_سیاسی
#فسادهای_بالابرنده
#عاشورا_جنایت_قدرت
از پستی و مستیِ یزید فراوان گفتهاند. اما مگر هر پستِ مستی میتواند چنان جنایاتی کند؟ آن چه یک "مست" را میتواند "جانی" کند، "قدرتِ" او ا
ست."قدرت" فاسد شدنیترین، بلکه فاسد کنندهترین ماده جهان است حتی قدرتِ مشروعِ بیمهار میتواند جنایتها کند. چه رسد به قدرتی که از پایه دزدانه به دست امده باشد.
یزید پیش از خلافتش نیز خلافکار بود ولی پس از "قدرت" بود که آن جنایتها را آفرید. افسوس که جامعه ظاهربین، تنها بر دامن آلوده یزید میچسبد و آلودگیِ قدرتش را نادیده میگیرد و بر استبدادش چشم میبندد ولی تا دلتان بخواهد از میمونبازی، سگپروری و قماربازیاش ناله میکند و گاه حرامزادگی"را عامل جنایاتش میداند و او را "ولدِ نامشروع"میخواند غافل از آنکه "ولیِّ نامشروع" اگر حلالزاده و زاهد زمانه نیز باشد، به هولناکترین جنایتها دست میزند. غصب قدرت نه اولِ جنایت، بلکه اولین و بالاترین جنایت است."حکومتِ دزدانه"- که غیر از "حکومتِ دزدان" است - سراسر بر بیداد استوار است و هیچگاه با عدل و داد سازگار نمیشود.عاشورا، جنایتِ چنین قدرتی است. قدرتِ نامشروع، فاسد و بیمهار.
۱۴۰۱/۴/۱۴
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
#اتهام_امام_حسین(ع)
#عاشورا
#ظلم_سیاسی
#عاشورا_و_دلخوشی_ما
#یزید
#پروندههای_یزید
#سابقه_ستیزی
#ظلم_سیاسی
#خط_قرمز_امام_حسین
#تفاوت_شبیهسازی_و_شبیهخوانی
#فسادهای_بالابرنده
#آیا_حسین_من_تویی
#جنگ_عاشورا_تحمیلی_یا_انتخابی_؟
...#و_حسین(ع)
...برخاست "ایستاد"
در رد گونهای ز"نشستن"
"قیام" کرد
برضد آن "جلوسِ"
آن "زورگیریِ بیعت"
نه اولِ جنایت و آغاز یک خطا
بل اولین جنایت و بالاترین جفاست.
آن شیوه خلیفگیِ ارثیِ پلشت
هر "زید" را یزید کند
هر "آل" را "زیاد"!
دیگر چه فرق میکند آن غاصب مُقام
مَستِ شراب باشد، یا غرق مُشکِ ناب!
۱۴۰۱/۵/۱۶
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
#اتهام_امام_حسین(ع)
#عاشورا
#ظلم_سیاسی
#عاشورا_و_دلخوشی_ما
#یزید
#پروندههای_یزید
#سابقه_ستیزی
#ظلم_سیاسی
#خط_قرمز_امام_حسین
#تفاوت_شبیهسازی_و_شبیهخوانی
#فسادهای_بالابرنده
#آیا_حسین_من_تویی
#جنگ_عاشورا_تحمیلی_یا_انتخابی_؟
#دینداری_و_بیداری
#عاشورا_اعتراض_به_داخل_یا_خارج
#عاشورا_و_فساد_دین_رسمی
#عاشورا_و_دلخوشی_ما !
اعتراضِ اساسیِ امامحسین(ع) قبل از آنکه به شخصیتِ #یزید باشد، به بدعتِ ننگین معاویه بود که خلافت را موروثی و تبدیل به سلطنت کرد. یعنی اگر یزید، هیچ فسق آشکاری هم نداشت، باز امام در برابر این"شیوه انتصابی" ساکت نمی نشست.
ولی ما ایرانی ها که باحکومت های موروثی اُلفتِ دیرینه داریم در تحلیل عاشورا متاسفانه با این کودتای فرهنگی و خشت کجی که سرنوشت و تاریخ مسلمانان را به کژراهه برد، کاری نداشته ایم و بیشتر به کودتای نظامیِ شخصِ یزید حساس بوده ایم. آن هم با نگاهی سطحی و ظاهری،"سگ بازی" و "کفتر بازیِ" او را بسی بدتر از "خودکامگی"، و "سرکوبگری" او دیده ایم!
اکنون ما به همین خوشیم که دیگرحاکمانی "باده گسار" ، "مطرب" و "میمون باز" نداریم. و نام حسین(ع) به نیکی و نام یزید به زشتی برده می شود و پرچمِ حسینی بر مناره ها می جُنبد وگنبدِ زرینش می درخشد و اقیانوسی پرخروش از سیاه پوشان "لبیک یا حسین" می گویند و جامعه ای داریم که حتی رییس جمهورش در هیات دولتش نیز روضه می خواند.
این ها همه خوبند ولی سهم ناچیزی از آرزوهای عاشورا را دارند و متاسفانه ما را چنان خوش خیال کرده اند که گویی همه ی درس های عاشورا را پیاده و همه داغ و دغدغه ها را از دل امامحسین (ع) پاککرده ایم.
غافل و بی خیال از این نکته که آن حضرت یک قدرتی را نشانه گرفت که با روشی نامشروع به چنگ آمده و روزگارِ یک امت را در طول تاریخ سیاه کرده است.
۹۷/۶/۲۵
سید زین العابدین صفوی
@zeinoddin43
مال مردم را
با دو دست میخورند
از یککاسه "فولادی"
"مبارک" باشد!
هر چند، هر از چندی
یکدیگر را بشُویَند
در یک لگنِ آلوده
... اینقدر"این دست-آن دست" نکنید
و این همه "این دولت-آن دولت"(!)
تاریخ هردو را "یکدست" خواهد دید و کالایشان را "دَرهم" خواهد خرید!
هم امتیازها را، هم اختلاسها را !
چشم گرسنهها، نه سلمان فارسی میشناسد نه سلمانرشدی !
بلکه "خاوری"هایی را میبیند که در "باختر" کیف میکنند!
۱۴۰۱/۵/۳۱
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
#نظام_هموژنیزه
#درد_پزشکی!
اندیشه "تعمیم طبابت"، بزرگترین رنج دانش پزشکی است.یعنی در همه چیز متخصصان نظر بدهند ولی در پزشکی، همه!
شگفتا کسانی که در باغ خود گُلی نکاشتند و بَری برنداشتند اکنون چه بیهراس در میدان درمانگری می تازند!
بی گمان آثار این ولنگاریِ علمی در آینده گریبان جامعه را خواهد گرفت. کافی است، از مدیریت غلط "زیست محیطی" عبرت بگیرید.
نکند این سیاست های غلط را نیز به گردن بیگانگان میافکنید؟!
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
#روز_پزشک_شب_بیمار
#حوزه_و_طب_سنتی
عشق شادی است ، عشق آزادی است
عشق آغاز آدمیزادی است
عشق آتش به سینه داشتن است
دم همت بر او گماشتن است
عشق شوری زخود فزاینده است
زایش کهکشان زاینده است
تَپِشِ نبض باغ در دانه است
در شب پیله، رقص پروانه است
زندگی چیست ؟ عشق ورزیدن
زندگی را به عشق بخشیدن
زنده است آن که عشق می ورزد
دل و جانش به عشق می ارزد.
هوشنگ ابتهاج
@zeinoddin43
شعری از قیصر امینپور، تقدیم به چشمهای بیسوی منصور عزتی، فرمانده با اخلاق جبههها
"این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:
چشمهای من به جای دستهای تو
من به دست تو آب می دهم
تو به چشم من آبرو بده
من به چشمهای بی قرار تو قول می دهم:
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم!"
@zeinoddin43
سرزمین حسین(ع)
چهار سال پیش، برای سفر به کربلا
از زیر قرآن و از زیر باران متلک روشنفکران رد شدم. گوشم از گوشهای شنید که "تو نیز برو در سیاهیلشگرِ عوام گم شو!" کربلا که جایخود دارد اما تاریخ و جغرافیِ عراق ذهنم را میگَزَید و مرا به سویخود میکشید. در این سوی مرز "کله قندی"،"قلاقیران" و "قلاویزان"، در مسیرم سبز شدند و فرمانِ "ایست" دادند و ساعاتی مرا به آغوش خاطرات کشاندند. ماهورهای آن سوی مرز نیز، جایگاه توپها وتانک های جنگ را در ذهنم زندهکرد.
در میان جمع، تنها بودم. برای "تنهایی" همین بس که زبانِ دلت "ترجمه" نشود و چهره کسانی را ببینی که سالها بر سرت آتش ریختهاند و برادران و دوستانت را از تو گرفتهاند.
شبی در"حیدریه" با یک فرمانده عراقی در یک خانه، مهمانشدیم. او میگفت: "کنت مدربا"(مربی بودم) و در پادگان آموزشِ نظامی میدادم. با او صمیمیتر که شدیم، جای زخم عمیقی را در ساق خود نشان داد و گفت: "تذکار بسیط منکم!" (این هم یک یادگاری کوچک از شما !) این راگفت و بیدرنگ دست در گردنم انداخت و صورتم را بوسید و با صدایی شکسته گفت: "حّبُّالحسینِ یَجمَعُنا"
... و صبح بعد، یک نوجوان خوش صدا و سیما" از ما پذیرایی میکرد و قصیدهای حزین میخواند. معلوم بود اهل ذوق است و احساس. من به پاسِ سپاس، از عراق تعریفی کردم و گفتم: "عراق، اَرضُالرّافِدَین". اما او مهربانانه پاسخم داد: "عراق، اَرضُالحُسَین"
۱۴۰۱/۶/۱۶
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi
ای ستم ستیزهای اربعین
گریه میکنم برای او که صبح زنگ زد و در میان گریه گفت:
"در اداره شما، از ستم تکیدهام"
گفت: لحظهای مرا به جای دخترِ غمین کربلا گمان کنید.
ای ستم ستیزهای اربعین
ای ستم ستیزها، در تمام کوچههای قرنها!
هیچ دیدهاید حالِ کوچههایتان، ادارههایتان چگونه است؟
۱۴۰۱/۶/۱۶
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
اینستاگرام:
@seyed_zeinolabedin_safavi