eitaa logo
🔹🔷🌷 زندگی آرام🌷🔷🔹
763 دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
2.5هزار ویدیو
74 فایل
ادمین: @adminzendegiaram گروه آموزشی زندگی آرام مجری دوره های سبک زندگی با مدرک جهاددانشگاهی و دانشگاه تهران وابسته به موسسه فرهنگی و هنری سبک زندگی آل یاسین-قم مرکز تخصصی سبک زندگی آل یاسین پژوهشکده سبک زندگی اسلامی انتشارات تیماس
مشاهده در ایتا
دانلود
❣️ 💢 آنوقت ها که آقای چمران دفتر نخست وزیری بود، من تازه شناخته بودمش. ازش حساب می بردم. یه روز رفتم خونه شون؛ دیدم پیش بند بسته و داره ظرف می شوره. با دخترم رفته بودم. ایشون بعد از اینکه ظرف ها رو شست، اومد و با دخترم بازی کرد، با همون پیش بند... 🌷 خاطره ایی از زندگی شهید دکتر چمران 📚 منبع: مجموعه یادگاران، ج یک، ص 3 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
❣️ 💢 برا عروسیمون هر کدوم از اقوام هدیه ای آورد. اما توی هدیه ها یه بسته زیبا چشم رو خیره می کرد. بازش که کردند یک دوره نوار کاست درس اخلاق آیت الله مشکینی بود، هدیه ای از طرف داماد به عروس خانم... ❤️ امان الله این جمله از شهید مظلوم آیت الله بهشتی رو با خط زیبا نوشته و زیر میز کارش گذاشته بود: ما در راه اعتقاداتی که داریم، اهل سازش و تسلیم نیستیم... 🌷 خاطره ای از زندگی شهید امان الله غلام حسین پور، راوی: خانم شفیعی، همسر شهید 📚 منبع: 365 خاطره برای 365 روز، ص 70 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
❣️ 💢 علیرضا صبح ها حدود یک ساعت قبل از اینکه مدرسه اش شروع بشه، از خونه خارج میشد می رفت لحاف دوزی، یک تشک می دوخت و بعد می رفت مدرسه. ازش پرسیدم: علیرضا چرا این کار رو می کنی؟ بهم گفت: می خوام توی هزینه های مدرسه ام کمک خرج پدرم باشم، و حداقل پول قلم و دفترم رو خودم تأمین کنم... 🌷 خاطره ای از زندگی مدافع حرم شهید علیرضا قلی پور 📚 منبع: کتاب 365 خاطره برای 365 روز، ص 22 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 لینک دعوت در ایتا @zendegiaram98 لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 لینک گروه دوم زندگی آرام https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8D
❣️ 💢 سالن عروسی ما سلف سرویس دانشگاه بود. وقتی که ازدواج کردیم به خوابگاه دانشجویی رفتیم. دکتر گفت: می خواهی خانه بگیرم؟ گفتم: نه؛ خوابگاه خوب است. 🔹 آقای دکتر صالحی استاد ما بود. ایشان با خانم‌شان، آقای دکتر غفرانی هم با خانم‌شان، مهمان ما بودند. یک سفره کوچک انداختیم. دو تا پتو و دو تا پشتی داشتیم. با افتخار از این دو استاد بزرگوار پذیرایی کردیم. بعد هم دوتایی نشستیم راجع به مسائل هسته ای صحبت کردیم. 👈 کامپیوتر را روی میز کوچکی که قدیم ها زیر چرخ خیاطی می گذاشتند، گذاشته بودیم. پسر دکتر عباسی قرار بود به خانه ما بیاید. دکتر به او گفته بود اگر می آیی، یک صندلی هم برای خودت بیاور. 🌷 راوی همسر شهید دانشمند دکتر مجید شهریاری 📚 منبع: کتاب 365 خاطره برای 365 روز، ص 62 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
❣️ ❤️ احساس می کردم هیچ کس مرا به اندازه حمید دوست ندارد. اصلاً دوست داشتنش نوع دیگری بود. هیچ وقت مرا به خاطر خودش نمی خواست. دوست داشتنش دنیایی و زمینی نبود. مثل مادری بود که می خواست بچه اش خوب تربیت شود. همیشه به خوب شدن من می اندیشید. 💢 گاهی که می خواست از من انتقاد کند. سجاده اش را پهن می کرد. نماز می خواند. با آن قد بلند و سر خمیده اش آنقدر سر سجاده می نشست که حدس میزنم دارد با خودش تسویه حساب می کند. 🔹می فهمیدم که می خواهد نکته ای را تذکر دهد. مثل بچه ای که می داند می خواهد تنبیه شود، می رفتم منتظر می نشستم تا حرفش را بزند. 👈 این اواخر هر بار نمازش طولانی می شد، مثل بچه های شلوغ و منتظر تنبیه، می رفتم می نشستم تا بیاید از شلوغ کاری هایم به خودم شکایت کند. 🌷 راوی: فاطمیه امیرانی؛ همسر شهید 📚 منبع: کتاب به مجنون گفتم زنده بمان، ص ۱۳ و ۲۸ 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
❣️ 💢 خیلی دوست داشتنی بود. اگر ذره ای از او دلخور و ناراحت می شدم به هر طریقی دلم رو به دست می آورد، حتی پشت پاهامو می بوسید، هر روز صبح وقتی میخواست بره اداره میومد و پای منو می بوسید. یکبار خواهرش این اتفاق رو دید و به من اشاره کرد و گفت دیدی چه کار کرد مادر؟ ❤️ گفتم بله، کارِ هر روزش هست، من خودمو به خواب می زنم یک وقت خجالت نکشه. 🌷 برشی از زندگی شهید مدافع حرم امیر لطفی 📚 منبع: کتاب 365 خاطره برای 365 روز، ص 29 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
❣️ 💢 به درخواست خودم مهریه ام شد یک دوره تفسیر المیزان به جای آینه شمعدان، تفسیر المیزان را دور تا دور سفره عقد چیدیم! برکتی که این تفسیر به زندگی مان می داد، می ارزید به هزاران شگونی که آینه و شمعدان می خواست داشته باشد. 🔹 برای مراسم هم برنج اعلا خریدیم، ولی فتح الله نگذاشت درست کنیم! می گفت: حالا که این همه آدم ندار و گرسنه داریم، چگونه شب عروسیم چنین غذای گران قیمتی بدهم؟! 👈 برنج ها را بسته بندی کردیم و به خانواده های نیازمند دادیم. وقتی برنج ها را می دادیم فتح الله می گفت: این هدیه امام خمینی (رحمه الله علیه) است. 🌷 خاطره ای از زندگی خبرنگار شهید فتح الله ژیان پناه 📚 منبع: کتاب خدا بود و دیگر هیچ نبود، ص 40 📎 🌹 حماسه نهم دی، روز و میثاق امت با ولایت گرامی باد 🌹 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
❣️ 💢 علیرضا صبح ها حدود یک ساعت قبل از اینکه مدرسه اش شروع بشه، از خونه خارج میشد می رفت لحاف دوزی، یک تشک می دوخت و بعد می رفت مدرسه. ازش پرسیدم: علیرضا چرا این کار رو می کنی؟ بهم گفت: می خوام توی هزینه های مدرسه ام کمک خرج پدرم باشم، و حداقل پول قلم و دفترم رو خودم تأمین کنم... 🌷 خاطره ای از زندگی مدافع حرم شهید علیرضا قلی پور 📚 منبع: کتاب 365 خاطره برای 365 روز، ص 22 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 لینک دعوت در ایتا @zendegiaram98 لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 لینک گروه دوم زندگی آرام https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8D
❣️ 💢 آنوقت ها که آقای چمران دفتر نخست وزیری بود، من تازه شناخته بودمش. ازش حساب می بردم. یه روز رفتم خونه شون؛ دیدم پیش بند بسته و داره ظرف می شوره. با دخترم رفته بودم. ایشون بعد از اینکه ظرف ها رو شست، اومد و با دخترم بازی کرد، با همون پیش بند... 🌷 خاطره ایی از زندگی شهید دکتر چمران 📚 منبع: مجموعه یادگاران، ج یک، ص 3 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
💢 🍃 جعبه شیرینی را جلوش گرفتم،یکی برداشت و گفت:«می تونم یکی دیگه بردارم؟» گفتم: «البته سید جون، این چه حرفیه؟» برداشت، ولی هیچ کدوم رو نخورد. کار همیشگی اش بود، هر جا که غذای خوشمزه یا شیرینی یا شکلات تعارفش می کردند، بر می داشت اما نمی‌خورد. می گفت: «می برم با خانوم بچه هام می خورم». 💥 می گفت: «شما هم این کار رو انجام بدید. اینکه آدم شیرینی های زندگی اش رو با زن و بچه اش تقسیم کنه، خیلی توی زندگی اش تأثیر می ذاره». ✍️ شهید سید مرتضی آوینی 📚 کتاب دانشجویی شهید آوینی، صفحه 21 📎 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
❣️ 💢 قبل از عقد به من گفت دعایی دارم که وقت عقد آن را برایم بخواه. خواهر آقاصالح جلو آمد و یک دستمال کاغذی تاشده به من داد و گفت: این را داداش فرستاد. ❤️ روی دستمال برایم دعایش را نوشته بود: «دعا کن من شهید شوم…» یادم هست که قرآن در دست داشتم، از ته دل دعا کردم خدا شهادت را به صالح بدهد و عاقبتش به شهادت ختم شود، اما واقعاً تصور نمی‌کردم این خواسته قلبی به این سرعت محقق شود. 🌷 خاطره ای از زندگی شهید مدافع حرم شهیدعبدالصالح زارع 📚 منبع: کتاب 365 خاطره برای 365 روز، ص 99 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr
❣️ 💢 برای دیدن پدر و مادر میرفتم، بین راه نیت کردم برای خشنودی قلب امام زمان (عج) دست پدر و مادرم را ببوسم. تپش قلب گرفتم، رسیدم و خم شدم و دست مادرم را بوسیدم. دست پدر را هم بوسیدم... چقدر گستاخانه منتظر پاداش الهی بودم. ❤️ شب در عالم خواب رویایی دیدم... آنچه در ذهنم ماند پیراهن نوکری ام بود که مادرم در عالم خواب به من گفت: انشاءالله شهید شدی این پیراهن را برایم می آورند. من هم گفتم ان شاءالله. 🌷 دست نوشته شهید محسن حججی در صفحه 6 الی 19 دی یادگار 1395 📚 منبع: 365 خاطره برای 365 روز، ص 32 📎 🔆دوستان‌تان را نیز مهمان کنید؛ ┄┅─✵🍃🌺🍃✵─┅┄ کانال زندگی آرام 🔷🔸💠🔸 https://eitaa.com/joinchat/1658454037C15d6944db3 ╔═ ⚘════⚘ ═╗ 🌺🍃 @zendegiaram98 👈 گروه در ایتا ╚═ ⚘════⚘ ═╝ لینک دعوت در واتساپ: https://chat.whatsapp.com/D4cxk2Sm4sDCiLjaronf24 گروه دوم واتساپ https://chat.whatsapp.com/Ixgvi7lFYln1MEgTA05S8Dr