|دفترچهزیتون
شاید باید توی راه مشهد تمومش می کردم تشییع پیکر شهید عبدالهی در روز شهادت امام رضا ع بوده امیدوارم د
باورتون میشه
رفتم
سه چهار ساعت گشتیم
ولی نشد برم سر مزارشون
حس اخلاص میگیرم از این کارشون
انگار گفتن من هماهنگ میکنم شما بیاید
ولی دوستان هستن، حتما نیاز نیست پیش من تشریف بیارید..
چمیدونم تو ذهن من این چیزا میگذره
تازه به این فکر کردم کاش یه قطعه بود مخصوص شهدای معروف
دونه دونه سنگ قبر ها رو که میدیدی میگفتی عهه اینو میشناسم
ولی خب کیفش به اینه که لابهلای مزار ها بگردی دیگه...
|دفترچه زیتون🌿
قسمت آخر فصل آخر رو دیدم
در صورتی که هنوز وسطای فصل دو ام
و الان دیگه نمیتونم ادامه بدم
اینکارو نکنید💔
تنش
در خانواده ما
در هرلحظه مشهود است...
هر اتفاقی که دیگران با آرامش حل میکنند،
راه حل دارد،
یا حتی اصلا مشکلی نیست،
در خانوادهِ ما با یک عالم داد و فریاد و اضطراب همراه میشود.
سفرِ کوتاهِ امروز
با بیدار کردن های پر تنش، شروع شد.
اما خانواده ما بعد از تنش، آرام نمینشیند و عملکرد تک تک افراد در دوران تنش را بررسی میکند.
مثلا اینکه بخاطر چه کسی، مثل همیشه دیر راه افتادیم، یا چه کسی سریع تر از همه آماده شد...
مثل سفر های گذشته
با یک کتاب در بقچه ام راهی ام
و البته با ۱۰ قسمت سریال...
امیدوارم در این سفر کوتاه، کتاب طلسم شده دکتر فرانکل را هم به پایان برسانم.
|دفترچه زیتون🌿
با وجود اینکه لیست بلند بالایی برای تابستون آماده کرده بودم
الان به این فکر میکنم که چرا بیشتر راجبش فکر نکردم.
تقریبا خیلی هاشو انجام دادم
اکثرا اون کوچولو ها رو
و خیلی هاش تا نصفه
و یه سری هاش بیخیال شدم
و الان چند روز وقت دارم که کارهای جدید به ذهنم برسه
و کار های نیمه تموم رو تموم کنم.
|دفترچه زیتون🌿
دکتر فرانکل عزیز
تا اینجا ۶۵ درصد از کتاب فاخر شما را مطالعه نمودم.
خدا میداند که در این سفر قصد داشتم کتاب را به پایان برسانم.
ولی امان از این حاج آقاهای اتوبوس.
اینجا نیستید که ببینید راجب چه چیزهای مضحکی صحبت میکند.
البته مضحک به معنای خنده دار
پس بد نمیگذرد
البته که قطعا با کتاب شما بیشتر خوش میگذشت...
خلاصه که عذر من را بپذیرید...
دوستدار شما؛
زیتون
|دفترچه زیتون🌿
https://eitaa.com/yaminpour/4990
داشتم فکر میکردم که باید در لحظات آخر تابستانم چکار کنم که بیشتر خوش گذرانده باشم...
که این پیام را دیدم.
و حالا فکر میکنم که باید با باقی روز های زندگی ام چکار کنم...
باید با ثانیه های زندگی ام چه کنم...
نه فقط برای رسیدن به شادی
برای زندگی
|دفترچه زیتون🌿
من فکر میکردم دارم ۱۶ سالگی رو زندگی میکنم
ولی ۱۷ سالگی..
چقدر بزرگمم
باید حریص تر باشم توی
استفاده از ثانیه ها
https://eitaa.com/yaminpour/4991
پارسال من با چند پدیده آشنا شدم که یکی از اونا مسئله ورزش و پیگیری از مسابقاته
من اصلا فوتبالی نبودم و نیستم
و طبیعتا تو خانواده فوتبالی بزرگ نشدم
ورزش تو خانواده من همیشه جایگاه فرعی داشته و برای سلامتی و تناسب اندام بوده
ولی پارسال بین همکلاسی هام یه عالمه بحث فوتبالی شنیدم
و آدم هایی رو دیدم که فوتبال نگاه میکنند
و دنبال میکنند.
بعدتر دیدم اونها پیگیر تیم فوتبال، والیبال و بسکتبال هستن
چه بخش نوجوان و چه جوان
اونها پیگیر برد و باخت های تیم های کشور هستن
و حالا که فکر میکنم...
_______________________
اصلا بحث علاقه داشتن به اخبار ورزشی نیست
قهرمان جهان شدن توی مسابقات ورزشی
فقط یه مسئله ورزشی نیست
پیگیری نکردن این مسائل
با ورزشی نبودن
توجیه نمیشه
ماها باید پیگیر باشیم.
همین آقای یامین پور
نمیدونم توی چه رشته ای
ولی استاد دانشگاهه
نویسنده است
و قطعا هزارتا کار داره
که بهانه کنه
برای خبر نداشتن از مسابقات و برد و باخت ها
ولی ما همه باید راجب برد و باخت های کشورمون توی هرمسئله و مسابقه ای خبر داشته باشیم
این یه وظیفه حساب میشه
برای کسی که خودش رو اهل اون کشور میدونه
تصمیم گرفتم بیشتر بدونم راجب اینجور افتخار ها
و بیشتر پیگیر باشم
پیگیر البته
نه درگیر
|دفترچه زیتون🌿
حس میکنم با هیچ کجا پیوند ندارم
به هیچ جمعی متصل نشده ام
کاش حداقل تو بودی
من به هیچ کسی مربوط نمیشوم
|دفترچه زیتون🌿
|دفترچهزیتون
حس میکنم با هیچ کجا پیوند ندارم به هیچ جمعی متصل نشده ام کاش حداقل تو بودی من به هیچ کسی مربوط نمی
مگر نام این آزادی نیست؟
که از بند دیگران رها باشی
و هیچ چیز پر و بالت را نگیرد
که بتوانی با فراغ بال پرواز کنی
و اوج بگیری
و البته که تنها شوی...
|دفترچه زیتون🌿