eitaa logo
یادداشت‌💌✍
386 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
116 ویدیو
17 فایل
تالیفات 📚 ۱عملکرد بانوان راوی‌شیعه عصر ابناء الرضا(ع) ۲روش‌های آموزش صید مروارید علم ۳زمزمه‌ قلب من ۴بر دین‌حسین ع ۵ره‌آورد پژوهش۲ ۶تاریخگذاری روایات وحی نجمه‌صالحی: مدرس‌حوزه و دانشگاه @salehi6 🌐ویراستی https://virasty.com/najmehsalehi
مشاهده در ایتا
دانلود
همجوار بانو ✍️نجمه صالحی روی ستون روبرو نشسته‌ام و زیباترین تصویرهای جهان مقابلم نقش می‌بندد. نسیم بهشتی چهرهٔ خسته هر بیننده‌ای را تر و تازه می‌کند. عده‌ای در امواج سنگین دریای متلاطم زندگی، راه را از طریق نور سبز فانوس حرم یافته‌اند و به این ساحل امن پناه آورده‌اند. از اطراف صدای آهسته زمزمه و گریه به گوش می‌رسد و از فاصله‌ای دورتر صدای بلند مردانه ای که ختم صلوات می‌کند .زائری نیز کام خود را با ذکر" یا فاطمه المعصومه اشفعی لی فی الجنه"شیرین کرده است. از کنارم خانمی عبور می‌کند و صدای خش خش پلاستیک و بوی ناخوشایند لباسش نظرم را جلب می‌کند. خود را با فشار زیاد به شبکه‌های فولادی می‌رساند و دستش را به آن‌ها قفل می کند. گل‌های اطراف شبکه‌ها که زنجیروار به هم متصل هستند و مانند پیچک مارپیچ بالارونده راه را تا رسیدن به گل‌های بهشتی طی کرده‌اند، انگار عطر و بوی بهشتی گرفته‌اند. با لمس این گل‌های نقره ای و گره خوردن دست در شبکه‌های فولادی این عطر بهشتی به انسان‌ها نیز هدیه می‌شود و نور بهشتی در چهره زائران هویدا. از میان زائرین پارچه‌ای به سرعت به سوی سقف ضریح پرتاب می‌شود و کنار یکی از گلدان‌های بزرگ طلایی قلمکاری می‌افتد. گلدان هایی که لطافت و پویایی زندگی را جلوه گر هستند.تاج طلایی بالای ضریح، چه زیبا قدرتش را به رخ زمینیان می کشد. در پایین ضریح دختری چادر مادرش را محکم گرفته و با تعجب اطرافش را تماشا می‌کند و خود را روی سنگ‌های مرمری سُر می‌دهد. خانمی با سرعت از کنار او عبور می کند. پایش به پای دخترک گیر می کند، نزدیک است به زمین بخورد که تعادلش را حفظ می کند. خادمی که با صدای آرام و دلنشین زائرین را راهنمایی می کرد، پرک به دست، کنار دخترک آمد،شکلاتی به او داد و او را آرام از زمین بلند کرد. با صلوات بلند خانمی، سرم به سوی او می‌چرخد. نگاه او بر روی کتیبه‌هاست جملات زیبا روی کتیبه‌ها و خط زیبای نستعلیق قلم کاری شده و آیات سوره انسان شکوه وصف ناپذیر خاندان پیامبر و ویژگی ابرار و بهشت پاداش نوید می‌دهد. با دعای "یا فاطمة اشفعی لنا فی الجنه" که زینت بخش اطراف ضریح است، صدای آمین فرشته‌ها را می‌شنوم و می‌بینم که بانوی کرامت به شوق دیدار آغوش گشوده و زائران همچون پرندگانی به سوی او پر می‌کشند. با صدای تلق و تولوق، نگاهم به سوی صدا چرخید. پسرکی با کاپشن سورمه ای کنار کتابخانه حرم ایستاده است. مهرها ی کوچک و بزرگ این دوستان عزیزم را زیر و رو می کرد و می‌خندید.با نگاه تند مادرش از این کار دست کشید و ناراحت به سقف خیره شد. نگاه من هم به سقف گره خورد. آیینه‌کاری های سقف، نور لوسترها را مضاعف کرده بود.پسرک با انگشتان کوچکش آینه ها را می‌شمرد. سر و صدایی از پشت سرم شنیدم. خادم ها برای نظافت آمده بودند یکی از آنها کنارم آمد و من را از کنار ستون برداشت و در جامهری گذاشت. نفسی تازه کردم، عطر و بوی اینجا را هیچ جا استشمام نکرده ام. سلامی به دوستانم کردم و نگاهم به بالای سرم بود. دوباره منتظر نشستم تا با دست زائری از خانه‌ام بیرون بیایم و به تماشا بنشینم. چه خوب است که اینجا هستم. اینجا باید با وضو وارد شد! اینجا حرم امن اهل بیت پیامبر (ص) است! اینجا بوی بهشت می‌دهد! اینجا خود خود بهشت است!! اینجا حرم دختر موسی بن جعفر (ع)، فاطمه معصومه (س) است! 🕊السلام علیک یا فاطمة المعصومه اشفعی لنا فی الجنة🕊 ــــــــــ❁●❁●❀❀●❁●❁ـــــــــــ @javal60