🍃پر از حرف خالی از واژه🍃
گاهی اتفاق میافتد، حرف زدنم میآید ولی حوصله حرف زدن با کسی جز خودم را ندارم! واژهها در ذهنم رژه میروند و در مقابل افراد میایستند اما لبانم تکان نمیخورند!
من زیاد با خودم حرف میزنم، یعنی آنقدر که در ذهنم آدمهای مختلف ساختهام و با آنها حرف زدهام و عکسالعملهاشان را دیدهام؛ در واقعیت با آنها ارتباط برقرار نکردهام! حتی با این کار غصههایم را پوشاندهام و کارها را بازسازی کردهام تا در واقعیت ترسی از آن نداشته باشم! تا حدودی این حرکت کارساز هم بوده و مواجهه با تجربه جدید، کمتر برایم شوکآور بوده است.
حتی گاهی در ذهنم با آدمهای خیالی مشاجره هم کردهام و آنقدر انرژی صرف کردهام که وقتی به حالت عادی و دنیای واقعی بازگشتهام، احساس خستگی داشتهام.
شاید این حالت برای نوشتن خوب باشد ولی گاهی در دنیای واقعی واژه کم میآورم؛ گاهی حس میکنم این حرفها را زدهام و حرفهایم تکراری است.
میگویند نویسندگان و فیلمسازان هم شخصیتهای ذهنی، زیاد دارند و همین کشمکشها و نزاعهای ذهنی و درونی به آنها کمک میکند تا شخصیت پردازی داستانهایشان بهتر شود.
گاهی آنقدر به شخصیتها فکر میکنم که از فضا غافل میشوم؛ فکر میکنم علاوه بر شخصیت، فضاسازی هم مهم است.
کاش مثل آن شرلی بودم چقدر خیالپرداز و رویایی بود. تصویرسازیهای او با دیالوگهای ساختگی ذهنی خودم یک رمان بینقص میساخت.
جملهٔ دلچسبی است، زیاد این جمله را تکرار میکنم:« پر از حرفم خالی از واژه...»
✍️نجمه صالحی
#نیمهشب_جمعه۴۰۰
#بهوقتدلتنگی
ـــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ
@javal60