در هرصورت من ادم پاییز و زمستون نیستم،من تابستون فنم و مهم نیست با چه کاری بگذرونمش،تابستون تابستونه و من هم فنش هستم.
هر روزی که میگذره و هر تاریخی که جدید میشه و هر ثانیه ای که به پاییز نزدیک تر میشیم من غمگین تر میشم.
زنده.
روز سیزدهمᥫ᭡:خنثی.بی حوصله.نمیدونم والا.
روز چهاردهمᥫ᭡:خواب فراوان،کلاس زبان کنسل شده،گل خوشگلم😭،لاک زشت،رسیدن کتاب های دوست داشتنیم.
زنده.
صادقانه من هیچ وقت با هیچ سکانسی گریه نمیکنم اما این سکانس و این دیالوگ...:)))))))
بعدا می بینمتون رو داره به یه بیماری میگه که داره فوت میشه:))))