دروغ "در جنگ" و دروغ "برای جنگ"
اخبار جنگی از زبان طرفینِ درگیری، نمیتوان کاملاً بیطرفانه باشد. هردو جبهه، اخبار را به سود خود قیچی، گزینش، و گلچین میکنند و برای فریب دشمن دست به دروغهای کاربردی میزنند.. اما آیا این اشتراک، دوطرف را به یک اندازه "ضد اخلاق"میکند؟
پاسخ مثبت نیست زیرا اگرچه دروغ دروغ است اما درجاتی دارد. دروغی که طرفِ متجاوز، به آن دست میزند، در شرایط عادی و یک دروغ ابتداییاست. او برای آغاز تجاوزش به یک فریب بنیادین و یک تهمتِ پایهای دست میزند که اساس تجاوز بر روی آن بنا میشود. دروغی که فراتر از حیلتهای جنگی و غافلگیریهای تاکتیکی است. دروغ ابتداییِ متجاوز، "آتش تهیه" برای یک جنایتِ بزرگ است و در قواره فریبهای معمولی در جنگها نیست بلکه تهمتی است برای آغازِ شقاوتِ بزرگی به نام تجاوز.
تجاوز نه فقط بر پایه یک دروغ بنا میشود بلکه خود عینِ دروغ است. اخبار درستِ تجاوز نیز متجاوزانه و خبیثانه است. در واقع این دروغ، علاوه بر دروغ بودن، به عنوان مقدمه تجاوز، در زشتیِ آن نیز شریک است زیرا در افکار عمومی از قُبحِ تجاوز میکاهد و جامعه را به نقطهای ازجوش و هیجان میرساند که فرصتی برای سنجش خبر باقی نمیمانَد و بزرگیِ خطر و خبر، درجه کذبِ آن را می پوشاند. دروغهای بعدی را کوچک" و "بخشش پذیر" جلوه میدهد.
در این باب، تجاوز ۲۰۰۳ امریکا به عراق را شاهد میآورم که با یک دروغِ بزرگ و ابتدایی آغاز شد و آن این که صدام حسین دیکتاتور عراق به سلاح هستهای دست یافته است. ادعایی که پس از سقوط صدام و پایان جنگ دروغ بودنِ آن بر همگان ثابت شد. جالب تر آنکه امریکا این تجاوز را "جنگ تمیز" نامگذاری کرده بود! اما این دروغ بزرگ در سایه خبرهای پیدرپیِ جنگی گم شد و رسانههای غربی آن را در ردیف دروغهای "درون جنگی" ارزیابی کردند که در جبهه مقابل نیز وجود داشت!
۴۰۵/۲/۱۴
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
زمانه جنگ
و
بهانه جنگ
خبر خوانیِ یک جنگجو، تنها برای"اطلاع رسانی" نیست. گویندگیِ او بخشی از رزمندگی او است. به آنگونه که در پوششِ "اخبار"، از جبههدشمن "توانکاهی" میکند و برای جبهه خودی، "روحیه" میآفریند.
گزارههای جنگی، جملههایی به ظاهر"خبری"اند و اما "انشاء" نیز میکنند و در پوشش "توصیف" جنگ "توصیه"های جنگی نیز دارند.
این گویشِ ویژه، در هر دو سوی جنگ جاری است. هر دو طرف با گزینشِ گزارشها، ذهنِ مخاطب را آنچنان"خبرباران" میکنند تا مخاطب را به اوج انگیزش برسانند. این "بارشِ خبری" لازم نیست حاوی اخبار کاذب باشد ولی لازم هم نیست همه صادقها را در برگیرد و بخشهای خاصی از آن ماهرانه قیچی نشود.
یک خبرنگارِ وطن دوست، اخبارِ جنگیِ کشورش را نه مانندِ یک داورِ فوتبال بلکه مانند هوادارِ یکیاز تیمها گزارش میکند. او خبرهای جنگی را مانند گزارشهای پژوهشی و علمی علمی بیکم و کاست منتشر نمیکند. بلکه خود را در این ملاحظه بزرگ مییابد که جبهه خودی را تضعیف نکند و ناکامیهایش را جار نزند. آیا کسی را دیدهاید در وسطِ زد و خورد و فحاشی، به نقاط مثبتِ دشمنش نیز اشاره کند؟!
اخبارِ جنگی انگیزشی است و اخبار انگیزشی، همواره "گزینشی"اند و این شیوه در زمانه جنگ، طبیعی است و کسی را از این جهت سرزنش نباید کرد.
اما جای دریغ و افسوس آنجاست که یک رسانه خود را همیشه در" وضعیت جنگی" ببیند و به این بهانه، به سانسور دائمی دست بزند و مخاطبانش را از "حقایق" جامعه و "حقوق"فردی محروم کند. یکطرفه گویی، ایجاد حباب اطلاعاتی، ایجاد برخی از محدودیتها و مسدودیتهای ارتباطی در "زمانه جنگ" پذیرفتنی است اما به "بهانه جنگ"، هرگز!
۴۰۵/۲/۱۵
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43
چوپانِ راستگو!
(یادداشت قدیمی)
اگر ملتی شخصیت مسئولانش را صادق بداند، بر پنهانکاریها و حتی بر دروغگوییهای آنان رنگ دلسوزی و مصلحت میپاشد. ولی اگر آنها را صادق نداند بر راستگویی هایشان نیز اَنگ نیرنگ میزند. زیرا ما همواره با دو نوع دروغ سر و کار داریم :
۱-دروغِ "خبری" که در آن، شخصیتِ گزارشگر را صادق می دانیم ولی خبری را که به او داده اند دروغ می دانیم. در اینجا صداقت شخص هیچگاه زیر سوال نمی رود.
۲ دروغ "مخبری" که در آن، شخصیتِ گزارشگر دروغگو است! حتی اگر خبر درستی نیز بگوید صادق شناخته نمیشود. قرآن منافقان را اینگونه وصف میکند. آنها وقتی سخنِ درستی هم در زبان داشتند و به پیامبر (ص) می گفتند"تو فرستاده خدایی" در همان حال قرآن آنها را دروغگو میخواند.
این دروغ هیچ ربطی به ماهیتِ خبر و سخن ندارد بلکه وصفی برای اشخاص است. از چنین اشخاصی هیچ سخن راستی نیز پذیرفته نمیشود چونخودشان دروغند نه سخنشان! فراموش نکنیم که آن چوپان نگون بخت نیز در حالی زیان کرد که راست میگفت.
۹۸/۱۰/۲۳
سید زین العابدین صفوی
@zeinoddin43
صدا و سیما
خندانِ فرهنگی، عبوس سیاسی
چندی است که مسئولان، مهربانانهتر سخن میگویند. یعنی مانند دورانِ انتخابات حرف میزنند! همه جوانان را در هر پوششی فرزندان خود میخوانند. بر شیپور دگرگونیها کمتر میدمند. صدا و سیما چهرههای رنگارنگ را نشان میدهد دقیقاً مانند زمان انتخابات!
رادیو و تلویزیون "صدا"و "سیما"ی راستینِ نظام است و ظاهرش باطنِ واقعیِ حکومت است چندی است "دگرباشان" و"دگرپوشان"را نیز پوشش میدهد.
به رسمیت پذیرفتنِ تنوع ملی در جعبه تلویزیون، بسیار مبارک است مشروط بر اینکه سیاست را نیز در بر گیرد. اما افسوس که صدا و سیما در باره"دگراندیشانِ" سیاسی برعکس رفتار میکند.
به آزادیهای فرهنگی تبسم میکند تا بتواند به مطالبات سیاسی اخم کند! همانند یک حزبیکه برای پیروزی بر رقیب سیاسی، حاضر است با همه رقیبهای فرهنگی ائتلاف کند. این سازمان با این اطوار "ملی" و "مردمی" نخواهد شد زیرا ملت و مردم فقط پوشش متفاوت از حکومت ندارند. بلکه دیدگاه سیاسی مغایری نیز دارند. اما مطالبات سیاسی برای صدا و سیما مطلوب نیست. گویی برخی از سیاسیون، حق حمایت از ایران را نیز ندارند.
صدا و سیمای نظام، همچنان بیراهه می رود و همچنان بر انسداد سیاسی پای میفشارد.
حاکمیتی که همیشه به "عموم" نیاز دارد روا نیست رسانه عمومیاش را اینقدر"خصوصی" کند. کشوری که بزرگترین سرمایه و بالاترین ادعایش "مردمی بودن" است، باید هر از چندی سیاسیونِ منتقد را دست کم در رسانهاش نمایشدهد. اما صدا و سیما- که پیشانیِ نظام است- چنبرههای سیاسیاش را دم به دم تنگتر میکند. اگرچه درباره مخالفان اجتماعی و فرهنگی، با خوشخندی اَدای عموم گرایی در میآورَد ولی در باره منتقدان سیاسی همچنان عبوس است و بسی تنگ چشمانه رفتار میکند.
۴۰۵/۲/۱۸
سید زینالعابدین صفوی
@zeinoddin43