eitaa logo
زندگی پس از زندگانی
74.8هزار دنبال‌کننده
5.5هزار عکس
6.8هزار ویدیو
171 فایل
هدف از تشکیل این کانال انتقال پست های برنامه زندگی پس از زندگی هست و پست های مرتبط کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما 🤝
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی پس از زندگانی
من از چیزهایی که می دیدم و طوری که همه چیز به نظر می آمد شگفت زده و گیج شده بودم. از ذهنم خطور کرد ک
من درک کردم که هر کسی که می میرد یک راهنما دارد. فقط بعضی از ارواح چنان در دنیای خود غرقند که هیچ وقت متوجه این راهنما نمی شوند. به عنوان مثال افرادی را می دیدم که سالیان زیادی بود که مرده بودند ولی هنوز نگران اموال خود یا مسند خود یا چیز دیگری از دنیا بودند و متوجه نبودند که مرده اند و روح آنها هنوز در دنیا و روی زمین اسیر بود. فهمیدم که هرگونه وابستگی دنیائی شدید می تواند روح ما را حتی بعد از مرگ اسیر خود نگاه دارد و از صعود آن جلوگیری کند. افرادی را دیدم که خودکشی کرده بودند و شرایط آنها از همه بدتر بود. آنها کاملاً در اسارت به سر می بردند و امکان ارتباط با کسی را نداشتند. گاهی ارواح آنان برای سالیان دراز عزیزان و نزدیکانشان در دنیا را که در اثر خودکشی آنها ضربه زیادی دیده بودند سایه وار تعقیب می کردند و سعی در معذرت خواهی و طلب بخشش از آنها داشتند، ولی هیچ فایده ای نداشت و صدای آنها شنیده نمی شد. تمام اینها را راهنمای من به من نشان می داد و توجه من را به افراد مختلف جلب می کرد. سپس او توجه من را به صحنه های دیگری معطوف کرد که مانند یک فیلم جلوی من شکل می گرفتند. این ها صحنه های زندگی من بودند که از ابتدا به من نشان داده شدند. من زن جوانی را دیدم که باردار بود و خودم را دیدم که به صورت امواجی وارد بدن او شدم. این مادرم بود که با من حامله بود. احساس می کردم من در تمام جهان هستم ولی به نوعی قسمتی از من متمرکز شده و وارد بدن مادرم شد. احساس من اتصال بود، اینکه همه چیز به هم وصل است و آغاز و پایانی وجود نداشته و ندارد. من نمی توانم به درستی بگویم در چه مرحله ای از بارداری این اتفاق افتاد ولی فکر می کنم مدت زیادی قبل از زایمان مادرم بود. یک مثال در مورد مرور زندگیم این بود که وقتی بچه بودم به یک پسر بچه در خیابان آزار و اذیت زیاد جسمی و روحی وارد کردم. او به گریه افتاد و من ترسیده و فرار کرده و به خانه بازگشتم و در اتاقی پنهان شدم. در مرور زندگیم دیدم که در اثر درد و گریه این بچه نوعی انرژی منفی از او به اطراف صادر می شد که رهگذران و حتی گنجشگان و پشه ها از آن تأثیر منفی دریافت می کنند. من می دیدم که حیات در همه چیز وجود دارد و تقسیم بندی ما در مورد موجودات زنده و غیر زنده از دید و نگاه دنیوی ماست و در حقیقت همه چیز زنده است. من دیدم که هرگاه آزاری به کسی وارد کرده ام در حقیقت به خودم آسیب زده ام و در حقیقت خدمتی به او کرده ام زیرا او در برابر این آزار من خیر و رحمتی بیشتر در جائی دریافت کرده است. همچنین هرگاه به کسی کوچکترین محبت و خوبی کرده بودم، حتی یک لبخند کوچک، در حقیقت به خود خدمت کرده بودم. به عنوان مثال وقتی 10 ساله بودم، ما و بقیه اقوام یک اتوبوس دربست کرایه کرده بودیم تا به مشهد برویم. یکی دیگر از اقوام ما با ماشین شخصی خود که یک بنز قدیمی بود به دنبال اتوبوس می آمد. در جائی از راه اتوبوس خراب شد و ما برای تعمیر آن چند ساعتی متوقف شدیم. آن خویشاوند صاحب بنز ما ظرف آبی را به من داده و گفت که بروم آن را از چشمه ای که در آن نزدیکی بود آب کنم. من ظرف را آب کردم ولی برای من که بچه بودم حمل آن کمی سنگین بود. من در راه تصمیم گرفتم کمی از آب ظرف را خالی کنم تا سبکتر شود. در آنجا چشمم به درختی افتاد که به تنهائی در زمینی خشک روئیده بود. من به جای اینکه آب ظرف را در همان جایی که بودم خالی کنم، راهم را دور کرده و پیش آن درخت رفتم و آب را پای آن خالی کردم و چند لحظه هم ایستادم تا مطمئن شوم آب به خورد آن رفته است. در مرور زندگیم چنان به خاطر این کارم مورد قدردانی و تشویق قرار گرفتم که باورکردنی نیست. گویی تمام ارواح به خاطر این عملم به من افتخار می کردند و خوشحال بودند. این کار یکی از بهترین کارهای زندگیم به نظر می رسید و این برایم عجیب بود زیرا از دید من چیز چندان مهمی نبود و فکر می کردم که کارهای خیر بسیار بزرگتری در زندگی انجام داده ام که این در برابر آن ها کوچک است. ولی به من نشان داده شد که این عمل من ارزش بسیار زیادی داشته زیرا کاملاً از روی دل انجام شده و هیچ شائبه و توقعی در آن برای خودم وجود نداشته است… .. من می خواستم در همان عالم بالاتر که عالم عشق و آرامش و نور بود بمانم. ولی وظائف من روی زمین به من گوشزد شد و بالاخره علی رغم مخالفتم متقاعد شدم که باید بازگشته و زندگی و مأموریتم را روی زمین به اتمام برسانم… 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
زندگی پس از زندگانی
من درک کردم که هر کسی که می میرد یک راهنما دارد. فقط بعضی از ارواح چنان در دنیای خود غرقند که هیچ وق
برای سالها من تجربه ام را از همه مخفی می کردم زیرا هنگامی که از آن برای دیگران صحبت می کردم با قضاوت منفی آن ها روبرو می شدم و به من اتهام دیوانگی و تخیل زده می شد و زندگی عادی برایم مشکل شده بود. تا اینکه بعد از چندین سال کتابی در این زمینه دیدم و متوجه شدم که افراد زیاد دیگری نیز تجربه هایی مشابه من داشته اند، گرچه ممکن است جزئیات تجربه آن ها کمی با من فرق کند یا با زبان و بیان متفاوتی شرح داده شده باشد. بعد از این اتفاق من خیلی مشتاق شدم که افراد دیگری را بیابم که تجربه ای مشابه من داشته اند. من حتی شغل خود را تغییر داده و در قسمت خدمات پزشکی در بیمارستان مشغول به کار شدم و سعی می کردم در بیمارستان با مریض هایی که برخورد نزدیکی با مرگ داشته یا احیاء شده بودند ارتباط برقرار کنم به امید اینکه شاید آنها هم چیزهای مشابهی را دیده باشند. به تدریج تجربه های نزدیک به مرگ در جامعه بیشتر جا افتاد و من امروزه به طور مرتب (حداقل یکی دو بار در ماه) در جمع دوستان یا گروه های دیگری که علاقه مند هستند حضور یافته و به طور مفصل راجع به تجربه ام با آنها صحبت می کنم. برعکس سابق، الان مردم به خصوص جوان ترها علاقه بسیاری به شنیدن تجربه ام دارند و به نظر می رسد تحت تأثیر قرار می گیرند 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
36.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توصیف نوری که تجربه کنندگان مختلف در آن دنیا مشاهده کرده اند. این نور در اظهارات کلیه ی تجربه کنندگان، بسیار عاشقانه ، دوست داشتنی و لطیف توصیف شده است. منتظر محتواهای جدید باشید. 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
هدایت شده از زندگی پس از زندگانی
دعاے زیباے فرج بخوان دعاے فرج را دعا اثر دارد.... 🌹 قرار ما حدود ساعت ۲۲ الی ۲۳ 🌹 🔃منتشر کنیدلطفا🙏 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
23.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فردی که در جاده ی مشهد تصادف کرده و تجربه ی نزدیک به مرگ داشته است. 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
16.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕌 -کوتاه . 🌐موضوع :چرا بعضیا از معرفی دین خدا خجالت میکشن؟ ✅ دو حدیث معتبر و جالب از زیبایی های دین 🎙 سخنران :حجه الاسلام محمد رضا 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
19.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رشته های نور متشکله ی بدن فردی که تجربه ی نزدیک به مرگ داشته است. 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
دوستان! عزیزان همدل ! زندگی فعلی من و شما در برابر زندگی بعدی ، بسیار کوتاه ، بسیار فرعی و بسیار ریز و گذراست. همچون جرقه ای است که از آتش اجاقی بپرد و گم شود. برای آنکه در زندگی بعدی تا ابد و برای همیشه در آسایش و شادی باشیم ، کافیست همبن یک لحظه ی گذرای عمر این جرقه را خوب بمانیم و خوبی کنیم. و هرچند این زندگی بسیار کوتاه است اما بسیار پرثمر خواهد بود تنها و تنها اگر سختی های زودگذر برای خوب ماندن و بد نشدن را تحمل کنیم و خوب و مهربان ازاینجا برویم. زیباترین چیزهایی که حتی تصوری از آن نداریم در انتظار ماست. تنها اگر برای خوب بودن، خوب ماندن و خوب رفتن، قدری صبر و حوصله کنیم. خیلی زود میگذرد. در مقابل ابدیت و عمر بی نهایت بعدیمان ، عمر این زندگی عاریه ای حتی به قدر پلک زدنی هم نیست. 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
. 《 النَّاسِ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا》 مردم خوابند. پس هنگامی که می میرند بیدار میشوند. 🔵 بسیاری تجربه کنندگان مرگ ( از ملیتهای مختلف) ، دقیقا مشابه همین جملات را برای بیان حسشان پس از ورود به دنیای پس از مرگ ابراز کرده اند. 🔵 در منابع شیعی روایت بالا هم از پیامبر اسلام(ص ) و هم از حضرت علی(ع) نقل شده است. 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تونلی که در این فیلم بازسازی شده در جزئیاتش برای تجربه کنندگان مختلف به اشکال متفاوتی است اما کلیاتش به همین شیوه می باشد. به عنوان مثال برای آقای محمدزماتی قلعه این تونل شبیه به قیف بوده است، به گونه ای که دهانه ی انتهایی بسیار تنگتر بوده و برای خروج از آن به نوعی با فشار یا کشش از دهانه ی پایانی خارج و سپس به عالم نورانی و دل انگیز آن سوی تونل (یا قیف) وارد شده اند. ایشان حتی تصویر دقیقی از بافت و رنگ دیواره ی داخلی آن تونل به یاد دارند و به خوبی آن را تجسم و بیان می کنند. 🔸 کانال @zendegi_pas_az_zendegi_tv4